نقش رسانه در آشتی ملی یا تعمیق دوگانگی های اجتماعی

24 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 15 بازدید

رسانه ها در جوامع معاصر تنها ابزار اطلاع رسانی نیستند؛ آن ها یکی از مهم ترین میدان های شکل گیری فهم عمومی، هویت جمعی و رابطه گروه های اجتماعی با یکدیگرند. در شرایطی که جامعه با اختلافات سیاسی، قومی، مذهبی، نسلی یا طبقاتی روبه روست، رسانه می تواند به پلی برای گفت وگو و آشتی ملی تبدیل شود یا برعکس، شکاف ها را عمیق تر و جامعه را به اردوگاه های متخاصم تقسیم کند. بنابراین، نقش رسانه در آشتی ملی یا تعمیق دوگانگی های اجتماعی، نقشی خنثی و حاشیه ای نیست؛ بلکه نقشی فعال و تعیین کننده است.

آشتی ملی زمانی امکان پذیر می شود که گروه های مختلف جامعه احساس کنند صدایشان شنیده می شود و تصویرشان در رسانه ها به صورت منصفانه بازنمایی می گردد. رسانه ای که تنها روایت یک گروه را برجسته می کند و سایر گروه ها را نادیده می گیرد، به تدریج احساس طرد و بی اعتمادی ایجاد می کند. در مقابل، رسانه ای که امکان حضور روایت های متنوع را فراهم می سازد، می تواند به کاهش سوءتفاهم ها و تقویت حس تعلق مشترک کمک کند. در این معنا، رسانه نقش «میز گفت وگو» را ایفا می کند؛ جایی که اختلاف ها پنهان نمی شوند، بلکه در قالبی مسئولانه و عقلانی مطرح می گردند.

یکی از سازوکارهای مهم رسانه در تقویت آشتی ملی، پرهیز از برچسب زنی و دشمن سازی است. وقتی رسانه ها برای توصیف یک گروه اجتماعی از واژگان تحقیرآمیز، تهدیدآمیز یا کلیشه ای استفاده می کنند، آن گروه را از دایره «ما» خارج و به «دیگری» تبدیل می کنند. این فرایند، زمینه روانی و اجتماعی دوگانگی را فراهم می سازد. در مقابل، رسانه های مسئول می کوشند انسانیت مشترک گروه ها را نشان دهند، زمینه های تاریخی و اجتماعی اختلاف را توضیح دهند و از ساده سازی های خطرناک پرهیز کنند.

رسانه همچنین می تواند با برجسته کردن تجربه های مشترک، به ترمیم پیوندهای اجتماعی کمک کند. بحران ها، رنج های جمعی، خاطره های تاریخی، دستاوردهای ملی و امیدهای مشترک، ظرفیت هایی هستند که اگر به درستی روایت شوند، می توانند حس همبستگی را تقویت کنند. اما همین موضوعات اگر به شکلی جانبدارانه یا حذف گرایانه روایت شوند، ممکن است به ابزار رقابت و تقابل تبدیل شوند. بنابراین مسئله اصلی، صرفا انتخاب موضوع نیست، بلکه شیوه روایت آن است.

از سوی دیگر، رسانه ها می توانند دوگانگی های اجتماعی را از طریق منطق هیجان و قطبی سازی تشدید کنند. در عصر شبکه های اجتماعی، محتواهای خشم آلود، افشاگرانه و تقابلی معمولا بیشتر دیده و بازنشر می شوند. الگوریتم ها نیز اغلب روایت هایی را تقویت می کنند که واکنش شدیدتری برمی انگیزند. در چنین فضایی، رسانه ها ممکن است برای جذب مخاطب، به جای پیچیدگی های واقعیت، دوگانه های ساده ای مانند «ما/آن ها»، «حق/باطل» یا «خائن/وفادار» بسازند. این نوع روایت سازی، امکان گفت وگو را کاهش و سوءظن اجتماعی را افزایش می دهد.

با این حال، رسانه الزاما محکوم به تشدید شکاف ها نیست. روزنامه نگاری صلح محور، گفت وگوی میان گروهی، روایت های انسانی، گزارش های میدانی منصفانه و بررسی ریشه های ساختاری اختلافات می توانند به ایجاد اعتماد کمک کنند. رسانه ای که به جای تحریک احساسات، بر فهم متقابل تاکید می کند، می تواند در فرایند آشتی ملی نقشی موثر داشته باشد.

در نهایت، رسانه هم می تواند زبان زخم باشد و هم زبان ترمیم. اگر رسانه بر حذف، تحقیر، شتاب زدگی و قطبی سازی تکیه کند، دوگانگی های اجتماعی را عمیق تر می سازد. اما اگر بر شنیدن، توضیح دادن، انصاف و بازنمایی متکثر استوار باشد، می تواند به یکی از مهم ترین ابزارهای آشتی ملی تبدیل شود. آشتی ملی بدون روایت مشترک ممکن نیست و رسانه ها از اصلی ترین سازندگان این روایت اند.