عدم تناسب سنی در وقوع طلاق ؟

19 دی 1402 - خواندن 7 دقیقه - 338 بازدید




عدم تناسب سنی _ اختلاف شدید سنی میان زن و شوهر دو جنبه دارد :

مرضی یا انحرافی و دیگری تحمیلی .

ازدواجی که بین یک دختر جوان با مردی میانسال یا کهنسال بنا بر خواسته خود دختر صورت می گیرد یا پسر جوانی که با شوقی وافر خواستار زناشوئی با فرتوت زنی میشود که چشمداشتی به دارایی این زن ندارد . مسئله مرض پیرپسندی یا پیر دوستی را مطرح می سازد که ما آن را به تبعیت از محققان روانشناسی در زمره انحرافات برسی نموده ایم . ( الف ) اجمال بحث این است که پیرپسندی قرینه بچه دوستی است ، به این معنی که تمایل انحرافی بچه دوستی در اثر قبح اجتماعی و ناکامی ممکن است تغییر سمت داده متوجه نقطه مقابل و جنس مخالف اولیه گردد .

مرد جوانی که به بیماری پسر دوستی مبتلا است از این تمایل انحرافی روبرتابد و در جهت عکس آن گام بردارد و به پیرزنی رو آورد .

توجیه دیگر این بیماری را باید در عقده های ادیپ والکترا جستجو کرد که در پسران و جوانان هنوز تصفیه نشده است .

پسر جوانی که هنوز به مادر خویش عشق می ورزد . در جستجوی همسری است که با مادرش همسال باشد و دختری که هنوز گرفتار عقده الکترا است در جستجوی مردی است که در سن و سال پدرش باشد .

به هر حال در اینجا به این نوع ازدواجها نظر نداریم بلکه منظور ما مرد کهنسالی است که از طریق توسل به قدرت مادی و یا سیاسی یا اجتماعی خود با دختر نورسیده ای بر خلاف تمایلات قلبی او ازدواج می کند و یا فرتوت زنی است که با استعانت از قدرت سرشار مالی خویش پسر جوانی را وسیله هوس بازی و ارضای تمایلات خود میسازد .

اینگونه مردان و زنان کهنسال ، تصور باطلی در سر می پرورانند و چنین گمان می برند که اگر جسم جوانی را بر اثر فقر مادی توانستند خریداری نمایند بر روان آنان نیز حکومت خواهند داشت در صورتی که عواطف دختر یا پسر جوان را واقعا با پول نمی توان خریداری کرد و نیازهای عاطفی و جنسی به وسیله پول برآورده نمیشود. 

از این قبیل ازدواجها که در ردیف ازدواجهای تحمیلی و سست محسوب می شود به علت فقدان تفاهم میان زن و شوهر ، نمی تواند ضاگ ضامن بقاء و دوام زندگی زناشوئی باشد اگر اینگونه هوسبازیها به طلاق منجر نشود زنای محصنه و خودکشی را در پی خواهد داشت. 

2_ ازدواج زودرس یا کم سالی :

بعضی محققان دریافته اند که ازدواجهای نارس یا ازدواج هایی که در سنین پائین تر صورت میگیرد به مراتب سست تر از ازدواج هایی است که زن و مرد با بینش و بصیرت و مآل اندیشی بیشتر بدان مبادرت می ورزند.

ازدواج در سنین پائین تحت فشار شدید و فوق العاده تمایلات طبیعی صورت می گیرد و بی شباهت به ازدواج های عشقی نیست . " در خانواده هایی که سن زن و شوهر کم است ، طلاق بیشتر روی میدهد " ولی بر طبق توجیه مولفان " زمینه جامعه شناسی " علت کثرت طلاق در بین زنان و شوهران جوان این است که " ازدواج مجدد یا تجدید خانواده برای زنان و شوهران جوان چندان دشوار نیست . تقریبا دو ثلث طلاقها، بین زنان و شوهرانی روی میدهد که از زناشوئی آنان بیش از ده سال نمی گذرد ." (ب ) بااینکه سن ازدواج در ایران عملا بالا رفته است ، این سوآل پیش می آید پس چه شد که تعداد طلاق افزایش یافته است . ؟

بالا رفتن سن ازدواج در ایران نسبت به گذشته معلول عوامل متعدد اقتصادی و دگرگونی اجتماعی و گرایش به تحصیلات عالیه و حصول تخصص و از جمله سخت گیریهای والدین و توقعات بی جای آنان و رسوم اجتماعی است. 

