Arshia Amini jeshvaghani
11 یادداشت منتشر شدهقحطی بزرگ ایران
فاجعه ای که به «قحطی بزرگ ایران» شهرت یافته، یکی از تاریک ترین و در عین حال کم شناخته شده ترین صفحات تاریخ معاصر ایران است. این قحطی که در فاصله سال های ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) رخ داد، تلفاتی عظیم بر جای گذاشت که در نوع خود بی سابقه بود. آمارهای تاریخی درباره این قحطی به شدت متفاوت است و خود به یکی از موضوعات اصلی مناقشه میان مورخان بدل شده است.
آمار مرگ ومیر: یک مناقشه تاریخی
اختلاف در آمار، ریشه در نوع منابع و روش های برآورد دارد. در یک دسته بندی کلی، می توان به دو روایت اصلی اشاره کرد:
· روایت اول (برآوردهای متعارف): این دیدگاه که عمدتا توسط دانشگاهیان و پژوهشگران غربی مطرح می شود، تلفات ناشی از قحطی و بیماری های مرتبط با آن را حدود ۲ میلیون نفر تخمین می زند.
· روایت دوم (برآوردهای حداکثری): این رقم عمدتا توسط پژوهشگرانی مطرح می شود که بر نقش عوامل سیاسی خارجی تاکید دارند. محمدقلی مجد، نویسنده کتاب «قحطی بزرگ»، معتقد است که قحطی جنگ جهانی اول و اپیدمی های هم زمان (از جمله آنفولانزای اسپانیایی) منجر به مرگ ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ایران شد که چیزی در حدود نیمی از جمعیت آن زمان کشور (در برخی منابع نزدیک به ۴۰ درصد) را شامل می شود. منابع تاریخی دیگری نیز به عنوان شاهدی بر این مدعا اشاره می کنند که کاردار سفارت آمریکا در آن زمان، یک سوم جمعیت ایران را قربانی این فاجعه دانسته است.
**خشکسالی، سیاست و جنگ: عوامل کلیدی
این قحطی حاصل یک “طوفان کامل” از عوامل طبیعی و انسانی بود. در حالی که خشکسالی های پیاپی در ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ شالوده بحران را ریخت، اما عامل تعیین کننده در ابعاد فاجعه، عملکرد انسانی بود:
· اشغال و توقیف غلات: برخلاف اعلام بی طرفی، ایران توسط نیروهای روسیه تزاری، بریتانیا و عثمانی اشغال شد. این نیروها برای تامین ارتش خود، به توقیف های گسترده غله و مواد غذایی دست زدند.
· اخلال در تجارت: ماشین جنگی متفقین، زیرساخت های حمل ونقل کشور را در انحصار خود درآورد. این امر عملا مانع از واردات گندم و سایر مواد غذایی از مسیرهای آسیایی، آمریکایی و هند شد.
· احتکار و سودجویی: قحطی در حالی رخ داد که برخی گزارش ها از احتکار و انبار کردن عظیم مواد غذایی حتی توسط دربار قاجار حکایت دارند، که بحران گرسنگی را تشدید کرد.
قطعا قحطی های تاریخی فراوانی در ایران رخ داده اند (مانند قحطی ۱۲۷۹ که گفته می شود یک سوم جمعیت را از بین برد)، اما فاجعه ای در تاریخ این کشور به ابعاد و تلفات قحطی جنگ جهانی اول نرسیده است.
جای خالی یک حقیقت
سکوت حاکم بر حافظه تاریخی ایران در قبال این فاجعه عظیم، خود پدیده ای قابل تامل و موضوع پژوهش های علمی بوده است. بررسی ها نشان می دهند که این بازه ی زمانی، خاصه در قیاس با دیگر بلایای تاریخی، در تاریخ نگاری های رسمی و عمومی پس از انقلاب اسلامی به حاشیه رانده شده است. دلایل این نادیده انگاری پیچیده است، اما پژوهشگران معتقدند این امر موجب شده تا ایران، «بزرگترین قربانی بی طرف جنگ جهانی اول» لقب بگیرد، در حالی که از ابعاد حقیقی این فاجعه آگاه نباشد.
اگر سوال یا نکته دیگری دارید، بفرمایید تا بحث کنیم.