مرکز سوخت گیری روانی_عاطفی در دل جنگ و بحران

16 فروردین 1405 - خواندن 3 دقیقه - 18 بازدید

در روزهایی که صدای انفجار جای خنده ی کودکان را گرفته و آسمان با دودی سیاه غروب می کند، تنها جایی که هنوز می تواند گرما و امید ببخشد، آغوش خانواده است. در میانه ی آشوب و ناامنی، خانه تبدیل می شود به سنگر روانی کودکان؛ جایی که عشق، تماس انسانی و احساس امنیت، دیوار دفاعی آن را شکل می دهند. در چنین روزهایی، نقش والدین نه تنها نگهداری فیزیکی، بلکه تغذیه ی احساسی و روانی فرزندان است؛ همان چیزی که می توان آن را «سوخت گیری عاطفی» نامید. 


کودکان در برابر بحران ها، بیش از هر چیز با نگاه و رفتار والدین شان جهان را معنا می کنند. وقتی پدر و مادر با آرامش، صداقت و درک متقابل با وقایع برخورد می کنند، کودک احساس می کند هنوز کنترل و نظم در دنیایش وجود دارد. حتی ساده ترین کارها مثل زمان بندی ثابت خواب، وعده های غذایی منظم یا بازی های کوتاه خانوادگی می توانند پیام پایداری و امنیت را منتقل کنند. در دل بی نظمی جنگ، همین نظم کوچک می شود چراغی برای ذهن کودک. 


عشق، زبان نجات بخش این روزهاست. کودکان نیازی به توضیح پیچیده درباره جنگ ندارند؛ آن ها به یک آغوش، تماس نگاه، و جمله های ساده ای مثل «من اینجام، مراقبت هستم» نیاز دارند. عشق تکراری نمی شود، چون هر بار که داده می شود، ترکی از ترس و اضطراب را پاک می کند. والدینی که در میانه ی نگرانی ها می توانند احساس محبت را زنده نگه دارند، در واقع فرزندان شان را از سونامی اضطراب جهانی نجات می دهند. 


اما والدین نیز انسان اند؛ خسته، مضطرب و گاه درمانده. سوخت گیری روانی آن ها به اندازه ی فرزندان شان اهمیت دارد. لحظات کوتاه استراحت، گفت وگو با یک دوست یا دعا و مراقبه می تواند به بازسازی نیروی درونی کمک کند. هیچ والد آرامی بدون مراقبت از خود دوام نمی آورد. والد سلامت، ستون تاب آوری کودک است. 


پژوهش ها نشان می دهد کودکانی که در دوران جنگ از پیوند عاطفی گرم و پذیرنده با والدین خود برخوردار بوده اند، بعدها در بزرگسالی استوارتر و امیدوارتر زیسته اند. آن ها آموخته اند که عشق می تواند سپری در برابر تاریکی باشد. در حقیقت، قدرت تاب آوری کودکان نه از انکار رنج، بلکه از حضور عشق در بحبوحه ی رنج ساخته می شود. 


در روزگاری که جهان بیرون پر از بی ثباتی است، خانواده هنوز می تواند کامیون سوخت روانی باشد که امید، آرامش و معنا را دوباره در ذهن کودک تزریق می کند. گاهی فقط کافی است چراغ کوچکی از محبت در خانه روشن بماند تا کودک، مسیرش را در تاریکی جهان پیدا کند.