معلم در آستانه یک دگردیسی تاریخی

30 بهمن 1404 - خواندن 2 دقیقه - 35 بازدید

"معلم در آستانه یک دگردیسی تاریخی"



تحول در کارکرد اجتماعی معلمی را باید در چارچوب گذار از «نظام انضباطی آموزش» به «نظام شناختی شبکه ای» فهم کرد. در پارادایم کلاسیک مدرنیته، معلم به مثابه حامل انحصاری سرمایه دانشی عمل می کرد؛ عاملی که از طریق انتقال سلسله مراتبی محتوا، بازتولید نظم معرفتی و تثبیت اقتدار نهادی را تضمین می نمود. اما در وضعیت متاخر، با انحلال انحصار دانایی و توزیع افقی منابع شناختی در بستر فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی، کارکرد معلم از «ناقل معرفت» به «معمار سوژه» دگرگون شده است.
در این بستر، ارزش اجتماعی معلم دیگر نه در میزان دسترسی او به اطلاعات، بلکه در ظرفیت او برای سازمان دهی افق ادراکی، جهت دهی به آگاهی، و صورت بندی امکان های تفکر دانش آموزان تعریف می شود. به بیان دیگر، معلم در حال گذار از یک کارگزار اجرایی انتقال دانش، به یک کنشگر هژمونیک در میدان تولید معناست؛ کنشگری که نقش او بیش از آنکه آموزشی به معنای فنی باشد، هستی شناختی و هویت ساز است.
این دگرگونی، پیامد مستقیم گذار از «اقتصاد اطلاعات» به «اقتصاد توجه» است؛ وضعیتی که در آن، کمیابی نه در سطح داده، بلکه در سطح تفسیر، جهت دهی، و اعطای معنا شکل می گیرد. در چنین نظمی، آن دسته از معلمان که واجد سرمایه نمادین بالاتر، قدرت بیانی متمایز، و توانایی مداخله در ساختار ادراک اجتماعی هستند، از موقعیت ممتازتری در سلسله مراتب جدید برخوردار خواهند شد. در مقابل، معلمانی که کارکرد خود را به انتقال مکانیکی محتوا تقلیل دهند، به تدریج در معرض حاشیه نشینی ساختاری قرار خواهند گرفت.
از این منظر، آینده معلمی نه در زوال، بلکه در «تمایز» آن نهفته است: تمایز میان معلم به مثابه کارمند آموزشی، و معلم به مثابه عامل شکل دهنده به آگاهی تاریخی. معلم آینده، بیش از هر زمان دیگر، در نقطه تلاقی قدرت، دانش و سوژگی قرار خواهد داشت؛ جایی که آموزش، دیگر صرفا فرآیند انتقال دانسته ها نیست، بلکه عرصه ای برای تولید انسان و بازآرایی افق های ممکن جامعه است.


امیرحسین روزبهانی