Parham Nami Fard Tehrani
دکترای تخصصی زبان شناسی گرایش حقوق جزا/ خصوصی/ قانون و قضا و دکترای کاربردی حقوق بین الملل عمومی
6 یادداشت منتشر شدهاهمیت نظام حقوق بین المللی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک تصاحب گرینلند
ایالات متحده از قرن نوزدهم بحث تصاحب گرینلند از دانمارک را مطرح کرده است. در سال ۱۸۶۷، با حمایت وزیر امور خارجه ویلیام اچ. سیوارد، و دوباره در سال ۱۹۱۰، مذاکراتی در دولت فدرال ایالات متحده در مورد خرید گرینلند وجود داشت. با این حال، در سال ۱۹۱۶، ایالات متحده به رسمیت شناختن حاکمیت دانمارک بر تمام گرینلند را به عنوان شرطی برای خرید جزایر ویرجین در پیمان هند غربی دانمارک اعلام کرد. از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده حداقل یک پایگاه نظامی در گرینلند داشته است. در سال ۱۹۴۶، ایالات متحده مخفیانه پیشنهاد خرید گرینلند را ارائه داد، اما توسط دانمارک رد شد. از سال ۱۹۴۹، گرینلند تحت حمایت ناتو بوده است که ایالات متحده و دانمارک هر دو عضو آن هستند. با این وجود، ستاد مشترک ارتش در سال ۱۹۵۵ پیشنهاد خرید این جزیره را مطرح کرد. در قرن بیست و یکم، دونالد ترامپ در طول دو دوره ریاست جمهوری خود تاکید کرد که ایالات متحده باید گرینلند را تصاحب کند.
ایالات متحده مدت هاست که گرینلند را برای دفاع از سرزمین اصلی خود حیاتی می داند و در نقشه های جنگی قبلی، گرینلند به عنوان یکی از سرزمین هایی که ایالات متحده در یک جنگ فرضی تصرف و تقویت خواهد کرد، ذکر شده بود. در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده به دکترین مونرو خود استناد کرد و گرینلند را اشغال کرد تا از استفاده آلمان پس از اشغال دانمارک توسط آلمان جلوگیری کند. ارتش ایالات متحده پس از جنگ در گرینلند باقی ماند و تا سال ۱۹۴۸ دانمارک از تلاش برای متقاعد کردن ایالات متحده برای ترک آن دست کشید. سال بعد، هر دو کشور عضو ناتو شدند. پیمانی در سال ۱۹۵۱ به ایالات متحده نقش مهمی در دفاع از گرینلند داد و به آن اجازه داد تا در آنجا پایگاه داشته باشد. ایالات متحده در نهایت تمام پایگاه های خود را به جز پایگاه هوایی تول (که اکنون پایگاه فضایی پیتوفیک است) تعطیل کرد. در حالی که ارتش ایالات متحده اغلب در رزمایش های ناتو در آب های گرینلند شرکت می کند، هشدار داده شده است که الحاق گرینلند به ایالات متحده عملا به ناتو پایان خواهد داد. یکی دیگر از انگیزه های اغلب گمانه زنی شده برای تصاحب گرینلند توسط ایالات متحده، به دست آوردن کنترل منابع طبیعی آن است.
در سال ۲۰۱۹، در طول اولین دوره ریاست جمهوری خود، ترامپ تمایل خود را برای خرید گرینلند توسط ایالات متحده ابراز کرد؛ این درخواست توسط نخست وزیر دانمارک، مته فردریکسن، رد و "پوچ" توصیف شد. در طول دومین دوره ریاست جمهوری خود، از سال ۲۰۲۵، ترامپ از توسعه طلبی آمریکا حمایت کرده و به طور فزاینده ای به دنبال کنترل گرینلند توسط ایالات متحده بوده است. پس از امتناع گرینلند و دانمارک از فروش این کشور، ترامپ تهدید کرده است که به گرینلند حمله خواهد کرد یا آن را ضمیمه خود خواهد کرد، که این امر قوانین بین المللی را نقض می کند. این امر باعث بحران گرینلند شد. مقامات گرینلند و دانمارک علنا بر حق تعیین سرنوشت گرینلند تاکید کرده و اظهار داشتند که گرینلند "فروشی نیست". دولت گرینلند اظهار داشت که قلمرو دانمارک را به ایالات متحده ترجیح می دهند، ۸۵٪ از گرینلندی ها با تصاحب توسط آمریکا مخالف هستند و بسیاری از دانمارکی ها پیوندهای تاریخی با گرینلند را بخشی جدایی ناپذیر از هویت ملی دانمارک می دانند.
اهداف ادعایی آمریکا برای تصاحب گرینلند معمولا دفاعی و اقتصادی است، اما اغلب با یکدیگر کاملا مطابقت ندارند. تصاحب گرینلند به ایالات متحده کنترل جزیره ای را می دهد که برای دفاع از خود حیاتی می داند. گرینلند تحت حفاظت ناتو است که ایالات متحده و دانمارک هر دو عضو آن هستند. ایالات متحده آزادانه از پایگاه نظامی پیتوفیک خود در گرینلند استفاده می کند و یک پیمان ۱۹۵۱ به ایالات متحده اجازه می دهد در صورت لزوم توسط ناتو، پایگاه های جدیدی در گرینلند ایجاد کند. ایالات متحده همچنین در رزمایش های نظامی منظم ناتو در آب های گرینلند شرکت می کند.
رویترز در اکتبر ۲۰۲۰ گرینلند را به عنوان « سیاه چاله امنیتی» برای ایالات متحده و متحدانش توصیف کرد و گفت که نظارت بر خط ساحلی ۲۷۰۰۰ مایلی (۴۴۰۰۰ کیلومتری) آن دشوار است. این خبرگزاری گزارش داد: «از سال ۲۰۰۶، در چندین مورد، کشتی های خارجی به طور غیرمنتظره یا بدون پروتکل های لازم، در آب هایی که دانمارک، عضو ناتو، قصد دفاع از آنها را دارد، ظاهر شده اند.» تهدیدی امنیتی بالقوه، کشتی های روسی هستند که گمان می رود توانایی شنود کابل های زیر دریا یا قطع آنها در طول درگیری را دارند.
مطالعه ای در سال ۲۰۲۱ توسط شرکت RAND ابراز نگرانی کرد که اگر گرینلند از دانمارک استقلال یابد، «ممکن است به مدار روسیه یا چین کشیده شود». راسموس سیندینگ ساندرگارد از موسسه مطالعات بین الملل دانمارک در سال ۲۰۲۵ گفت که ایالات متحده نگرانی های امنیتی مشروعی در گرینلند دارد که دانمارک نتوانسته به طور کافی از آنها محافظت کند. روسیه در جنگ زمینی قطب شمال بسیار توانمندتر از ایالات متحده است و گرینلند ممکن است در برابر تهاجم آسیب پذیر باشد. ایالات متحده حریم هوایی گرینلند را برای دفاع هوایی آمریکای شمالی حیاتی می داند. ایالات متحده از دانمارک خواسته است که نظارت هوایی بهتری بر گرینلند ارائه دهد و یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ توسط RAND پیشنهاد ادغام گرینلند در (NORAD) را داده است.
ایالات متحده کنترل شکاف GIUK را برای دفاع دریایی شرق آمریکای شمالی حیاتی می داند. بخش کوچکتر این شکاف بین گرینلند و ایسلند با مساحت تقریبی ۳۰۰ کیلومتر (۱۹۰ مایل) واقع شده است، در حالی که بخش بزرگتر این شکاف، حدود ۸۰۰ کیلومتر (۵۰۰ مایل)، بین ایسلند و بریتانیا قرار دارد. اولویت زمان جنگ ایالات متحده "بستن شکاف" یا جلوگیری از حرکت نیروی دریایی دشمن از دریای نروژ به سمت آمریکای شمالی است. در سال ۱۹۵۷، ایالات متحده رزمایش Strikeback، بزرگترین رزمایش دریایی زمان صلح، را رهبری کرد که بر جلوگیری از عبور "ناوگان نارنجی" متجاوز از این شکاف تمرکز داشت، که قرار بود با محاصره صدها کشتی جنگی انجام شود. در بیشتر دوران جنگ سرد، اهمیت بستن شکاف جلوگیری از حرکت زیردریایی های هسته ای شوروی به محدوده شلیک واشنگتن دی سی و شهر نیویورک بود. با بهبود موشک های شوروی - و بعدا روسیه - اهمیت این شکاف کاهش یافت. با افزایش تهدید جنگ ترکیبی، این منطقه دوباره در قرن بیست و یکم به یک اولویت تبدیل شد. روسیه به عنوان بخشی از گسترش حضور خود در قطب شمال، فعالیت دریایی خود را در آنجا افزایش داد. این کشور همکاری خود را با چین که خواهان جاده ابریشم قطبی است، افزایش داده است. ناتو هر ساله رزمایش وایکینگ شمالی را در داخل و اطراف این شکاف برگزار می کند. در سال 2024، ناوگان ششم ایالات متحده، نیروهای دریایی دائمی، پلیس ایسلند و گارد ساحلی ایسلند در این رزمایش شرکت داشتند.
عملیات نظامی به ماهواره های مدار قطبی وابسته شده اند. طبق گزارش اسپیس نیوز، در مورد گرینلند، «هر ماهواره ای در مدار قطبی یا خورشیدآهنگ، مانند ماهواره های موجود در منظومه های ارتباطی، تصویربرداری و نظارت بر آب و هوا، به یک ایستگاه زمینی قطب شمال نیاز دارد». پایگاه نیروی فضایی ایالات متحده در گرینلند، پایگاه فضایی پیتوفیک، یکی از دو تاسیسات قطب شمال موجود برای ایالات متحده است و دیگری ایستگاه نیروی فضایی کلیر در آلاسکا است. به گزارش اسپیس نیوز، اگر ایالات متحده پایگاه فضایی پیتوفیک را از دست بدهد، این امر «عواقب جدی هم برای درگیری های آینده و هم برای تجارت معمول در مدار» خواهد داشت. در ۹ ژانویه ۲۰۲۵، مایک هاریدوپلوس، نماینده ایالات متحده، بیانیه ای صادر کرد و از خرید گرینلند توسط ایالات متحده به دلیل امنیت فضایی حمایت کرد و گفت: «این بخش مهمی از تضمین امنیت ملت ما در حال حاضر و در آینده است... آمریکا نمی تواند حتی یک اینچ از فضا یا قطب شمال را واگذار کند». پیش از این، در ژوئیه ۲۰۲۴، سپهبد توماس کاردن، ارتش ایالات متحده، گفت که قطب شمال «کوتاه ترین و کم دفاع ترین مسیر تهدید برای آمریکای شمالی» است.
گرینلند محل ذخایر بزرگی از نفت و مواد معدنی کمیاب است. سازمان زمین شناسی ایالات متحده تخمین می زند که آب های گرینلند می تواند ۱۷.۵ میلیارد بشکه نفت خام فراساحلی و ۴.۱۹ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی را در خود جای دهد. این جزیره بزرگترین ذخایر عناصر کمیاب خاکی را در خارج از چین دارد. دو سوم آب شیرین سیاره در خارج از قطب جنوب در صفحه یخی گرینلند منجمد شده است که ۸۰٪ از این جزیره را پوشش می دهد. افزایش ذوب صفحه یخ به دلیل تغییرات اقلیمی می تواند دسترسی بیشتری به پودر سنگ گرینلند را فراهم کند که توانایی فوق العاده قوی برای بازسازی خاک و جذب مستقیم کربن از هوا دارد.
خاویر بلاس از بلومبرگ در سال ۲۰۲۵ نوشت که "اغراق در مورد گرینلند و کالاها سابقه ای ۵۰ ساله دارد" و خاطرنشان کرد که گرینلند هرگز نفتی تولید نکرده و تلاش برای استخراج سنگ آهن به ورشکستگی منجر شده است. اکثر سایت های معدنی احتمالی در شمال دایره قطب شمال قرار دارند. سایت های جنوب دایره عمدتا کوچک هستند. تا سال ۲۰۲۳، ایالات متحده فقط ۱۹۰ میلیون دلار مواد معدنی کمیاب وارد کرده است. اگر قیمت ها افزایش یابد، می توان آنها را از ذخایر آمریکایی و سایر ذخایر آسان تر از گرینلند به دست آورد. بلاس از ایالات متحده خواست که بر کمربند مس آفریقا و جاهای دیگر به عنوان مناطق مهم تر تمرکز کند.
قانون خودمختاری گرینلند بر اساس قانون خودمختاری گرینلند مصوب سال ۱۹۷۸ بنا شده است که پیش از این رابطه و حوزه های مسئولیت منتسب به گرینلند و دانمارک را تعریف کرده بود و به رسمیت می شناخت که مردم گرینلند، مردمی مطابق با حقوق بین الملل با حق تعیین سرنوشت خود هستند. این قانون، رابطه بین دانمارک و گرینلند را با هدف تقویت برابری و احترام متقابل بین خودگردانی گرینلند و دولت دانمارک ترسیم می کند. بنابراین، قانون خودمختاری، اصول رابطه فعلی بین گرینلند و دانمارک را ترسیم می کند و مبنای قانونی برای گرینلند فراهم می کند تا اختیارات بیشتری را از دانمارک، از جمله در اموری که منحصرا مربوط به امور داخلی گرینلند و قدرت قانونگذاری و اجرایی در حوزه منابع طبیعی است، به دست آورد. این قانون، یارانه سالانه از دانمارک به خودگردانی گرینلند را در حدود ۳۴۴۰ میلیون کرون دانمارک بر اساس قیمت ها و سطح دستمزدهای سال ۲۰۰۹ تعیین می کند. جدولی به این قانون پیوست شده است که جدول زمانی انتقال مسئولیت های مختلف از دانمارک به گرینلند را تعیین می کند.
در حوزه منابع معدنی، این قانون تصریح می کند که تمام درآمدهای حاصل از بهره برداری از مواد معدنی در زیر خاک گرینلند باید به گرینلند تعلق گیرد، مگر اینکه درآمد سالانه از منابع معدنی از ۷۵ میلیون کرون دانمارک تجاوز کند که در این صورت یارانه سالانه دولت دانمارک به دولت خودمختار گرینلند طبق قوانین خاص کاهش خواهد یافت. اگر یارانه سالانه دولت دانمارک به مقامات خودگردان به صفر کاهش یابد، مذاکرات در مورد روابط اقتصادی آینده بین دانمارک و گرینلند آغاز خواهد شد. به عنوان بخشی از قانون خودمختاری سال 2009 (بخش 21)، گرینلند در صورت تمایل می تواند استقلال کامل خود را اعلام کند، اما باید با همه پرسی در میان مردم گرینلند و پارلمان دانمارک تایید شود.
ایهام در جغرافیای سیاسی گرینلند هاله ای بر اهرم فشار غیر از حفظ و صیانت از منافع مادی و معنوی ایالات متحده آمریکا؛ شمایی کلی از برخورداری سیطره سیاست نفوذ بر خواسته های آمریکا در سطح روابط بین الملل بر اعمال حق حاکمیت فراملی از مجرای تحکیم بر ورزانش گستره منافع بر خاورمیانه (ایران) با اتحادیه اروپا نیز تلقی می گردد.
سپاس از خوانندگان محترم
تهیه و تدوین توسط
پروفسور دکتر پرهام نامی فرد طهرانی