ghulam shabir naeem
11 یادداشت منتشر شدهرویای تاسیس"مسجد الاسلام"؛گامی برای احیای وحدت اسلامی در پاکستان
آیا هر یک از ما ساز خود را می زند؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید در رفتار خود بنگریم. اگر من، شما یا هر فرد دیگری درباره هر موضوعی نظری ارائه دهد که نه بر پایه علم و دانش، بلکه بر اساس حب وبغض های شخصی یا منافع فردی باشد، بی تردید چنین فردی «ساز خود را می زند» و بر رای خویش پافشاری کرده، به نظر دیگران اعتنایی نمی کند.
جانبداری، لجبازی، کینه توزی و منفعت طلبی دیواری بلند میان انسان و حقیقت برپا می کند؛ دیواری که دسترسی به چشمه های علم و معرفت را—even به اندازه قطره ای—سخت و گاه ناممکن می سازد. زمانی که هدف رسیدن به دانش نباشد، نواختن «ساز خود» حتی به کسب وکاری سودآور بدل می شود.
اگر در این سخن تردید دارید کافی است به وضعیت جهان اسلام بنگرید؛ جایی که ساختن و نواختن ساز خود آن چنان منفعت مالی ایجاد کرده که به صنعتی تمام عیار تبدیل شده است. از سوی دیگر، چشمه های علمی که از «مسجدالاسلام» سرچشمه می گرفتند، به خشکسالی دچار شده اند و هنگامی که سرچشمه های دانش خشک شوند، «مسجدالاسلام» به فرقه های گوناگون چون شیعه، بریلوی، اهل حدیث، دیوبندی و… تقسیم می شود.
من با هویت و فرهنگ هیچ مکتب فکری مخالف نیستم. ممکن است من شیعه، سنی، اهل حدیث یا بریلوی باشم؛ اما هویت یک مسجد نباید بر پایه فرقه شکل گیرد. مسجد خانه پروردگار است؛ نه شخص یا فرقه ای مالک آن، بلکه مالک تنها خداوند است. مسجد نهادی آموزشی است که نخستین معلم آن، فخر انسانیت، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم هستند؛ بنابراین مسجد از آن هیچ فرقه ای نیست، بلکه تنها «مسلمان» است.
پس چرا در پاکستان بسیاری از مساجد به افراد مسلمان از مکاتب مختلف اجازه ورود آزادانه نمی دهند؟ زیرا در این صورت منافع کسانی که به صنعت «نواختن ساز خود» وابسته اند، به خطر می افتد.
به همین سبب، کسانی که به مساجد وابسته اند، هرگز در پی تبیین ویژگی های حقیقی «مسجدالاسلام» بر پایه تاریخ و فرهنگ اسلامی برنیامده اند. آنان این مرکز تربیت انسان را به رنگ فرقه ها آغشته و درهای علم و معرفت را بسته اند. ویژگی های واقعی «مسجدالاسلام» زمانی آشکار می شود که افراد وابسته به منفعت طلبی و بی خبری از دانش در آن حضور نداشته باشند.
آیا واقعا امروز در پاکستان می توان تصور کرد که هر فرد از هر مکتب فکری بتواند مطابق عقیده خود عبادت انجام دهد؟ هرگز! افراد ناچارند به مسجد فرقه خود بروند. کار به جایی رسیده که حضور یک عالم از یک مکتب در مسجدی از مکتب دیگر تبدیل به خبری شگفت انگیز می شود و پس از آن تلاش هایی برای جلب تحسین و تقدیر صورت می گیرد.
در چنین اوضاعی، «مسجدالاسلام» بر حال خود می گرید؛ همان مسجدی که در زمان معلم نخستین خود، حتی غیرمسلمانان نیز در آن حضور می یافتند و بهره می بردند. امروز آن ویژگی وحدت آفرین جهانی تا حد زیادی محدود شده و مسجد در بسیاری مناطق به ابزاری برای شهرت و درآمد تبدیل گشته است.
