ROGHAYYEH POURGHAFFAR
65 یادداشت منتشر شدهماکان نصیری
🔰 روزنگار
خبر: ماکان نصیری کودک ۷ ساله مدرسه میناب بعد از حدود یک ماه جستجو از پیکرش هیچ اثری پیدا نشد و پرونده این شهید معصوم با عنوان مفقودالاثر بسته شد😔
با چشمانی اشکبار و قلبی آکنده از اندوه، به یاد ماکان نصیری، هفت ساله می نویسم که در ۹ اسفند، در مدرسه «شجره طیبه شهدا» میناب، آماج پرتابه های دشمن شد؛ این کودک معصوم هنوز بوی دفتر و مداد می داد و لبخندهای کودکانه اش همراه با همکلاسی هایش، حیاط مدرسه را پر از بهار می کرد. ماکان کوچک، رویاهایش را نیمه تمام گذاشت و رفت؛ بی آنکه فرصت کند بزرگ شدنش را به آغوش مادر نشان دهد، بی آنکه کفش های تازه اش را تا کلاس های فردا بپوشد. یک ماه جست وجو، یک ماه چشم به راهی، یک ماه دعا و دلهره… اما از پیکر کوچک او نشانی به دست نیامد؛ و چه سنگین است واژه «مفقودالاثر» برای کودکی که همه نشانه هایش، در قاب لبخندش جا مانده است. چه شاعرانه است بگویم: او را شاید فرشتگان با خود به آسمانها بردند!!
اما داغش بر دل مادر و خانواده اش و بر جان مردم داغدار این سرزمین، برای همیشه ماند مانند جای سوختگی بر پشت دست.
مادر، که هر صبح نام او را با اشک صدا می زند؛ پدر، که ستون صبر شد اما در دلش هزار خانه ویران است؛ ...
ماکان جان، نامت کوتاه است و داغت بی پایان. تو به مدرسه ای دیگر پر کشیدی؛ همان جا که درهای آسمان باز است و فرشتگان برایت درس مهربانی می خوانند. اینجا، در مدرسه دوباره برپاشده شجره طیبه شهداء، نیمکت خالی تو و هم مدرسه ای هایت هر روز غروب خواهد کرد و زنگ آخر، صدای بغض کودکانی خواهد بود که هم کلاسی شان را صدا می زنند و پاسخی نمی آید.
دفتر مشق تو ورق نخورده مانده است، اما ورق تاریخ، داغ کودکی تو را هرگز فراموش نخواهد کرد. ای ماکان کوچک! تو نشانی از عزت، شرف و سرافرازی کودکان این خاک و سند مظلومیت مردمی هستی که در سوگ بهترین هایشان نیز شریف می مانند. نامت را بر دل هایمان می نویسیم تا هیچ دستی، هیچ سلاحی، جرات هدف گرفتن لبخند کودکان را نکند.
روحت آرام، آسمانت روشن؛ و صبر بسیار سهم دل بزرگ مادر و خانواده ات.
ما با شما هم سوگندیم و هم سوگ. شریک اشک هایتان؛ باشد که خداوند، در جایگاه والای شهیدان و پاکان، جایگاهش دهد و به بازماندگان، مرهم صبر و تسلی ارزانی دارد.
✍ رقیه پورغفار ۱۴۰۵/۱/۲۷
یا حق 🇮🇷
🇮🇷 #یاران۲