طنزحس مسوولیت پذیری درافراد باهوش است، آن ها مسوولیت پذیرهستند،حقایق در پرده را با چشمان تیزبین خود می بینند، آن را در کلام خود باز می شناسانند و بین اندیشه های افراد تضاد عمیقی به وجود می آورند. تضادی که با کمیتفکر، واقعیتها را می نمایاند. آن ها با این تضاد احساس ناراحتی و سردرگمی نمی کنند؛ چرا که به واقعیتهای بیان شده ای میرسند، که کم تر به آن فکر کرده اند و یا جرات بیان آن را نداشته اند. روشنگری که در
طنز وجود دارد از نوع
هجو و
هزل نیست که با هتاکی و الفاظ رکیک همراه باشد، بلکه درلفافه سخن گفتن و با اندیشیدن توام است که انسان را به فکر فرو برده و باعث آگاهی و بیداری وجدان میشود. در
طنز همیشه یک وقار و متانت دیده میشود که درهزل یا
هجو نیست. آن ها –هجو و هزل- از یک کالم سطحی برخوردار هست. اساس
طنز و
هجو و هزل، بر
خنده استوار میباشد اما
خنده های
هجو و
هزل تنها فراغت افزایی است،
هزل و
هجو بیشتر جنبه ی روزمرگی با خود به همراه دارند که کمتر هدفی را دنبال میکنند در حالی که
خنده یهای طنز، همیشه با افسوس و دریغ همراه است ودر تفکر به روی انسان باز میشود. انسان در این نوع نوشتار دردمندانه میخندند ولیکن
خنده ی تلخ او از گریه غم انگیز تر است .