حقوق بشر و حمایت از قربانیان شکنجه
« از سلول های تاریک تا دادگاه های بین المللی؛ جهان در برابر شکنجه چه مسئولیتی دارد؟ »
( به مناسبت ۲۶ ژوئن؛ روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه )
نویسنده : سید کیهان اسدی
پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
S.kayhanasadi@gmail.com
مقدمه :
در تقویم جهانی حقوق بشر، برخی روزها تنها یک مناسبت نمادین نیستند، بلکه یادآور رنج های عمیق بشری و مسئولیت مشترک جامعه جهانی برای دفاع از کرامت انسان هستند. ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه، یکی از همین روزهاست؛ روزی که وجدان بشریت را به تامل در یکی از سیاه ترین جلوه های نقض حقوق انسان فرا می خواند.
شکنجه صرفا یک رفتار خشونت آمیز یا یک اقدام غیرانسانی نیست؛ بلکه حمله ای مستقیم به کرامت ذاتی انسان است. کرامتی که اساس تمامی نظام های حقوقی، اخلاقی و دینی جهان را تشکیل می دهد. قربانی شکنجه تنها یک فرد نیست؛ خانواده، جامعه و حتی اعتماد عمومی به عدالت نیز قربانی این جنایت می شوند.
امروزه با وجود پیشرفت های گسترده در حوزه حقوق بشر و حقوق بین الملل و توسعه نظام های بین المللی حمایت از انسان، همچنان گزارش های متعددی از وقوع شکنجه در نقاط مختلف جهان منتشر می شود؛ پدیده ای که نشان می دهد مبارزه با شکنجه هنوز یکی ازمهم ترین چالش های جامعه بین المللی است.
فلسفه نامگذاری روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۷، روز ۲۶ ژوئن را به عنوان روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه نامگذاری کرد. اینتاریخ مصادف با لازم الاجرا شدن «کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات های بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده» است.
هدف از این نامگذاری صرفا محکوم کردن شکنجه نیست، بلکه حمایت از قربانیان، توان بخشی آنان، جبران خسارت های وارده و تقویت فرهنگ جهانی احترام به کرامت انسانی است.
شکنجه از منظر حقوق بین الملل چیست؟
ماده ۱ کنوانسیون منع شکنجه، شکنجه را چنین تعریف می کند:
« هر عمل عمدی که به وسیله آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی به فرد وارد شود تا از او یا شخص ثالث اطلاعات یا اقرار گرفته شود،یا به منظور تنبیه، ارعاب یا تبعیض اعمال گردد و این عمل توسط ماموران دولتی یا با رضایت آنان صورت گیرد. »
بر اساس این تعریف، شکنجه دارای چند عنصر اساسی است:
1. عمدی بودن رفتار
2. ایجاد درد یا رنج شدید جسمی یا روانی
3. وجود هدف مشخص مانند اخذ اعتراف یا تنبیه
4. دخالت مستقیم یا غیرمستقیم دولت
این تعریف نشان می دهد که شکنجه تنها محدود به ضرب و جرح فیزیکی نیست و فشارهای روانی، تهدید، تحقیر، حبس انفرادی طولانی مدت و رفتارهای غیرانسانی نیز می توانند در زمره شکنجه قرار گیرند.
ممنوعیت شکنجه؛ یک قاعده آمره بین المللی
یکی از مهم ترین ویژگی های ممنوعیت شکنجه آن است که این ممنوعیت در حقوق بین الملل به عنوان یک « قاعده آمره » یا Jus Cogens شناخته می شود.
قاعده آمره به قواعدی گفته می شود که هیچ دولت و هیچ مقام رسمی تحت هیچ شرایطی حق نقض آن را ندارد.
این بدان معناست که:
• جنگ نمی تواند توجیه کننده شکنجه باشد.
• مبارزه با تروریسم نمی تواند مجوز شکنجه باشد.
• وضعیت فوق العاده نمی تواند ممنوعیت شکنجه را تعلیق کند.
• دستور مقام بالاتر نمی تواند مسئولیت مرتکب را از بین ببرد.
حقوق بین الملل در این زمینه موضعی قاطع و بدون استثنا اتخاذ کرده است.
اسناد بین المللی مرتبط با منع شکنجه
ممنوعیت شکنجه در مجموعه گسترده ای از اسناد بین المللی مورد تاکید قرار گرفته است.
