GHOLAMREZA MOBARAKI
11 یادداشت منتشر شدهاخبار جعلی؛ مهمات جنگ شناختی در رسانه ها
اخبار جعلی؛ مهمات جنگ شناختی در رسانه ها
در دنیای معاصر، جنگ ها دیگر تنها در میدان های نبرد فیزیکی و با تسلیحات نظامی رخ نمی دهند؛ بلکه جبهه ی اصلی درگیری ها به «ذهن انسان» منتقل شده است. «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare) اصطلاحی است که به تلاش های برنامه ریزی شده برای تغییر در ادراک، باورها و رفتارهای هدفمند جوامع گفته می شود. در این میان، اخبار جعلی (Fake News) نه تنها یک پدیده رسانه ای، بلکه به «مهمات» اصلی این جنگ تبدیل شده اند.
جنگ شناختی چیست؟
جنگ شناختی، فراتر از جنگ اطلاعاتی سنتی است. در جنگ اطلاعاتی، هدف «رساندن اطلاعات دستکاری شده» است؛ اما در جنگ شناختی، هدف «هک کردن فرآیند تصمیم گیری» انسان است. در این نبرد، مغز انسان به عنوان یک زیرساخت حیاتی در نظر گرفته می شود که باید به تسخیر درآید. اخبار جعلی در این چارچوب، ابزاری هستند برای تخریب قطب نمای اخلاقی و منطقی جامعه تا مخاطب دیگر قادر به تشخیص «واقعیت» از «توهم» نباشد.
اخبار جعلی؛ سلاحی برای تضعیف اعتماد
یکی از اهداف کلیدی در جنگ شناختی، «از بین بردن اعتماد» است. وقتی اخبار جعلی به صورت سیستماتیک و انبوه منتشر می شوند، جامعه دچار نوعی «هرج ومرج معرفتی» می شود. در این وضعیت، مخاطب که از انبوه اطلاعات ضد و نقیض خسته شده، نهایتا به این نتیجه می رسد که «هیچ کس راست نمی گوید» یا «حقیقتی وجود ندارد». این بی اعتمادی مطلق، بزرگترین دستاورد برای مهاجمان شناختی است؛ چرا که جامعه ای که به نهادهای خود (رسانه ها، دولت، علم، سیستم قضایی) اعتماد ندارد، در برابر بحران ها فلج می شود و انسجام خود را از دست می دهد.
سازوکار تحریک سوگیری ها
اخبار جعلی در جنگ شناختی بر پایه «سوگیری های شناختی» (Cognitive Biases) طراحی می شوند. برای مثال:
سوگیری تاییدی: اخبار جعلی طوری طراحی می شوند که باورهای قبلی مخاطب را تقویت کنند. وقتی فرد خبری را می بیند که با تعصبات او همسو است، کمتر احتمال دارد که آن را راستی آزمایی کند.
ترس و هیجان: اخبار جعلی معمولا حاوی عناصر تحریک کننده ترس یا خشم هستند. هیجان بالا، بخش منطقی مغز (قشر پیش پیشانی) را ضعیف کرده و واکنش های تکانشی و احساسی را فعال می کند؛ دقیقا همان چیزی که در جنگ شناختی مورد نیاز است.
نقش الگوریتم ها در تقویت میدان نبرد
پلتفرم های دیجیتال و الگوریتم های شبکه های اجتماعی، ناخواسته به کاتالیزورهای این جنگ تبدیل شده اند. این الگوریتم ها با اولویت دادن به محتوایی که «تعامل» (لایک، کامنت، اشتراک گذاری) بیشتری می گیرد، اخبار جعلی احساسی و جنجالی را با سرعت بسیار بالاتر از اخبار واقعی خسته کننده منتشر می کنند. این امر باعث ایجاد «اتاق های پژواک» (Echo Chambers) می شود که در آن، فرد تنها اطلاعاتی را دریافت می کند که جهان بینی (احتمالا دستکاری شده اش) را تایید می کند.
نتیجه گیری؛ دفاع شناختی
در برابر جنگی که سلاح آن «اطلاعات» و میدان نبردش «ذهن» است، دفاع نظامی کارساز نیست. دفاع در برابر جنگ شناختی از طریق «سواد رسانه ای» و «واکسیناسیون ذهنی» ممکن می شود. افزایش قدرت تفکر انتقادی، توانایی شناخت سوگیری های شخصی و درک این نکته که «ممکن است در حال فریب خوردن باشم»، سپر اصلی در این نبرد است. در نهایت، شناخت مکانیسم های اخبار جعلی، اولین قدم برای شکست دادن استراتژی هایی است که سعی دارند با تغییر درک ما از واقعیت، سرنوشت جوامع را تغییر دهند.