شهرها سابقه ای به قدمت تمدن بشری دارند، معماری و شهرسازی از جمله هنرهایی هستند، که بشر برای امنیت و آسودن خویش ابداع کرده است. زمانی که افراد در یک مکان زندگی میکنند، به آن مکان،
هویت میدهند. در واقع این
هویت است که به یک مکان، معنا، مفهوم و شخصیت می بخشد. با توجه به آنکه هویت، امری انتزاعی نیست؛ افراد،
فرهنگ و
محیط بر کیفیت آن تاثیرگذارند. توجه به این سه عامل به خوبی در شهرهای
ایرانی-اسلامی قابل مشاهده است، و فضاهای شهری گذشته، دارای استقلال، شخصیت و
هویت ویژه ای بوده اند. به گونه ای که هر
شهر دارای وجه تمایز با
شهر دیگر بوده و حس تعلق مکانی موجود در آن، موجب مشارکت شهروندان در توسعه
شهر میگشته است. این همان چیزی است که متاسفانه، امروزه بهدلیل عدم آموزشهای لازم، تقلید صرف از الگوهای غربی و مدرن، عدم شناخت کافی از الگوهای اصیل معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی، موجب ایجاد مشکلات عدیده در شکل گیری کالبدی شهرها گشته، و موضوع
هویت را دستخوش فراموشی گردانیده. این پژوهش سعی دارد، با انجام مطالعات کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی، به تبیین و شناخت واژه
هویت و نمود آن در شهرهای اسلامی-ایرانی گذشته پرداخته و لزوم بازپروی آن را در شهرسازی معاصر، با ارایه راهکارهایی مورد بازبینی قرار دهد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که گام اول در بازپروری
فرهنگ و
هویت ایرانی-اسلامی در شهرهای معاصر، شناخت موضوع
هویت –هویت ایرانی-اسلامی، تحقق مولفه های آن و تلاش در جهت پاسخ گویی به نسازهای انسان،
فرهنگ و
محیط میباشد. بدان معنا که
محیط مصنوع شهری، القاکننده مقام و جایگاه انسانی باشد، شهر، بازتابی از فرهنگ، باورها و
هویت افرادی که در آن زندگی کنند باشد، و نیز
محیط های شهری با انطباق با ارزشها و مفاهیم جامعه، خوانایی لازم را در ذهن شهروندان به وجود آورند. در گرو تحقق این سه عامل است که میتوان شهرها را از یکدیگر متمایز نموده و شهرهای
ایرانی-اسلامی را تعریف کرد.