۱. منشور ملل متحد
هرچند منشور ملل متحد به طور مستقیم از شکنجه نام نمی برد، اما حمایت از حقوق بشر و کرامت انسانی را از اهداف اصلی سازمان ملل معرفی می کند.
۲. اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸
ماده ۵ اعلامیه تصریح می کند:
«هیچ کس نباید تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
این ماده به یکی از بنیادی ترین اصول حقوق بشر تبدیل شده است.
۳. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶
ماده ۷ این میثاق هرگونه شکنجه یا رفتار غیرانسانی را ممنوع اعلام کرده است.
۴. کنوانسیون منع شکنجه ۱۹۸۴
این کنوانسیون مهم ترین سند بین المللی در زمینه مقابله با شکنجه محسوب می شود.
۵. کنوانسیون حقوق کودک
حمایت ویژه ای از کودکان در برابر شکنجه و رفتارهای غیرانسانی پیش بینی کرده است.
۶. کنوانسیون های چهارگانه ژنو ۱۹۴۹
این اسناد در زمان مخاصمات مسلحانه و جنگ ، شکنجه اسیران جنگی و غیرنظامیان را ممنوع کرده اند.
۷. اساسنامه دیوان کیفری بین المللی
شکنجه در شرایط خاص می تواند مصداق جنایت جنگی یا جنایت علیه بشریت باشد.
شکنجه در حقوق بشردوستانه بین المللی
در زمان جنگ و درگیری های مسلحانه، حمایت از انسان ها اهمیت دوچندان می یابد.
کنوانسیون های ژنو و پروتکل های الحاقی تصریح می کنند:
• اسیران جنگی باید با انسانیت رفتار شوند.
• غیرنظامیان از حمایت ویژه برخوردارند.
• هرگونه شکنجه جسمی یا روحی ممنوع است.
تجربه جنگ های مختلف نشان داده است که شکنجه غالبا به عنوان ابزاری برای اخذ اطلاعات یا ایجاد رعب مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما حقوق بین الملل چنین رفتاری را مطلقا مردود می داند.
سازمان ملل متحد و مبارزه جهانی با شکنجه
سازمان ملل متحد ( UN ) نقش محوری در مقابله با شکنجه دارد.
مهم ترین سازوکارهای این سازمان عبارت اند از:
کمیته منع شکنجه (CAT)
این کمیته اجرای کنوانسیون منع شکنجه را نظارت می کند و گزارش های دولت ها را بررسی می نماید.
گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه
یکی از مهم ترین نهادهای نظارتی است که موارد نقض را پیگیری و گزارش می کند.
شورای حقوق بشر
موارد شکنجه را بررسی و دولت ها را نسبت به تعهدات خود پاسخگو می کند.
صندوق داوطلبانه سازمان ملل برای قربانیان شکنجه
از قربانیان و مراکز درمانی و توان بخشی آنان حمایت می کند.
مسئولیت دولت ها در قبال شکنجه
دولت ها دارای تعهدات گسترده ای هستند.
پیشگیری
ایجاد قوانین داخلی مناسب، آموزش ماموران و نظارت بر بازداشتگاه ها و زندان ها .
تحقیق
هر ادعای شکنجه باید به صورت مستقل و بی طرفانه بررسی شود.
مجازات
عاملان شکنجه نباید از مصونیت برخوردار باشند.
جبران خسارت
قربانیان حق دریافت غرامت، درمان و توان بخشی دارند.
اصلاح ساختارها
دولت ها موظف اند زمینه های وقوع شکنجه را از میان بردارند. و سریعا قوانین را اصلاح نمایند .
مسئولیت جامعه جهانی
مقابله با شکنجه صرفا وظیفه دولت ها نیست.
سازمان های بین المللی، رسانه ها، دانشگاه ها، نهادهای مدنی و افکار عمومی و جامعه مدنی نیز نقش مهمی دارند.
دانشگاه ها باید فرهنگ صلح و حقوق بشر را ترویج کنند.
رسانه ها باید صدای قربانیان باشند.
سازمان های مردم نهاد باید بر عملکرد نهادهای دولتی نظارت کنند و گزارش های خود را در این خصوص منتشر نمایند .
جامعه جهانی نیز باید از بی تفاوتی در برابر نقض حقوق بشر پرهیز کند.
قربانیان شکنجه؛ رنجی فراتر از درد جسمانی
آثار شکنجه محدود به لحظه وقوع آن نیست.
بسیاری از قربانیان سال ها با پیامدهای آن زندگی می کنند:
• افسردگی شدید
• اضطراب مزمن
• اختلال استرس پس از سانحه
• انزوای اجتماعی
• از دست دادن اعتماد به دیگران
• مشکلات جسمی ماندگار
به همین دلیل حمایت از قربانیان صرفا یک اقدام حقوقی نیست بلکه یک ضرورت انسانی، اجتماعی و اخلاقی است.
مصادیق تاریخی شکنجه در جهان
تاریخ معاصر شاهد نمونه های متعددی از شکنجه بوده است.
• شکنجه های گسترده در دوران آپارتاید آفریقای جنوبی
• شکنجه زندانیان در برخی دیکتاتوری های آمریکای لاتین
• نقض حقوق بشر در برخی بازداشتگاه های مخاصمات مسلحانه
• شکنجه های سازمان یافته در برخی نسل کشی ها و پاکسازی های قومی مثل سوریه و عراق نسبت به ملت کرد
این تجربیات تلخ نشان می دهد که هرگاه نظارت قانونی و پاسخگویی تضعیف شود، زمینه برای نقض کرامت انسانی فراهم می شود.
جایگاه منع شکنجه در اسلام و فرهنگ ایرانی
در آموزه های اسلامی نیز کرامت انسان جایگاهی بنیادین دارد.
قرآن کریم انسان را دارای کرامت ذاتی معرفی می کند:
« ولقد کرمنا بنی آدم »
در سیره پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع)، رعایت حقوق انسان ها حتی در مواجهه با دشمنان مورد تاکید قرار گرفته است.
از این منظر، شکنجه نه تنها مغایر با حقوق بین الملل بلکه ناسازگار با ارزش های دینی، اخلاقی و فرهنگی جوامع اسلامی نیز محسوب می شود.
چالش های نوظهور در قرن بیست و یکم
امروزه اشکال جدیدی از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی مطرح شده اند:
• شکنجه های روانی پیچیده
• بازجویی های مبتنی بر فناوری
• سوءاستفاده از هوش مصنوعی
• بازداشت های مخفیانه
• فشارهای شدید روانی و محرومیت های طولانی مدت
این تحولات ضرورت به روزرسانی سازوکارهای حقوقی و نظارتی را بیش از پیش آشکار کرده است.
آسیب شناسی نظام جهانی مبارزه با شکنجه
با وجود پیشرفت های حقوقی، چالش های متعددی وجود دارد:
• ضعف اجرای برخی معاهدات
• استانداردهای دوگانه در برخورد با ناقضان حقوق بشر
• مصونیت برخی عاملان شکنجه
• سیاسی شدن پرونده های حقوق بشری
• کمبود حمایت از قربانیان
رفع این مشکلات نیازمند همکاری واقعی دولت ها و نهادهای بین المللی است.
راهکارهای پیشنهادی
۱. تقویت نظارت بین المللی بر اماکن بازداشت.
۲. آموزش مستمر حقوق بشر به نیروهای انتظامی، امنیتی و قضایی.
۳. حمایت گسترده از قربانیان و خانواده های آنان.
۴.توسعه سازوکارهای مستقل رسیدگی به شکایات.
۵. گسترش فرهنگ حقوق بشر در مدارس و دانشگاه ها.
۶. تقویت همکاری دولت ها با سازوکارهای سازمان ملل.
۷. مقابله با مصونیت ناقضان حقوق بشر.
۸. بهره گیری از فناوری برای شفافیت و پاسخگویی بیشتر.
نتیجه گیری :
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه فراخوانی جهانی برای دفاع از کرامت انسان است. شکنجه،فارغ از زمان، مکان، مذهب، نژاد و گرایش سیاسی قربانیان، جنایتی علیه وجدان بشریت محسوب می شود. جامعه جهانی زمانی می تواند مدعی حمایت از حقوق بشر باشد که هیچ فردی در هیچ نقطه ای از جهان قربانی شکنجه، تحقیر و رفتارهای غیرانسانی نشود.
در جهان پرآشوب امروز، دفاع از قربانیان شکنجه صرفا دفاع از یک حق فردی نیست؛ دفاع از انسانیت، عدالت، حاکمیت قانون و آینده ای است که در آن کرامت انسان بالاتر از قدرت قرار گیرد. ۲۶ ژوئن یادآور این حقیقت بزرگ است که سکوت در برابر شکنجه،مشارکت در تداوم آن است و حمایت از قربانیان، گامی در مسیر ساختن جهانی انسانی تر، عادلانه تر و صلح آمیزتر برای همه ملت هاخواهد بود.