هر چند
نظامی خود را به عنوان عارف معرفی نساخته، به قرینه اشعار او می توان دریافت به طور ضمنی به داشتن گرایشات عرفانی درخود معتقد است و این معنی از خلال شعر او استنباط می شود. تذکره نویسان نیز بر همین مطلب صحه گذاشته و گاه کرامات اغراق آمیزیبه وی نسبت داده اند. همچنین محققان و نویسندگان معاصر به رو یه عرفانی وی اشاره کرده و شعر او را دارای رگه های ناب وخصوصیات عرفانی دانسته اند. نیز در داستان های به ظاهر عشقی و بزمی رگه های نابی از مضامین و مفاهی عرفانی و آسمانی یافتمی شود. شناخت
عرفان نظامی از میان عاشقانه های وی امکان پذیر است. وی در مثنویات و داستان های عاشقانه خویش نشان و رد پایی ازخود بر جای گذاشته که طریق و مسلک عرفانی خویش را به خوانندگان بشناساند. با بررسی و تعمق دقیق در شخصیت های عاشقانه هاینظامی، طرفی در سخنان عاشقانه، اقوال و افعال قهرمانان این داستانها از قبیل لیلی و مجنون، فرهاد و شیرین دیده می شود که شباهتو قرابت بسیاری با الات و مقامات عرفانی دارد و دقیقاً خصوصیات یک
عشق عرفانی را بیان می کنند. وی اولین کسی است که ازداستان های عاشقانه در جهت برداشت های عارفانه و زاهدانه بهره برد و به طور خداگاه یا ناخودآگاه، مستقیم یا غیر مسنتقیم الگویی شدبرای به وجود آمدن مثنوی های عارفانه. این پژوهش با ذکر شاهدمثال هایی از عاشقانه های
نظامی به بررسی همین موضوع می پردازد.