بررسی اثر دیوارهای حائل بتنی در جابجایی تراز پایه ساختمان با توجه به ضوابط آیین نامه 2800 abstract
یکی از ابهامات موجود در آیین نامه زلزله (استاندارد 2800) مربوط به بند 2-3-2 می باشد که در انتخاب
تراز پایه ساختمان ، ضوابطی را در پیش روی مهندسین محاسب قرار می دهد.از دیدگاه آیین نامه
تراز پایه در ساختمان ، ترازی است که در هنگام وقوع زلزله ، ساختمان از آن تراز به پایین هیچ گونه حرکت و تغییر مکانی نسبت به زمین مشاهده نشود. قابل ذکر است طبق متن آیین نامه و همچنین تئوری های موجود در مهندسی ساختمان ،
تراز پایه همواره روی سطح فوقانی شالوده ساختمان در نظر گرفته می شود ، اما آیین نامه 2800در صورت وجود
دیوار حائل بتنی مسلح در طبقات زیرزمین در قسمت اعظمی از محیط ساختمان و همچنین یکپارچه ساخته شدن آنها با اسکلت ساختمان ،باتوجه به نزدیکترین کف ساختمان به زمین کوبیده شده ، مشروط بر اینکه دیوار های حایل تا زیر این کف ادامه داشته باشند این اجازه را می دهد که مهندسین محاسب
تراز پایه ساختمان را از روی سطح فنداسیون به تراز مجاور زمین طبیعی انتقال دهند. اما در آیین نامه 2800 در مورد میزان دیوار های حائل محیطی به صورت دقیق بحث نشده است و تنها جهت مشخص نمودن مقدار
دیوار حائل از لفظ قسمت اعظم محیط زیرزمین استفاده شده است. ( این ابهام همچنان در ویرایش چهارم آیین نامه 2800 علی رغم تغییرات صورت گرفته باقی می باشد) . در این پژوهش میزان تأثیر دیوارهای حائل بتنی در جابجایی
تراز پایه محاسباتی ساختمان های فولادی مورد بررسی قرارگرفته و نتایج حاکی ازآن است که می توان در سازه های بلند (15 و12 طبقه) با اطمینان بیشتری نسبت به جابجایی
تراز پایه در درصد های مختلف
دیوار حائل اقدام نمود در حال که در سازه های کوتاه مرتبه ( 8 طبقه) با توجه به تعداد طبقات زیرزمین این مسئله به سادگی امکان پذیر نبوده و نیازبه تحلیل های دقیقتری دارد.