حکایت حیوانات در هزار و یک شب بیانگر دسته ای از اصول اخلاقی و فرهنگی است که اساس و فلسفه آن را در اعتقادات مصریان می یابیم. در اینجا پیام کاینات در قالب داستان بیان شده و برای این کار از نماد پردازی نیروهای طبیعت استفاده شده است. از نظر مصریان حیوانات جایگاه ویژه ای داشتند. مصریان معتقد بودند خدایان با هییت حیوان بر زمین ظاهر می شوند و نظاره گر اعمال انسانی و هدایت گر او هستند؛ از سویی
کابالا به عنوان سیستم دسته بندی وجود معتقد است انسان شبیه خداوند خلق شده است و خداوند در قالب انسان بر زمین ظاهر می شود. در هر دو صورت ضرورت وجود کیهانی مشاهده می شود. این وجود متعلق به کسی است که اصول اخلاقی و مرز میان
خیر و شر را رعایت کند. این هستی کیهانی برپایه سفیروت ساخته شده است و در نهایت هدف هستی یعنی یکپارچگی را دنبال می کند. این مقاله نشان دهنده استفاده از داستان در انتقال مفاهیم فرهنگی و اخلاقی است. پیوندهای کیهان شناختی مصری (نیروهای خیر و شر) در حکایت حیوانات هزار و یک شب، پیام مشترکی را بیان می کند و آن پیام یگانگی روح فردی و کیهانی و بیان مفاهیم معنوی در قالب داستان است. در بررسی حکایات حیوانات هزار و یک شب مشخص شد باورهای اخلاقی و فرهنگی مصریان در این حکایات گنجانده شده است و عامل مشترک در اعتقادات مصریان و حکایات حیوانات هزار و یک شب، دلایل اخلاقی در پیوندهای کیهان شناخت است. در هر دو راز الوهیت در موجود کیهانی وجود دارد و موجود کیهانی تنها برپایه هماهنگی روح فردی با روح هستی شکل می گیرد.