تحلیل روانشناختی تمایل به شنیدن موسیقی های غمگین در سوگ روابط

28 خرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 41 بازدید

عنوان : تحلیل روانشناختی تمایل به شنیدن موسیقی های غمگین در سوگ روابط


پرسش : چرا با آهنگ های غمگین، دلمان را آرام می کنیم؟

این رفتار که در روانشناسی به ترجیح غم اندوه یا لذت از غم معروف است، یکی از پیچیده ترین و ظریف ترین مکانیسم های ذهن انسان در مواجهه با فقدان به شمار می رود. در نگاه نخست، این پدیده متناقض به نظر می رسد: چرا کسی که از غم رنج می برد، به دنبال چیزی می رود که او را بیشتر آزرده می کند؟ اما در لایه های عمیق تر روان، این رفتار کاملا منطقی و سازگارانه است.

در ادامه، مهم ترین دلایل علمی و روانشناختی این پدیده مرور می شود.



۱ موسیقی به عنوان ظرفی امن برای غم

وقتی فردی غم خود را در قالب یک آهنگ بسته بندی می کند، آن را از یک احساس مبهم و بی شکل به یک تجربه ی زیبا، قابل پیش بینی و تحت کنترل تبدیل می کند. آهنگ های غمگین مانند ظرفی عمل می کنند که به او اجازه می دهند تا با غم خود مواجه شود، بدون آنکه در آن غرق گردد. این دقیقا برعکس طرد کردن غم است که به گفته فروید، راه حل درستی نیست.

دکتر کرن لندسمن، عصب شناس، این پدیده را تلاش مغز برای بازگشت به حالت تعادل توضیح می دهد. موسیقی غمگین با فعال 

سازی مرکز هیجانات و مرکز پاداش در مغز، یک تجربه ی هیجانی امن و کنترل شده را برای فرد خلق می کند.



۲ بازسازی خاطرات

هر بار که فرد آهنگ را گوش می دهد، خاطره ی خود از آن رابطه یا فقدان را بازنویسی می کند. تحقیقات نشان داده است که خاطرات هر بار که بازیابی می شوند، قابل تغییر هستند. این فرصتی است برای ذهن تا خاطره را از یک درد لخت و گزنده به یک درد زیبا و معنا دار تبدیل کند. در این فرآیند، ذهن خاطره را می بلعد و هضم می کند تا بخش های دردناک آن به تدریج آرام تر شوند.



۳ آماده سازی برای خداحافظی

با گوش دادن به آهنگ های غمگین، فرد به جای به تعویق انداختن غم، خود را برای خداحافظی آماده می کند. این فرآیند به او کمک می کند تا واقعیت فقدان را در درون خود تثبیت کند و به تدریج به مرحله ای برسد که بتواند بدون آن فرد یا آن رابطه به زندگی ادامه دهد. این همان «کار سوگواری» است که فروید آن را تشریح کرده است؛ فرآیندی که با پذیرش تدریجی واقعیت از دست دادن، انرژی روانی فرد را آزاد می کند.



۴ فرار از پوچی به سمت غمی با معنا

ذهن انسان از بی معنایی بیشتر از درد می ترسد. یک آهنگ غمگین به فرد این پیام را می دهد که: «درد تو معنا دارد. این رابطه مهم بود.» گوش دادن به این آهنگ ها راهی است برای پر کردن خلا عاطفی با یک احساس معنا دار؛ هرچند آن احساس غم باشد.



5 رهایی از تنهایی با تجربه ی اشتراکی

شاید مهم ترین دلیل، این باشد که این آهنگ ها به فرد حس می دهند که در تنهایی خود تنها نیست. متن ترانه ها، آنچه را که او در درون خود می گذراند، بیان می کنند و با شنیدن آنها، احساس می کند که هنرمند یا خواننده، غم او را درک می کند. این خود، شکافی در دیوار تنهایی است.



معیار سنجش:

اگر این کار فرد را به مرور آرام تر می کند، نشانه ی یک فرآیند سوگواری سالم است. اما اگر او را عمیق تر در باتلاق غم فرو می برد، ممکن است این رفتار به یک دور چرخه ای تبدیل شده باشد و نیاز به کمک حرفه ای داشته باشد.

در نهایت، ذهن انسان نه به دنبال عذاب دادن خود، که به دنبال زیستن درد به شیوه ای قابل قبول، قابل فهم و حتی باشکوه است. این، یک سازوکار قدرتمند و عمیقا انسانی برای التیام است.



موارد گفته شده و موضوع بحث ، بسیار پیچیده تر از این هستند که بتوان در یک یادداشت کوتاه جای داد .


مواردی که برای مطالعه بیشتر پیشنهاد میشود :

بونانو، جرج (۱۴۰۱). شکوفایی پس از سوگواری: روی دیگر اندوه. ترجمه علیرضا شفیعی نسب.

این کتاب به نقد مدل سنتی مراحل سوگ پرداخته و مفهوم کار سوگواری را از منظر روانشناسی معاصر بررسی می کند. در فصل های ابتدایی کتاب، به نظریه فروید درباره کار سوگواری و مفهوم لیبیدو اشاره شده است.

فروید، آسیب شناسی روانی زندگی روزمره.

منبع اصلی برای مفهوم کار سوگواری و واپسرانی که فروید در تحلیل خود از فرآیند سوگ به کار برده است.

کوبلر-راس، مراحل سوگ: انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی، پذیرش.

مدل کلاسیک مراحل سوگ که در بسیاری از منابع روانشناسی به آن اشاره شده است. هرچند در یادداشت فعلی نقد شده، اما به عنوان یک مرجع شناخته شده قابل ارجاع است.

بالبی، جان. دلبستگی و فقدان.

نظریه پرداز دلبستگی که مدل مراحل سوگ، الهام گرفته از کارهای اوست.