بالا رفتن سن ازدواج و فزونی طلاق اختصاص به ایران ندارد این " ویل دورانت " است که میگوید : سال به سال ازدواجها دیرتر و جدائیها زودتر فرا می رسند و کم کسی پیدا میشود که اخلاص و وفاداری را بستاید . به زودی زمانی خواهد رسید که هیچ مردی نخواهد خواست با زنی که با هم از تپه زندگی بالا رفته بودند پایین برود و ازدواج بی طلاق چنان نادر خواهد شد که دوشیزه شب زفاف ... " ( ج ) ویل دورانت نیز در باره بالا رفتن سن ازدواج ، پدران و مادران را مسئول میشناسد و می گوید :

باید این پدران و مادران را که در اشتباه هستند قانع کرد که آنان فرزندان خود را با اجبار به تاخیر در ازدواج به کارهای ناروا و انحرافات غیر اخلاقی سوق می دهند و راه عقل در جلوگیری از زناشوئی فرزندانی که دارای ذهن صاف و پاک هستند نیست بلکه در آن است که باید به پسران و دختران مال و جهازی داد که نقص اقتصادی آنان را جبران کند و جرات آنان را در روبرو شدن با مشکلات جهانی زیادتر سازند . این هدیه و جهاز قرض حسنی است که به فرزندان میدهیم که آنها به نوبه خود آن را به فرزندان خود خواهند داد . کسی زیان نخواهد کرد و همه سود خواهند فرد . در روزگار پیشین " پدران " برای این کار به قدر کافی سخی و دست دل باز بودند ( د) اما ازدیاد طلاق ناشی از عدم دقت در انتخاب همسر و آشنایی سطحی پسر و دختر نسبت به روحیه یکدیگر و برخوردار نبودن از شخصیت متعادل و موزون و عدم توافق اخلاقی و منطبق نبودن نیمرخ های روانی آن دو با یکدیگر است .

امروزه وسائل آشنایی سطحی دختران و پسران به مراتب بیشتر از گذشته فراهم شده است و کلیه مظاهر تمدن جدید وسائل آشنائی سریع و سطحی دختر و پسر شهری را فراهم کرده اند ، چه بسا پس از آشنایی در صف اتوبوس و یا وسائل مسافرتی ، در اثر برانگیخته شدن شوق آتشین ، پس از پیاده شدن ، هر دو رهسپار دفتر ازدواج شده اند به همین ترتیب با یک برخورد ساده در یک مجلس یا نمایشگاه های بزرگ ، رستوران ، مجلس عروسی ، و سایر اماکن عمومی باب آشنایی را میگشایند و با تعارف و مجامله و دروغ یکدیگر را می فریبند و به زعم خود به آسانی مشکل ازدواج را از پیش پای خود بر می دارند و همین که آتش شهوت فرو نشست ، سطح توقعات و انتظارات از یکدیگر بالا میگیرد و تازه معلوم می شود که هر دو یکدیگر را گول زده و اغوا کرده اند . پیداست بهره و نصیبی که عاید این گونه ازدواجهای مزورانه میشود همان است که در باره زندگی عشاق بدان اشارت رفت ...


الف : دکتر مهدی کینیا _ علوم جنایی جلد اول انتشارات دانشگاه تهران 1345 هجری شمسی ص433

ب : اگ برون و نیم کف : اثر یاد شده ص 339 و همچنین مراجعه شود به ساموئل کینگ

ج : ویل دورانت : لذت فلسفه ص 189

سن ازدواج جوانانعدم تناسب سنیزناشویی مردان و زنان کهنسال