چالش با سنت: اندیشه های نوگرایانه سید محمد حسین فضل الله درباره زن

17 آذر 1404 - خواندن 8 دقیقه - 112 بازدید

در اندیشه سنتی مذهبی زن همواره از مرد پایین تر شمرده شده است. او را در مقایسه با مرد «کم عقل»، «فتنه» و «ناقص الدین» دانسته اند. بر اساس چنین نگرشی، تصویری که از زن ارائه می شود این است که زن جایگاهی جز خدمتکاری و کنیزی برای ارضای خواسته های جنسی مرد ندارد. نمایندگان این تفکر سنتی نیز برداشت خود از زن را همان «اسلام» می دانند و هیچ گونه انتقاد یا بازاندیشی را در این زمینه برنمی تابند.

همین رویکرد سبب شده است که زن در جهان اسلام پیوسته زیر چرخ ظلم و ستم خرد شود. هنگامی که این فهم سنتی با دلایل مستند نقد می شود، به جای بازنگری در دیدگاه خود، همه انرژی صرف متهم کردن منتقد به «اسلام ستیزی» می گردد. با این حال، در جهان اسلام عالمان بسیاری بوده اند که بر پایه تحقیق و استدلال، این نگاه سنتی را به چالش کشیده اند. سید محمد حسین فضل الله(۱۹۳۵.۲۰۱۰)، عالم دینی لبنانی، از جمله این افراد است که با اتخاذ دیدگاهی متفاوت درباره زن، فتواهایی صادر کرد که در تعارض با خوانش سنتی قرار دارد. او پس از مطالعه گسترده و تامل در قرآن و سنت، بی هیچ تردید ظلمی را که بر زن روا داشته شده چنین بیان می کند:

«من با در نظر گرفتن قرآن و سنت، اندیشه سنتی درباره زن را مطالعه کردم. پس از این پژوهش، برایم روشن شد که برخی دینداران سنتی با تکیه بر احادیثی خاص، از ظاهر قرآن فاصله گرفته اند؛ یعنی به جای پایبندی به حکم صریح قرآن، به حدیثی استناد کرده اند که از نظر سند و متن قابل نقد است. زن در طول تاریخ همواره مظلوم بوده است. به باور من، عقل و توانایی زن با مرد برابر است، اما با این حال او را از میدان عمل بیرون رانده و به ابزاری جنسی و کنیزی برای مرد فروکاستند.»

فضل الله در آراء فقهی خود حقوقی برای زنان قائل است که در تضاد با نگاه سنتی قرار دارد. او با برابر دانستن زن و مرد معتقد است همان گونه که مرد بالغ و رشید در امور مالی خود مستقل است، زن بالغ و رشیده نیز در امور مالی خویش مستقل است. همچنین در مسئله ازدواج، زن بالغ و رشیده نیازمند اجازه پدر، پدربزرگ یا برادر نیست و در تصمیم گیری درباره ازدواج خود مختار است. اجازه پدر تنها یک امر مستحب است، نه واجب.

در موضوع ظلم شوهر نسبت به زن، فضل الله نظر آشکاری دارد: زن در برابر خشونت شوهر حق دفاع از خود را دارد. اگر مرد با سختگیری زن را از حقوقی چون نفقه محروم کند، زن نیز این حق را دارد که شوهر را از حقوقی که پس از ازدواج لازم الاجراست محروم کند.

فضل الله با محکوم کردن خشونت مردان علیه زنان، زنان را به توانمندسازی جسمی و تقویت قدرت دفاع از خود دعوت می کند.

در استدلال های خود، فضل الله برخلاف تفکر سنتی، قرآن را منبع اصلی می داند و معتقد است هر حدیثی که با قرآن تعارض داشته باشد باید کنار نهاده شود.

