انسان در طول حیات خود بر روی کره خاکی،
طبیعت را منبع فیضی حیات بخش و پر راز و رمز یافته و به قدمت طول عمرش از آدم تا کنون در پی کشف همه ابعاد آن، از جمله تجلی
طبیعت در هنر، برآمده است. بسیاری ازمعماران جدید، بخصوص پیروان دیدگاه هایی همچون آشوب و فراکتال، از علوم تجربی و طبیعی استنتاج
معماری می کنند، لذا باید واسطه هایی پیدا کرد تا جزییات علوم تجربی را کلی کنند و کلیات را در جزییات
معماری بیاورند. برای یافتن این واسطه ها باید سیر از جزء به کل و ازکلیات به جزییات در
معماری انجام شود. نتایج
طبیعت نباید مستقیما در
معماری طرح شود، بلکه در
معماری باید به برداشت هایی کلی از علوم و قوانین
طبیعت ارجاع کرد. فرایند خلق معماری، اگر با اصول بر گرفته از آموزه های
طبیعت توام باشد، نتایج پایداری را در محصولات
معماری به وجود خواهد آورد که در این مقاله به پژوهش در باب آن ها پرداخته شده است. در فرآیند این تحقیق با استفاده از تکنیک های توصیفی-تحلیلی به جواب سوال های
طبیعت گرایی و گرایش به
طبیعت به چه معناست و این تفسیر چگونه بر آثار
طراحی تاثیر گذاشته است به عبارت دیگر تجلی این معنا در
معماری و
طراحی چگونه بوده است پرداخته شده است، و همچنین هدف کلی که اهمیت و تاثیر
طبیعت در فرآیند
طراحی طراحان و همچنین معماران به چه صورت خواهد بود، و شناخت دیدگاه های عرفانی، فلسفی و کاربردی نسبت به
طبیعت مبتدای تحقیق در این مقاله است و با جستجوی رازها و اصول ماندگاری پدیده های طبیعت، سعی در عرضه ی اصول ماندگار آن که منجر به پایداری در تولیدات
معماری و
طراحی می گردد، شده است تا این مهم حتی الامکان به آموزش پایدار منتج گردد.