ارزیابی حق بر کرامت انسانی به عنوان یک حق شهروندی در پرتو کارکردهای آموزه اساسی سازی (با تاکید بر مولفه های سیاست جنایی کرامت مدار) abstract
اساسی سازی را برجسته ترین رهاورد جنبش قانون اساسی می دانند و آن را ارتقاء اعتبار قوانین و مقررات مادون قانون اساسی و هنجارها و قواعد حقوقی به سطح اصول هنجار برین(قانون اساسی) تعریف کرده اند. این پدیده تحول آفرین، در بسترهای عینی(مربوط به وجود واقعیت های اجتماعی) و ذهنی(مرتبط با طرح اندیشه ها و آراء گونه گون) ظهور یافته و تاثیرات مهمی شامل تکامل قانون اساسی و تکوین دادگستری (عدالت اساسی) داشته است. بعلاوه، یک مبنای اصلی این آموزه مهم را می توان دفاع از حق ها و آزادیهای بنیادین شهروندی دانست. در حقیقت، رسالت راهبرد اساسی سازی، صیانت از حقوق شهروندی و ازجمله حق بر کرامت انسانی در قبال حاکمیت است. بر همین راستا، ماهیت و کارکرد فرایند
اساسی سازی را می توان در رابطه با بنیان های شاخه های مختلف دانش حقوق مطالعه نمود که از میان آن ها، حقوق کیفری به سبب ارتباط وثیقی که با جامعه شهروندی دارد، حایز اهمیت ویژه است. بدین ترتیب، اصول راهبردی حقوق کیفری که به ویژه در الگوهای متنوع سیاست جنایی متبلور هستند، به صورت قابل توجهی با آموزه
اساسی سازی می توانند مرتبط قلمداد و بر این اساس تحلیل گردند. بر اساس مولفه ها و کارکردهای آموزه
اساسی سازی در ارتباط با حق بر کرامت انسانی به عنوان یکی از حق های شهروندی، سیاست جنایی باید کرامت مدار(عدالت محور) به جای امنیت مدار(دولت محور) باشد. این نوع سیاست جنایی به جای آنکه ابزاری برای حمایت از نظام سیاسی(دولت یا حاکمیت) در برابر شهروندان باشد – که نخستین بستر برای اقتدارگرایی و استبدادپیشگی طبقه حاکم را فراهم می کند – باید راهی برای صیانت از حقوق شهروندان در برابر نظام سیاسی باشد. این، اصلی ترین ویژگی سیاست جنایی کرامت مدار، عدالت محور یا شهروندمدار در مقابل سیاست جنایی امنیت مدار یا دولت محور است. مطابق این تحلیل، مولفه ها و کارکردهای یک الگوی کارآمد از سیاست جنایی، باید همواره در راستای حق ها و آزادی های بنیادین شهروندی که ازجمله رسالت های اصول راهبردی حقوق کیفری، تضمین آن هاست تعریف شده و مبنای کار سیاستگذاران جنایی قرار گیرند. در این میان، اجرای فرایند
اساسی سازی نسبت به اصول و موازین حقوق کیفری، می تواند راه مطمینی برای حمایت از حقوق و آزادی های شهروندی در برابر حاکمیت باشد؛ مبنای این راهبرد، صیانت از حق بر کرامت انسانی و نتیجه آن، تضمین و تثبیت یک نظام سیاست جنایی کرامت مدار است. در این مقاله، ضمن بررسی مفهوم عناصر اصلی این پژوهش یعنی حق بر کرامت انسانی، حقوق شهروندی، آموزه
اساسی سازی و سیاست جنایی کرامت مدار، دو مقوله مهم دیگر را مطالعه و تحلیل می کنیم؛ اول، تضمین حق بر کرامت انسانی در پرتو آموزه
اساسی سازی و دوم، تضمین حق بر کرامت انسانی به عنوان یک حق شهروندی در سیاست جنایی کرامت مدار. بدین ترتیب، ارتباط میان چهار عنصر اصلی پژوهش مذکور در بالا که امروزه در برخی نظام های حقوقی پیشرفته و مترقی نظیر فرانسه و آمریکا، مبنای تدوین و اجرای سیاست جنایی است، مشخص و تبیین خواهد شد.