نقش مدیران و رهبری در خدمات عمومی نوین

25 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 40 بازدید

نقش مدیران در خدمات عمومی نوین

در خدمات عمومی نوین دولت باید بتواند به سرعت عمل کند و از رویکرد گفتگو در حل مشکلات عمومی استفاده کند. سیاست ها و برنامه ها، نیازهای عمومی را برآورده می کنند که از طریق فرآیندها و همکاری جمعی به طور موثرتر و مسئولانه تری محقق می شوند. با توجه به پیچیدگی پاسخگویی، کارمندان دولت باید نه تنها به بازار، بلکه به جنبه های قانونی و نظارتی، ارزش های جامعه، هنجارهای سیاسی، استانداردهای حرفه ای و منافع شهروندان نیز توجه کنند. خدمت به جای هدایت سازمان ها و شبکه های دولتی درگیر، در درازمدت موفق تر خواهند بود، چنانچه از طریق یک فرآیند مشارکتی و از طریق رهبری که به همه احترام می گذارد، عمل کنند. منافع عمومی توسط مدیران دولت و اعضای جامعه که متعهد به مشارکت در جامعه هستند، بهتر از مدیران کارآفرینی که طوری رفتار می کنند که انگار پولشان مال خودشان است، توسعه می یابد. منافع جامعه باید در اولویت باشد، حتی اگر مغایر با ارزش های بهره وری باشد.در خدمات عمومی نوین، هر شهروند از حقوق یکسانی برای دریافت خدمات با کیفیت یکسان از بوروکراسی برخوردار است 

مدیران دولتی باید مهارت هایی را کسب کنند که فراتر از ظرفیت کنترل یا هدایت جامعه در راستای دستیابی به راه حل های سیاسی باشد تا بیشتر بر میانجیگری، مذاکره و حل مشکلات پیچیده در مشارکت با شهروندان تمرکز کنند. مدیران باید در تلاش برای رسیدگی به نیازهای اجتماعی گسترده تر و توسعه راه حل هایی که با منافع عمومی سازگار باشند و مدیران دولت ها باید در دسترس، پاسخگو و مسئولیت پذیر باشند و برای خدمت به شهروندان فعالیت کنند.



رهبری در خدمات عمومی نوین

با به کارگیری خدمات عمومی نوین، بوروکرات ها دیگر نمی توانند خودسرانه عمل کنند و روند خدمات عمومی را مختل کنند. اکنون بوروکرات باید به خوبی به جامعه خدمت کند. برای کارمندان دولت مهم است که رهبری مبتنی بر ارزش را در کمک به شهروندان برای بیان و تحقق منافع خود به اشتراک بگذارند، نه اینکه آنها را در جهت جدیدی کنترل کنند که لزوما بخش و منافع آنها نیست. ساختار خود سازمان، ساختاری مشارکتی مطابق با ارزش های جامعه است و نه همیشه دولت به عنوان مالک سازمان، بلکه می تواند با جامعه هم در داخل و هم در خارج از سازمان به اشتراک بگذارد.

در خدمات عمومی نوین، نقش رهبری از یک نقش سلسله مراتبی مبتنی بر کنترل در NPM به یک نقش شبکه ای و مشارکتی تغییر یافته است. رهبر در این رویکرد نه یک «فرمان دهنده» بلکه یک «معمار تعاملات جمعی» است که ظرفیت همکاری میان دولت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و شهروندان را تقویت می کند. رهبری در NPS بر «گفت وگوی مدنی»، «توانمندسازی شهروندان» و «ایجاد ارزش عمومی» استوار است و موفقیت آن در توانایی رهبر برای ایجاد اعتماد و شبکه های پایدار است. رهبران در خدمات عمومی نوین به جای تمرکز بر کارایی و صرفه جویی الگوی NPM ، بر خلق ارزش عمومی تاکید دارند. این دیدگاه رهبری را فرایندی می داند که در آن، رهبر با استفاده از منابع موجود در دولت و جامعه، به دنبال ارائه ارزش هایی همچون عدالت، شفافیت، اعتماد و پاسخگویی است. یکی از مولفه های کلیدی خدمات عمومی نوین، حکمرانی شبکه ای است و در چنین ساختاری، رهبری الزما فراتر از مرزهای سازمان های دولتی عمل می کند. رهبران باید توانایی هماهنگ سازی شبکه ای از بازیگران مستقل و گاه ناهمسو را داشته باشند. رهبری شبکه ای شامل مهارت های مذاکره، تسهیل گری، میانجی گری و توانایی ایجاد هویت مشترک میان سازمان هاست. در این الگو، رهبر بیشتر یک «هماهنگ کننده» و «تسهیل گر روابط» است تا یک مدیر سلسله مراتبی.

خدمات عمومی نوین، رهبری را به عنوان فرایندی تحول گرا و مبتنی بر ارزش های دموکراتیک معرفی می کند. رهبر باید توانایی ایجاد الهام، چشم انداز مشترک و انگیزش در کارکنان و شهروندان داشته باشد. در ادبیات حکمرانی نوین، رهبری تحول گرا به ویژه در دولت های محلی برجسته شده است، زیرا شهرداری ها و واحدهای محلی بیشترین تعامل را با جامعه دارند. رهبران در این الگو با ایجاد ظرفیت یادگیری جمعی و نوآوری اجتماعی، نقش کلیدی در ارتقای اعتماد عمومی و توسعه حکمرانی مشارکتی دارند.


سپاس از وقت ارزشمندتان که برای مطالعه این مطلب قرار دادید.