mahdi salehinia
5 یادداشت منتشر شدهاخلاق حرفه ای، از مهم ترین ابزار گسترش فعالیت های تجاری و اداری است.
اخلاق حرفه ای، از مهم ترین ابزار گسترش فعالیت های تجاری و اداری است. اخلاق حرفه ای ایجاب می کند که بعضی افراد با استفاده از شیوه های غیرقابل قبول و با زیر پاگذاردن شرایط رقابت سالم، امتیازهای خاصی به نفع خود و به ضرر سایر افراد در سراسر جهان تحصیل نکنند
ناولی معتقد است اطلاعات پراکنده در ذهن انسان نیاز به دسته بندی ، تفسیر و پردازش صحیح دارند تا بتوان از میان آنها اطلاعات جدید و مبتکرانه ای خلق کرد . لذا در تفسیر نتایج بدست آمده از تحلیل داده های تحقیق می توان گفت مدیران شرکت گاز استان گلستان که جامعه آماری پژوهش حاضر به شمار می رود ؛ در زمینه ایجاد مهارتهای تفکر انتقادی در کارکنان خود و بهره گیری از آنها جهت رشد توان ذهنی مدیران و قدرت نوآفرینی و خلاقیت آنان گامهای موثری برداشته است و مدیران سازمان با بهره گیری از آموزشهای مداوم در راستای خط مشی کلی سازمان بخوبی از عهده پرورش ایده های مدیران خود برآمده اند .استنباط مدیران از وقایع روزمره به عنوان اولین مهارت تفکر انتقادی جهت نتیجه گیری صحیح از یافته های گذشته در محیط کاری ، می تواند با آزاد اندیشی و به پرواز در آوردن افکار جهت دیدن افقهای نوین در سازمان و اکتشافات خلاقانه ارتباط عمیق داشته باشد .ارتباط مهارت شناسایی مفروضات که یکی دیگر از پنج مهارت تفکر انتقادی است با خلاقیت نشانگر توان فرد در استفاده از پیش فرضها جهت ایجاد تدابیر تازه ، مفید و ارزشمند می باشد.تایید رابطه بین شناسایی مفروضات توسط مدیران و میزان خلاقیت آنها در شرکت گاز می تواند نشانگر پیش فرضهای واقع بینانه و براساس تجربیات ژرف افراد و استفاده از این پیش فرضها در جهت تحصیل فرایندهای نوین فکری و خلاقیت آنها باشد . سومین مهارت از مهارتهای تفکر انتقادی،استنتاج صحیح از مقدمات می باشد که می تواند خلاقیت فرد را تحت تاثیر قرار دهد . بطوریکه مدیران دارای ذهنی باز و تفکری که پایه آن را نتیجه گیری صحیح از مقدمات موجود تشکیل می دهد ؛ می توانند نوگرا ، تنوع طلب و خلاق باشند.مهارت چهارمتعبیر، تفسیروتوانایی پردازش اطلاعات و تعیین اعتبار آنها می باشد.اینکه فرد قادر به تشخیص ارتباطات علت و معلولی بین شواهد و نتایج یک امر باشد ، این امکان را برای او ایجاد می کند که به جهات مختلفی از یک موضوع بیندیشد و با گسترش افکار خود خود در جهت ایجاد طرحهای جدید گام بردارد.
تحقیقات ناولی (2006) نشان می دهد که خلاقیت نتیجه یکسری فعل و انفعالات ذهنی است که یکی از مهمترین آنها استفاده از هوش و دانش فرد در جهت تفسیر صحیح وقایع است ، وقتی ذهن فرد در مقابل یافته های موجود آگاهانه و اصولی به قضات می نشیند ، شناخت روابط و موقعیتهای جدید و ترکیب آراء و اندیشه ها به طرزی نو گسترش می یابد .توانایی تشخیص استدلالهای قوی و بیان ارتباط آن با سوال بصورت مستقیم و غیر مستقیم پنجمین مهارت از مهارتهای تفکر انتقادی است که نقش مهمی در تبیین فرایندهای مساله یابی دارد. تعیین درجه اهمیت استدلالهای آورده شده در رابطه با هر موضوع می تواند به مسیری در جهت فهم بیشتر محتوای سوالات بینجامد و همین امر وضوح تصمیمهای احتمالی آینده را افزایش می دهد . نتایج حاصل از پژوهشهای ناولی (2006) مبین این مطلب است که آنچه سبب بروز اندیشه های جزم گرایانه بین افراد می شود ، عدم توجه آنها به استدلالهای منطقی و صحیح می باشد . هدایت جریان تفکر به سمتی که در آن ذهن به تشخیص دلایل محکم برای سوالاتی که با آنها مواجه می گردد ، سوق داده می شود ، می تواند انسجام فکری فرد را برای حل مسائل با نقد بررسی آنها افزایش دهد. ارزشیابی استدلالهای منطقی نه تنها فرایند پایانی تفکر است ، بلکه نقش پل ارتباطی را بین متفکر و محیط برقرار می کند و رویکردهای جدید به خلاقیت را پیش روی او می گشاید .در نهایت یافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که کارکنان شرکت گاز استان در جهت ارتقای سطح تفکر انتقادی و خلاقیت مدیران خود گامهای بلندی برداشته است. فرهنگ و جو حاکم بر سازمان تا حد زیادی بر رویکرد کارکنان به سمت ژرف اندیشی و ارائه ایده های نو در محیط کاری خود تاثیر داشته است . بطوریکه مدیران این سازمان قادر هستند بخوبی بیاندیشند و افکار و ایده های خود را مطرح سازند . اگر چه کاستیهایی نیز در این زمینه مشاهده می گردد که از جمله آنها می توان به نظام دیوان سالارانه آن اشاره کرد ، اما نتایج تحقیق نشان می دهد که در زمینه چنین بوروکراسی عظیمی هم می توان فرهنگ تفکر نقاد و چالش برانگیز را حاکم نمود و بر میزان خلاقیت و نوآوری افزود . در واقع آنچه سازمانها را به سمت کمال و پیشرفت هدایت می کند همان تاکید بر نیروی انسانی فعال و پویاست که با اندیشه های منتقدانه خود نوگرایی و ابتکار را در سازمان بنیان گذارند .