مدیریت نوین از دیدگاه نهج البلاغه (Management from the perspective of Nahjul-Balagha)
*مسند مدیریت، امانتی الهی است که به مدیر سپرده شده است و او باید از این امانت الهی بشدت مراقبت کند . مولای متقیان علی علیه السلام درباره این امانت الهی می فرماید:
. . . و ان عملک لیس لک لطعمه و لکنه فی عنقک امانه و انت مستدعی لمن فوقک . لیس لک ان تقتات فی رعیه و لا تخاطر الا بوثیقه و فی یدیک مال من مال الله عز و جل و انت من خزانه حتی تسلمه الی و لعلی ان لا اکون شر ولاتک لک و السلام; «مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست; بلکه امانتی بر گردن تو است و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشی . وظیفه نداری که در کار مردم به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی، یا بدون ملاک معتبر و فرمان قانونی، به کار بزرگی ست بزنی . اموالی که در دست توست از آن خداوند می باشد و تو خزانه دار هستی تا آن را به من بسپاری .در مکتب اسلام مدیر باید مدیریت را برای خدمت بخواهد; به عبارت دیگر خدمت نباید وسیله ای برای حاکمیت باشد; بلکه حکومت باید وسیله ای برای خدمت باشد .مدیر قبل از آنکه ریاستمدار باشد، خدمتگزار است و با تیغ تیز مدیریت در جهت خدمتگزاری، اقامه حق و عدل و دفع باطل و ظلم می کند.
ارکان مدیریت از دیدگاه امام علی علیه السلام
*برنامه ریزی: امیرالمومنین علیه السلام در زمینه برنامه ریزی می فرماید: امارات الدول انشاء الحیل; «بقای مناصب و دولتها، برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور است.( میزان الحکمه، ج 2، ص 551)زیرا برنامه ریزی مانع ندامت است و به انسان تدبیر می دهد .
سازماندهی وگزینش صحیح افراد:از مهمترین مسائل در سازماندهی و تجدید سازمان، گزینش و بکارگیری افراد درستکار و شایسته در سازمان است. امام علی علیه السلام که تربیت یافته مکتب قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، به شایسته سالاری در نظام مدیریتی اعتقاد دارد: .امام در نامه ای خطاب به مالک اشتر ملاکهای گزینش کارگزاران را بیان می فرماید; از جمله اصالت مذهبی و خانوادگی، تقوا، شرم، حیا و حزم(نهج البلاغه، ج 5، نامه 53)
تقسیم کاردر تئوری حضرت امیر علیه السلام تقسیم کار یکی از مبانی و اصول مدیریت است; زیرا مدیر بوسیله تقسیم کار می تواند به اصل کنترل و نظارت مبادرت کند و بدون تقسیم کار این امر باطل است .در مکتب امیرالمومنین علیه السلام تقسیم کار بر اساس شایستگیها انجام می پذیرد.
تصمیم گیری بر مبنای عقل و تدبیر و مشورت: یکی از بزرگترین و مهمترین ارکان مدیریت که می تواند رمز شکست و یا موفقیت مدیر باشد، «تصمیم گیری » است . امیرالمومنین علیه السلام رای افراد عاقل را موجب نجات آنان می داند.
قاطعیت: قاطعیت به معنی فیصله دادن به امور و حل مشکلات است . این امر با لجبازی و یکدندگی تفاوت دارد . برخی قاطعیت را پافشاری
بیش از حد و «عدم انعطاف پذیری » و برخی دیگر آن را سختگیری می دانند.
سعه صدر و بردباری : امام علی(علیه السلام) دراین باره می فرماید:آله الریاسه سعه الصدرابزار مدیریت سعه ی صدر است.(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ی ۱۷۶ )ازویژگی های مهم یک مدیر کارآمد، میزان تحمل اوست وگرنه یک مدیر بی طاقت در برابر ضربات سازمانی و مدیریتی به سرعت خرد خواهد شد.
همدلی ، مهربانی و تواضع : در مدیریت یکی از ویژگیهای مدیر موفق آمیختن قوانین خشک و غیر قابل انعطاف با مهر و عطوفت است . موفقیت
در این کار نشانگر هنروری مدیر است .
وفای به عهد : وفای به عهد از اوصاف فطری انسانها و پیمان شکنی از ویژگیهای بارز منافقان است .ویک مدیر اسلامی باید خود را به این صفت مهم آراسته نماید
پرهیز از تملق وستایش بیجا: از آفت های ارتباط حاکم یا مدیر با افراد و زیر دستان او، تملق و چاپلوسی مرئوسین نسبت به مدیران می باشدکه باعث فساد وتباهی در مدیریت سازمان یا حکومت می گردد.امام علی(ع) در پاسخ مدح وثنای فراوانی که یکی از یارانش درباره او می گوید، می فرماید: سزاوار است کسی که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظیم است به موجب آن عظمت همه چیز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند.