saeideh Bandegi Monfared
63 یادداشت منتشر شدهرقابت رسانه های رسمی و غیررسمی در تولید حقیقت اجتماعی
تحولات فناوری های ارتباطی در دو دهه اخیر، مفهوم حقیقت اجتماعی و شیوه شکل گیری آن را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. در گذشته، رسانه های رسمی به دلیل دسترسی به منابع اطلاعاتی، ساختارهای حرفه ای و جایگاه نهادی، نقش اصلی را در تولید و توزیع اخبار بر عهده داشتند و بخش عمده ای از درک عمومی از واقعیت از طریق آنها شکل می گرفت. اما گسترش اینترنت، شبکه های اجتماعی و رسانه های کاربرمحور، انحصار تولید محتوا را از میان برده و بازیگران جدیدی را وارد عرصه اطلاع رسانی کرده است. در نتیجه، حقیقت اجتماعی امروز بیش از هر زمان دیگری محصول رقابت میان رسانه های رسمی و غیررسمی است.
حقیقت اجتماعی، برخلاف واقعیت عینی، مفهومی است که در بستر تعاملات اجتماعی و ارتباطات رسانه ای شکل می گیرد. مردم بسیاری از رویدادهایی را که به طور مستقیم تجربه نمی کنند، از طریق رسانه ها می شناسند و درباره آنها قضاوت می کنند. بنابراین، رسانه ها صرفا انتقال دهنده اطلاعات نیستند، بلکه در ساخت و بازنمایی واقعیت اجتماعی نیز نقش دارند. این نقش در دوران بحران ها، جنگ ها و تحولات سیاسی اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا افکار عمومی برای فهم رویدادها بیش از هر زمان دیگری به منابع خبری وابسته می شود.
رسانه های رسمی معمولا بر پایه ساختارهای سازمانی، اصول حرفه ای و فرایندهای راستی آزمایی فعالیت می کنند. این رسانه ها تلاش می کنند اخبار را پس از بررسی منابع و ارزیابی صحت اطلاعات منتشر کنند و به همین دلیل از اعتبار نهادی برخوردارند. با این حال، محدودیت های سازمانی، وابستگی های سیاسی یا کندی فرایند اطلاع رسانی ممکن است موجب شود بخشی از مخاطبان به سمت منابع جایگزین گرایش پیدا کنند.
در مقابل، رسانه های غیررسمی شامل شبکه های اجتماعی، کانال های مستقل، شهروندخبرنگاران و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال هستند که با سرعت بالا و بدون ساختارهای سنتی خبررسانی فعالیت می کنند. مهم ترین مزیت این رسانه ها، دسترسی سریع به اطلاعات و امکان انتشار بی واسطه روایت های فردی است. آنها می توانند موضوعاتی را مطرح کنند که در رسانه های رسمی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و به گروه های مختلف اجتماعی فرصت دهند صدای خود را به گوش دیگران برسانند. این ویژگی به افزایش مشارکت عمومی و تنوع دیدگاه ها کمک کرده است.
با این حال، سرعت بالای انتشار اطلاعات در رسانه های غیررسمی، همواره با دقت و صحت همراه نیست. نبود سازوکارهای حرفه ای راستی آزمایی و رقابت برای جلب توجه مخاطبان، زمینه را برای انتشار شایعات، اخبار جعلی و اطلاعات نادرست فراهم کرده است. در بسیاری از موارد، یک روایت تاییدنشده به دلیل بار احساسی یا جذابیت رسانه ای، در مدت کوتاهی میلیون ها بار بازنشر می شود و پیش از آنکه صحت آن مشخص شود، بر نگرش و قضاوت عمومی اثر می گذارد.
از منظر نظریه های ارتباطات، رقابت رسانه های رسمی و غیررسمی را می توان رقابتی برای تعیین دستور کار عمومی و چارچوب بندی واقعیت دانست. هر یک از این رسانه ها می کوشند موضوعات خاصی را برجسته کنند و تفسیری مطلوب از رویدادها ارائه دهند. در دوران پساجنگ و بحران های اجتماعی، این رقابت به «جنگ روایت ها» تبدیل می شود؛ جایی که هر روایت تلاش می کند جایگاه خود را به عنوان حقیقت غالب تثبیت کند. در چنین شرایطی، حقیقت اجتماعی نه صرفا بر اساس واقعیت های عینی، بلکه در نتیجه تعامل، رقابت و بازنشر روایت های مختلف شکل می گیرد.
ظهور هوش مصنوعی و فناوری های تولید محتوای دیجیتال نیز این رقابت را پیچیده تر کرده است. امروزه تولید متن، تصویر و ویدئوی بسیار واقعی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی امکان پذیر شده و تشخیص محتوای اصیل از محتوای جعلی دشوارتر از گذشته است. این وضعیت، مرز میان رسانه رسمی و غیررسمی را تا حدی کمرنگ کرده و مسئله اعتماد را به یکی از مهم ترین چالش های نظام رسانه ای تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، مسئولیت اجتماعی رسانه های رسمی و غیررسمی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. رسانه های رسمی برای حفظ سرمایه اجتماعی خود باید شفافیت، سرعت و دقت را همزمان مدنظر قرار دهند و از فاصله گرفتن با مخاطبان پرهیز کنند. در مقابل، فعالان رسانه های غیررسمی نیز باید نسبت به پیامدهای انتشار اطلاعات نادرست آگاه باشند و اصول اخلاقی و حرفه ای را رعایت کنند. بدون احساس مسئولیت مشترک، فضای رسانه ای می تواند به بستری برای تشدید بی اعتمادی و دوقطبی های اجتماعی تبدیل شود.
در کنار این مسئولیت ها، سواد رسانه ای مخاطبان نیز نقشی تعیین کننده دارد. در جامعه ای که افراد توانایی ارزیابی منابع، راستی آزمایی اطلاعات و تحلیل پیام های رسانه ای را داشته باشند، احتمال تاثیرگذاری شایعات و روایت های تحریف شده کاهش می یابد. به بیان دیگر، حقیقت اجتماعی در عصر دیجیتال تنها محصول عملکرد رسانه ها نیست، بلکه به میزان آگاهی و توان تحلیلی مخاطبان نیز وابسته است.
در نهایت، می توان گفت که دگرگونی نظام ارتباطی جهان، تولید حقیقت اجتماعی را از یک فرایند متمرکز به یک فرایند رقابتی و چندبازیگری تبدیل کرده است. رسانه های رسمی و غیررسمی هر یک ظرفیت ها و محدودیت های خاص خود را دارند و هیچ یک به تنهایی قادر به پاسخگویی به نیازهای جامعه اطلاعاتی نیستند. آینده نظام رسانه ای به ایجاد تعادل میان سرعت و دقت، آزادی و مسئولیت، و همچنین تقویت اعتماد عمومی و سواد رسانه ای وابسته خواهد بود؛ زیرا در عصر ارتباطات، رقابت اصلی نه فقط بر سر انتشار خبر، بلکه بر سر ساختن حقیقت اجتماعی است.