چه چیزی باعث رنج انسان می شود؟ مقدمه ای بر رویکرد ISTDP

10 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 50 بازدید

روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت : مقدمه ای بر ISTDP 

پارت اول _ چه چیزی باعث رنج انسان می شود؟ 

نوشته : جان فردریکسون 

ترجمه : المیرا نیرانه روز 



 از زمان بودا تاکنون، صدها پاسخ برای این پرسش ارائه شده و بیش از چهارصد رویکرد درمانی شکل گرفته است! هر یک از این پاسخ ها چه شناخت های ناسازگار، رفتارهای ناسازگار، تعارض ناهشیار، اضطراب تنظیم نشده و… بخشی مهم از آن «پازلی» هستند که ما آن را انسان می نامیم. اما همان طور که در داستان مردان نابینا و فیل آمده است، نباید یک بخش از پازل را با کل تصویر اشتباه بگیریم. به همین دلیل امروزه بسیاری از پژوهشگران در حال توسعه مدل های پیچیده تر و یکپارچه نگر روان درمانی هستند؛ مدل هایی که نقش ابعاد متعددی مانند رشد، تعارض ناهشیار، شناخت ها، رفتار و بدن را به رسمیت می شناسند. یکی از این مدل ها ISTDP است؛ رویکردی که دیدگاه های نظری گوناگون را در قالب یک نظریه یکپارچه از ذهن تلفیق می کند، و این نظریه مستقیما به یک نظریه فنی و درمانی تبدیل می شود؛ تکنیکی که اثربخشی آن در بیش از شصت پژوهش علمی نشان داده شده است. در زندگی، ما به طور اجتناب ناپذیر تعارض هایی را با دیگران تجربه می کنیم. زمانی که تعارض رخ می دهد، احساساتی را تجربه می کنیم. این احساسات که حاصل فرایند تکامل اند، به ما نشان می دهند چه می خواهیم و ما را برای عمل در جهت خواسته هایمان بسیج می کنند. اما بیشتر مراجعان به این دلیل وارد درمان می شوند که نمی توانند احساسات خود را به کنش موثر تبدیل کنند. در عوض، دچار اضطراب می شوند و از دفاع ها استفاده می کنند. همین دفاع ها مشکلات و علائمی را ایجاد می کنند که مراجعان از آن رنج می برند. تا اینجا همه چیز ساده به نظر می رسد. اما ISTDP هر یک از این مفاهیم احساس، اضطراب و دفاع را بر اساس پژوهش های جدید در رفتارشناسی، فیزیولوژی زیستی و علوم اعصاب، به شکلی متفاوت تعریف می کند. و این درک جدید، به تکنیک ها و رویکردهایی منجر می شود که اغلب می توانند تغییراتی سریع تر و موثرتر ایجاد کنند. عصب پژوهانی مانند Antonio Damasio به ما نشان داده اند که «احساس» تنها بخشی از یک سیستم هیجانی بزرگ تر و ناهشیار است؛ سیستمی که ما آن را با حیوانات مشترک هستیم. این فهم، نگاه ما را نسبت به احساسات، دلیل ناهشیار بودن آن ها و ضرورت کار درمانگر با این احساسات، به طور بنیادین تغییر می دهد. همچنین پژوهشگران حوزه فیزیولوژی زیستی و علوم اعصاب، درک ما از اضطراب را نیز کاملا دگرگون کرده اند. ISTDP این یافته ها را در خود ادغام می کند و در نتیجه، مجموعه ای جدید و پیچیده از تکنیک ها برای درمان اختلالات اضطرابی و علائم جسمانی ناشی از آن ارائه می دهد. ISTDP همچنین یافته های علوم اعصاب، فیزیولوژی زیستی و روان تحلیلی را در زمینه دفاع ها تلفیق می کند؛ یافته هایی که شیوه تفکر و کار ما با دفاع ها را تغییر می دهند. هنگامی که درک می کنیم دفاع ها و ویژگی های شخصیتی، شکل هایی از حافظه ضمنی هستند که در حافظه کلامی و خودآگاه رمزگذاری نشده اند، دیگر نمی توان تنها با رویکردی صرفا شناختی با آن ها کار کرد. در عوض، لازم است از مجموعه ای یکپارچه از تکنیک ها استفاده کنیم تا بتوانیم در «اینجا و اکنون» درمان، به صورت تجربه محور با دفاع ها کار کنیم.