تحول قدرت نمادین در عصر اینترنت پرو

تحول قدرت نمادین در عصر اینترنت پرو یکی از مهم ترین دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی دوران معاصر است، زیرا اینترنت پرو با سرعت بالا، دسترسی گسترده و امکان تولید و انتشار بی وقفه محتوا، ساختار سنتی قدرت نمادین را که پیش تر در اختیار نهادهای رسانه ای رسمی، روشنفکران، دانشگاهیان و طبقات فرهنگی بود، به طور بنیادین تغییر داده و آن را به میدان رقابتی باز، چندلایه و غیرمتمرکز تبدیل کرده است.
در گذشته، قدرت نمادین عمدتا در اختیار گروه هایی بود که توانایی تولید معنا، روایت سازی و جهت دهی به افکار عمومی را داشتند، اما اینترنت پرو این انحصار را شکسته و امکان تولید معنا را برای طیف گسترده ای از کاربران فراهم کرده است؛ با این حال، این توزیع قدرت به طور برابر میان طبقات اجتماعی صورت نمی گیرد، زیرا طبقات برخوردار از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژیک همچنان توان بیشتری برای تولید محتوا، دیده شدن و تاثیرگذاری دارند. اینترنت پرو با تقویت نقش اینفلوئنسرها، تولیدکنندگان مستقل محتوا و کاربران عادی، ساختار قدرت نمادین را از حالت عمودی و سلسله مراتبی به ساختاری افقی و شبکه ای تبدیل کرده است، اما این افقی شدن به معنای برابری نیست ، زیرا الگوریتم های پلتفرم ها با برجسته کردن برخی محتواها و پنهان کردن برخی دیگر، نقش تعیین کننده ای در بازتوزیع قدرت نمادین ایفا می کنند. این الگوریتم ها که بر اساس معیارهایی مانند تعامل، زمان مشاهده، جذابیت بصری و رفتار کاربران عمل می کنند، موجب می شوند برخی صداها تقویت و برخی دیگر حذف شوند، بدون آنکه این فرآیند لزوما بازتاب دهنده کیفیت یا اهمیت محتوای تولیدشده باشد. در نتیجه، قدرت نمادین در عصر اینترنت پرو نه تنها از انحصار نهادهای رسمی خارج شده، بلکه به ترکیبی پیچیده از سرمایه فرهنگی، مهارت های رسانه ای، توان اقتصادی، جذابیت بصری، الگوریتم های پلتفرم ها و رفتار کاربران تبدیل شده است.
دسترسی نابرابر به اینترنت پرو یکی از مهم ترین عوامل بازتولید نابرابری های اجتماعی در عصر دیجیتال است، زیرا اینترنت پرو نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه یک زیرساخت حیاتی برای آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی، تولید محتوا و دسترسی به فرصت های اقتصادی محسوب می شود و هرگونه نابرابری در دسترسی به آن، به طور مستقیم به نابرابری در بهره مندی از این فرصت ها منجر می شود. در جوامعی که طبقات اجتماعی بر اساس تفاوت های اقتصادی و فرهنگی از یکدیگر متمایز می شوند، دسترسی به اینترنت پرو نیز تابع همین تفاوت هاست؛
طبقات مرفه با توان مالی بیشتر ، به اینترنت پرسرعت، ابزارهای دیجیتال پیشرفته و مهارت های رسانه ای دسترسی دارند و از این امکانات برای ارتقای سرمایه اقتصادی و فرهنگی خود استفاده می کنند، در حالی که طبقات فرودست به دلیل محدودیت های مالی، جغرافیایی یا آموزشی، از اینترنت پرو محروم می مانند و همین امر موجب می شود در چرخه ای از محرومیت باقی بمانند.
این نابرابری دیجیتال در حوزه آموزش تاثیر عمیقی دارد، زیرا بسیاری از دوره ها، منابع آموزشی و فرصت های یادگیری تنها برای کسانی قابل استفاده است که به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند؛ در نتیجه، دانش آموزان و دانشجویان طبقات پایین تر از فرصت های برابر آموزشی محروم می شوند و این محرومیت در آینده به نابرابری در اشتغال و درآمد تبدیل می شود.
در حوزه اشتغال نیز اینترنت پرو نقش مهمی دارد، زیرا بسیاری از مشاغل جدید، کسب وکارهای کوچک آنلاین و فرصت های کارآفرینی تنها برای کسانی قابل دسترس است که به اینترنت پرسرعت مجهز هستند؛ بنابراین، طبقات محروم از اینترنت پرو از ورود به اقتصاد دیجیتال بازمی مانند و نابرابری اقتصادی بازتولید می شود. علاوه بر این، نابرابری در دسترسی به اینترنت پرو موجب نابرابری در مشارکت اجتماعی و سیاسی نیز می شود، زیرا طبقات برخوردار می توانند در گفتمان های عمومی، شبکه های اجتماعی و فعالیت های مدنی مشارکت کنند، اما طبقات محروم از این فضاها حذف می شوند.
این تحول موجب شده افکار عمومی در فضایی شکل گیرد که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرف کننده محتوا از بین رفته و هر فرد می تواند هم زمان نقش هر دو را ایفا کند، اما میزان تاثیرگذاری او به شدت وابسته به جایگاه طبقاتی، مهارت های دیجیتال و توانایی تعامل با سازوکارهای پلتفرمی است.
اینترنت پرو اگرچه امکان مشارکت گسترده تر را فراهم کرده ، اما ساختار قدرت نمادین را پیچیده تر، نابرابرتر و غیرقابل پیش بینی تر کرده است و افکار عمومی در چنین فضایی محصول تعامل نیروهای متکثر و گاه متعارضی است که در میدان دیجیتال با یکدیگر رقابت می کنند.