واضح و مبرهن است که معماری امروز به سمت بی هویتی کشیده شده است ، معماری دچار یکنوع تقلید و یا ساخت چیزی جدید و متفاوت شده است بی آنکه به روح فضا اهمیتی داده شود. . بی توجهی به فطرت پاک انسان و غوطه ور شدن در هر آنچه که مادی و فیزیکی است باعث شده تا به روحیات آدمی کم توجهی شود و همین امر ماندگاری را از معماری امروز سلب کرده و فقط برای مدت کوتاهی کالبد معماری در اذهان جاریست و بعد از مدتی کالبد دیگر جایگزین شده و قبلی به فراموشی سپرده میشود. اگر در معماری سنتی آرامش وجود داشت بدلیل حضور
سنت در تار و پود کالبد آن بود، مراد از
سنت در اینجا،
سنت جاویدان است که چیزی جز
سنت خداوندی نیست، همان سنتی که تغییر و بدلی در آن راه ندارد و هرگز دورانش به سر نمی آید و در همه اعصار حضوری زنده دارد و همگان می توانند از نور و رحمتش بر خوردار شوند. طبق کتب و مقالات و اظهار نظر اساتید محترم، معماری امروز دچار بی هویتی و بی اصالتی شده است و این ناهنجاری ها نسبت به سالهای قبل که معماری بسیار با ارزش و ماندگار بود، خسته کننده شده است. طراح قبل از هر چیز باید به اصل و ذات خود توجه کند و بعد از پردازش خود، معماری که اثر اوست خود دارای
هویت و اصالت خواهد شد. در اینجا منظور از
هویت و اصالت آدمی است نه فقط ایرانی. کم رنگ شدن ارتباط انسان با
ذات قدسی باعث از بین رفتن
سنت و جاودانگی در اثر او میشود و برای بهبود بخشیدن به این اوضاع باید هر فردی از درون ذات مقدس را جویا شود تا بتواند به آن، در صورت اهتمام بخشد.