بندر
چابهار به دلیل داشتن موقعیت خاص جغرافیایی یکی از راهبردی ترین بنادر دنیاست، ویژگی های منحصر به فرد ا ین بندر باعث شده تا در جنوبی ترین قسمت دالان
حمل و نقل شمال جنوب تعر یف شود و منافع اقتصادی 11 کشور اروپایی، آسیای مرکزی و افغانستان به آن گره خورده است. بیش از سه دهه دولتمردان ایرانی کوشیدهاند تا با احداث ز یرساخت های لازم، بستری برای ارتقاء سهم این بندر در بازرگانی داخلی و بین المللی فراهم کنند؛ اما برخلاف ویژگی های مثبت، سهم این بندر در عملیات بندری کالاهای غیر نفتی داخلی کمتر از 2% است و توفیقی در جلب نظر صاحبان کالا و بازرگانان کشورهای آسیای مرکزی و اروپا نیز به دست نیاورده است. مقاله حاضر بر این فرضیه استوار است که در کنار عوامل متعدد موثر در این امر، انزوای اجتماعی و نداشتن راههای ارتباطی مناسب جادهای و ریلی مهمترین عامل ناکامی
چابهار برای دست یافتن به اهداف پیش بینی شده آن بوده است و حتی در صورت احداث راه آهن و اتصال این بندر به شبکه خط آهن سراسر ی در
حمل و نقل کالاهای داخلی توفیقی نخواهد داشت و لیکن با کمک سرمایه گذاری کلان داخلی و خارجی و سیاستگذاری خاص دولتی می توان آن را به عنوان دروازه ورود و خروج کالاهای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکز ی، افغانستان روسیه و تعدادی از کشورهای اروپای اسکاندیناوی تثبیت کرد. روش شناس ی حاکم بر تحق یق، ماه یتی تبیینی از نوع توصیفی، تحلیلی دارد که با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد، نقشه ها و اطلاعات اینترنتی گردآوری شده و به روش کیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفته است