تاثیر شبکه های اجتماعی بر محتوا و ساختار آثار هنری تلویزیونی

13 خرداد 1405 - خواندن 6 دقیقه - 61 بازدید




تلویزیون در دهه های اخیر تحت تاثیر گسترش شبکه های اجتماعی دچار دگرگونی های بنیادین در محتوا، ساختار، زیبایی شناسی و شیوه تولید آثار هنری شده است و این تغییرات نه تنها سطحی یا تکنیکی نیستند، بلکه ماهیت روایت، رابطه مخاطب با اثر، و حتی جایگاه فرهنگی تلویزیون را دگرگون کرده اند.

 شبکه های اجتماعی با ایجاد الگوی جدیدی از مصرف رسانه ای، تلویزیون را از یک رسانه یک سویه و کند به رسانه ای واکنش محور، تعاملی و وابسته به بازخوردهای لحظه ای تبدیل کرده اند و این تحول در نخستین سطح خود باعث شده است که ریتم روایت، طول سکانس ها، نوع قاب بندی و حتی انتخاب موضوعات در آثار تلویزیونی تغییر کند. 

مخاطبی که در شبکه های اجتماعی به مصرف سریع، اسکرول محور و مبتنی بر جذابیت لحظه ای عادت کرده است، دیگر تحمل روایت های طولانی و کند را ندارد و همین امر تلویزیون را وادار کرده است که ساختار آثار هنری خود را به سمت ریتم تندتر، نقاط اوج بیشتر و لحظات قابل اشتراک گذاری سوق دهد. این تغییر ساختاری در بسیاری از سریال ها و برنامه های هنری دیده می شود و نشان می دهد که شبکه های اجتماعی عملا معیارهای جدیدی برای جذابیت تعریف کرده اند. 

از سوی دیگر، شبکه های اجتماعی با ایجاد امکان تعامل مستقیم مخاطب با تولیدکنندگان باعث شده اند که مخاطب از یک بیننده منفعل به یک مشارکت کننده فعال تبدیل شود و این مشارکت در قالب هشتگ ها، نظرات، نقدها و واکنش های لحظه ای، مسیر تولید آثار تلویزیونی را تغییر می دهد.

 بسیاری از برنامه ها و سریال ها اکنون بر اساس بازخوردهای آنلاین بازنویسی می شوند، شخصیت ها تغییر می کنند، خطوط داستانی اصلاح می شوند و حتی پایان بندی ها تحت تاثیر واکنش های شبکه های اجتماعی قرار می گیرند. این پدیده که در نظریه های رسانه ای به عنوان بازخورد بلادرنگ شناخته می شود، مرز میان تولید و مصرف را از میان برده و تلویزیون را به رسانه ای وابسته به فضای مجازی تبدیل کرده است. شبکه های اجتماعی همچنین باعث رقابت شدید میان تلویزیون و تولیدکنندگان مستقل محتوا شده اند؛ اینفلوئنسرها، ویدئوهای کوتاه، محتوای طنز، نقدهای سریع و روایت های شخصی، بخشی از مخاطبان تلویزیون را جذب کرده اند و تلویزیون برای حفظ جایگاه خود ناچار است از همان زبان، همان سرعت و همان الگوهای جذابیت استفاده کند. این رقابت موجب شده است که آثار هنری تلویزیونی از نظر زیبایی شناسی به سمت سادگی بصری، رنگ های تند، قاب های مناسب اشتراک گذاری و لحظات وایرال شونده حرکت کنند. در سطح محتوایی، شبکه های اجتماعی باعث شده اند که تلویزیون به موضوعات روز حساس تر شود و مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که در شبکه های اجتماعی ترند می شوند، به سرعت وارد برنامه ها و سریال ها شوند. این امر تلویزیون را از رسانه ای کند و تاخیردار به رسانه ای واکنش محور تبدیل کرده است که باید همواره با سرعت تحولات اجتماعی هماهنگ باشد. در نتیجه، بسیاری از آثار هنری تلویزیونی اکنون به جای روایت های بلندمدت و تماتیک، به سمت موضوعات لحظه ای، بحران های روز، چالش های اجتماعی و سوژه های ترندشده حرکت کرده اند.

 شبکه های اجتماعی همچنین ساختار تبلیغات تلویزیونی را تغییر داده اند؛ تیزرها، پشت صحنه ها، لحظات جذاب و حتی شخصیت های سریال ها در شبکه های اجتماعی بازتولید می شوند و این بازتولید بخشی از چرخه دیده شدن اثر است. تلویزیون بدون حضور در شبکه های اجتماعی عملا دیده نمی شود و این وابستگی باعث شده است که تولیدکنندگان آثار هنری از ابتدا ساختار اثر را به گونه ای طراحی کنند که قابلیت انتشار در شبکه های اجتماعی را داشته باشد.

 در سطح عمیق تر، شبکه های اجتماعی باعث دموکراتیزه شدن تولید محتوا شده اند؛ یعنی هر فرد می تواند تولیدکننده باشد و این امر فشار سنگینی بر تلویزیون وارد کرده است تا از ساختارهای سنتی فاصله بگیرد و به سمت روایت های مردمی تر، زبان غیررسمی تر و فرم های خلاقانه تر حرکت کند. این دموکراتیزه شدن همچنین باعث شده است که تلویزیون از شبکه های اجتماعی الهام بگیرد؛ شخصیت ها ، شوخی ها، اصطلاحات، چالش ها و حتی سبک های بصری از فضای مجازی وارد آثار هنری تلویزیونی می شوند و این امر نشان می دهد که شبکه های اجتماعی اکنون نه تنها رقیب تلویزیون، بلکه منبع الهام و تعیین کننده ذائقه هنری آن هستند.

شبکه های اجتماعی با تغییر الگوی مصرف، ساختار روایت، شیوه تولید، مدل تعامل و زیبایی شناسی آثار هنری، تلویزیون را وارد مرحله ای جدید کرده اند که در آن مرز میان رسانه رسمی و رسانه مردمی از میان رفته است و تلویزیون برای بقا ناچار است خود را با منطق شبکه های اجتماعی هماهنگ کند. این هماهنگی گاه به غنای هنری آثار کمک می کند و گاه موجب سطحی شدن، سرعت زدگی و وابستگی بیش از حد به واکنش های لحظه ای می شود، اما در هر صورت، شبکه های اجتماعی اکنون مهم ترین نیروی شکل دهنده محتوا و ساختار آثار هنری تلویزیون هستند و بدون درک این تاثیر، تحلیل رسانه امروز ممکن نیست.