او درباره برابری زن و مرد می گوید: «من در قرآن هیچ آیه ای نیافتم که برتری مرد بر زن را بیان کرده باشد.» برای این نظر، آیات صریح قرآن را دلیل می آورد: زن و مرد هر دو مکلف اند (بقره ۳۶)، در ارزش های اخلاقی تفاوتی ندارند (آل عمران ۱۹۵)، در پاداش و کیفر نیک و بد تفاوتی میان آن ها نیست (نور ۲)، و در بیان صفات منفی اخلاقی نیز هر دو جنس را مخاطب قرار می دهد (تحریم ۱۰)او می افزاید معنای زوجیت جدایی دو چیز نیست؛ بلکه دو چیز پیوسته و مرتبط با یکدیگر است.. ب

به باور وی، کم بودن سهم ارث زن نسبت به مرد به معنای برتری مرد نیست، بلکه با تفاوت وظایف اقتصادی آن ها ارتباط دارد.

در اندیشه سنتی، «الرجال قوامون علی النساء» به معنای حاکمیت مرد بر زن دانسته می شود؛ اما فضل الله معتقد است این آیه تنها به زندگی زناشویی و مسئله نفقه مربوط است و خارج از آن، مرد هیچ برتری ای بر زن ندارد.

در نگاه سنتی، زن بدون اجازه شوهر نمی تواند از خانه خارج شود. فضل الله معتقد است این موضوع صرفا برای حفظ حق جنسی شوهر است. بنابراین اگر زن بدون تضییع حق جنسی شوهر از خانه بیرون رود، ایرادی ندارد. از سوی دیگر زن نیز بر مرد حق جنسی دارد و اگر دچار نیاز شدید شود، بر مرد لازم است که آن را برآورده کند.

او «نصف بودن شهادت زن» را نشانه کم عقلی او نمی داند، بلکه شهادت را امانت داری می شمرد و معتقد است این موضوع ارتباطی با توانایی عقلانی ندارد. دو زن در برابر یک مرد از باب احتیاط است، نه از سر کم ارزش بودن زن.

درباره زن غربی، فضل الله معتقد است او توانسته در بسیاری از عرصه ها خود را ثابت کند، اما همچون مرد غربی گرفتار بحران معنوی است. زن غربی آزادی دارد اما این آزادی گاه چنان پیچیده شده که او را از درک این حقیقت بازمی دارد که کمال مرد و زن بدون یکدیگر ممکن نیست.

درباره زن شرقی می گوید: در اینجا زن انسان درجه دوم تلقی می شود. پدر شرقی شخصیت و خواست دخترش را نادیده می گیرد و بدون توجه به نظر او، وی را به ازدواج ناخواسته مجبور می کند. فضل الله این رفتار را بازمانده دوران جاهلیت می داند؛ دورانی که دختر اجازه گفتگو با پدر را نداشت و نماد آبروی خانواده شمرده می شد. اگر دختر دچار خطایی می شد، آبروی خانواده از بین می رفت، اما خطای پسر توجیه می شد. در چنین نگرشی، اگر دختر مرتکب انحراف شود، به قتل می رسد.

به باور فضل الله، زن شرقی پس از ازدواج نیز همین فرهنگ جاهلی را تحمل می کند و شوهر از او انتظار اطاعت بی چون وچرا دارد.

او می گوید درباره مقام زن در اسلام بسیار گفته و نوشته شده، اما در عمل چیز چشمگیری تحقق نیافته است.
فضل الله معتقد است زن شرقی باید در امور فکری، سیاسی و اجتماعی نقش فعال داشته باشد و وظیفه اش در جامعه همانند وظیفه مرد است. او باید در حل مسائل سیاسی کشور خود سهمی داشته باشد. تبعیض علیه زنان زمانی پایان می یابد که آن ها را «انسان» بدانیم، نه صرفا «جنس». اسلام زن را به عنوان انسانی پویا و فعال در جامعه می خواهد.

برخلاف اندیشه سنتی مذهبی، فضل الله هرگز ادعا نمی کرد که آراء او غیرقابل نقد است. او همواره از نقد مبتنی بر استدلال استقبال می کرد و می گفت: «در من این شجاعت هست که هرگاه دریابم رایی از من نادرست است، بی هیچ تردید از آن بازگردم؛ اما نمی توانم از ترس ناسزا شنیدن از مردم، از بیان دیدگاه هایم دست بردارم.»

(ترجمه فارسی یادداشت نویسنده از اردو،توسط چت جی پی تی،منتشر شده در سال ۲۰۲۱م در یکی از سایت های معتبر پاکستان)