آیا می توان امروز تصور کرد که کسی که خود را عالم می نامد، در مسجد بنشیند و به پرسش هایی درباره وجود خدا پاسخ دهد؟ یا بی درنگ منکر وجود خدا را «کافر» بخواند و از مسجد اخراج کند؟
کاروان بشریت به سوی پیشرفت در حرکت است، اما ما نه تنها کارکرد تربیتی مراکز آموزشی خویش را دگرگون کرده ایم، بلکه حتی برخی را به کلی از میان برده ایم. مهم ترین مرکز تربیت، مسجد است؛ نه فقط برای مسلمانان، بلکه برای تمام انسان ها. اما افسوس که این نهاد در دست کسانی افتاده که به جای دعوت غیرمسلمانان به اسلام، به دامن زدن به نفرت های فرقه ای مشغول اند. البته بسیاری از افراد هستند که نفرت پراکنی نمی کنند، اما آنان نیز نقش واقعی مسجد را فراموش کرده اند؛ چراکه منافع مالی این فراموشی را ایجاب می کند.
در دوران معاصر، مسجدالحرام و مسجدالنبی صلی الله علیه وآله وسلم نمونه هایی اند که در آن ها مسلمانان از هر مکتب فکری می توانند عبادات خود را انجام دهند. اما حتی در این دو مکان مقدس نیز تلاش برای نمایندگی یا تبلیغ فرقه ای، با مفهوم اسلامی مسجد در تضاد است؛ چنان که در ویدیوهای فراوان شبکه های اجتماعی مشهود است.
اکنون پرسش این است که چه کسی باید نقش واقعی «مسجدالاسلام» را تبیین کرده و هاله ای را که برخی روحانیون بر آن افکنده اند، کنار بزند؟ دولت؟ اندیشمندان؟ محدثان؟ مفسران؟ فقها؟ قضات؟ خبرنگاران؟ سیاست مداران؟ فرماندهان نظامی؟ یا من و شما؟
نمی دانم. آنچه می دانم این است که اگر روزی «مسجدالاسلام» بدون پوشش های فرقه ای و با ویژگی های حقیقی خود معرفی شود، جامعه ما بی شک به کانونی از صلح و آرامش تبدیل خواهد شد. در آن صورت، نیازی به الگوگیری اخلاقی و علمی از کشورهای غربی نخواهیم داشت. رفتار نخست وزیر نیوزیلند برای ما عجیب نخواهد بود؛ چراکه در آن زمان، انسان هایی ریشه دار، فرهیخته و تشنه دانش از «مسجدالاسلام» تربیت خواهند شد.
تاسیس «مسجدالاسلام» دشوار است، اما ناممکن نیست. اگر روزی در پاکستان «مسجدالاسلام» جایگزین مساجد سنی، شیعه، اهل حدیث و بریلوی شود، تصویری چنین خواهد داشت:
«مسجدالاسلام» مسجدی خواهد بود که در آن مسلمانان از هر مکتب فکری آزادانه نماز می خوانند و علمای این مذاهب نیز در کنار هم حضور دارند. آنان به جای صدور فتوا علیه یکدیگر، مسائل فکری جهان را با روش علمی بررسی خواهند کرد.
در این مسجد، اختلاف ها با ادب و منطق بیان می شود، بدون آنکه به تنش و نزاع بیانجامد.
در «مسجدالاسلام»، بحث ها علمی، استدلال ها قوی، و فضای گفتگو آرام خواهد بود؛ در حالی که هر مکتب فکری نیز هویت فرهنگی خود را حفظ می کند.
نمی دانم چند عالم از مذاهب گوناگون در پاکستان حاضرند برای چنین همکاری گرد هم آیند؛ اما همگان می دانند مسجدی که اساس آن بر اختلاف و تفرقه بنا شده باشد، «ضرار» نام دارد و معلم نخستین مسجدالاسلام دستور از میان بردن آن را می دهد.
در مقابل، «مسجدالاسلام» تصویری عملی از وحدت مسلمانان است. پس بر ماست که دست کم برای تاسیس چنین مسجدی تلاش کنیم؛ و تا آن زمان، در کنار اختلافات، تعهد کنیم که یکدیگر را درک کرده و در کنار هم حرکت کنیم.
(ترجمه فارسی یادداشت نویسنده از اردو،توسط چت جی پی تی،منتشر شده در سال ۲۰۱۹م در یکی از سایت های معتبر پاکستان)