ولایت فقیه در رهبری جامعه ی اسلامی و اداره ی امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حلقه ی اثنی عشری است که ریشه در اصل امامت دارد.عدم اعتقاد به
ولایت فقیه ،اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید ،در عصر غیبتحضرت حجت (عج) موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمی شود ،و اگر کسی به نظر خود براساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد معذور است ،ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمان برای او جایز نیست.
ولایت فقیه اصطلاحی استبرای نظام حکومت اسلامی پس از ائمه طاهرین (ع) . ولایت در این اصطلاح به معنای حکومت و زمامداری امور جامعهاست و
ولایت فقیه به مفهوم زمامداری جامعه اسلامی از سوی کسی است که به مقام اجتهاد در فقه رسیده و حائز شرایط رهبری جامعه اسلامی می باشد . در میان تمام عوامل و عناصری که معمولاً برای ایجاد و حفظ امنیت ملی برمی شمارند ، یک روح مشترک جاری است که همچون نخ تسبیح همه دانه ها را بهم پیوند می دهد و حیات همه آن عوامل را تضمین می کند و ارتباط سالم آنها با یکدیگر را مقدور می سازد . این روح مشترک در کالبد امت که یک جامعه هدفمند و متکامل را می سازد ،
نهاد امامت و
ولایت فقیه است . در جامعه دینی و فرهنگ شیعی ؛ ولی فقیه شاخص هویت امت مجری عدالت ، محور وحدت و وارث رسالت امامت است ، استوارترین بنیان منافع و امنیت ملی برای یک جامعه دینی است استمرار امامت توسط ولی فقیه که یک عنصر تمدن ساز و فرهنگ آفرین توحیدی است ، هم عامل وحدت و امنیت ملی است ، هم عامل استحکام و اقتدار نظام سیاسی و هم موجب وحدت امت اسلامی است که این نکته اخیر هم رسالت جهان شمول دین اسلامو قانون اساسی جمهوری اسلامی است و هم عامل تقویت و توسعه امنیت ملی ماست . موضوع اصلی
ولایت فقیه این است که در زمان غیبت امام معصوم (ع) چه باید کرد ؟ آیا امت اسلامی باید بدون رهبر باشد ؟ یا باید به رهبری طاغوت تن دهند یا باید بهترین کسی را که از نظر علم ، زهد ، تقوا و مدیریت سیاسی ، از ائمه (ع) پیروی می نماید را به رهبری امت اسلامی انتخاب نمایند