با نظم شخصی، ذهن را از چنگال درگیری های بی پایان نجات دهیم.
گاهی آنچه ما را خسته می کند، اتفاقی نیست که برایمان افتاده؛ بلکه ساعت ها و روزهایی است که برای آن اتفاق، در ذهنمان زندگی می کنیم.
بسیاری از ما تجربه کرده ایم که یک گفت وگوی کوتاه، یک اشتباه کوچک، یک شکست قدیمی یا حتی یک فرصت از دست رفته، بارها و بارها در ذهنمان تکرار شود. انگار ذهن حاضر نیست آن را رها کند. هر بار به آن فکر می کنیم، تحلیلش می کنیم، سناریوهای مختلف می سازیم و با خودمان گفت وگوهای تمام نشدنی داریم. اما در نهایت، نه مسئله حل می شود و نه آرامش بیشتری پیدا می کنیم.
روان شناسان برای برخی از این درگیری های ذهنی شدید از اصطلاح «لیمرنس» استفاده می کنند؛ حالتی که ذهن به شکلی وسواس گونه به یک شخص، یک رابطه یا یک موضوع خاص گره می خورد.
واقعیت این است که بسیاری از ما بدون آنکه متوجه باشیم، درگیر نوعی لیمرنس روزمره نسبت به گذشته، اشتباهاتمان، آرزوهای دست نیافتنی یا مقایسه مداوم خود با دیگران، هستیم.
ذهن انسان گاهی به این درگیری ها عادت می کند. حتی وقتی این افکار آزارمان می دهند، باز هم به آنها برمی گردیم؛ چون نوعی احساس کاذب کنترل، اهمیت یا هیجان ایجاد می کنند. در حالی که بخش زیادی از انرژی روانی ما در همین چرخه های تکراری مصرف می شود.
در چنین شرایطی، نظم شخصی می تواند نقش یک تکیه گاه مهم را ایفا کند. البته نظم شخصی فقط به معنای برنامه ریزی، سحرخیزی یا سخت گیری به خود نیست. در معنای عمیق تر، نظم شخصی یعنی توانایی هدایت آگاهانه توجه؛ یعنی اینکه بتوانیم تصمیم بگیریم ذهنمان روی چه چیزی بماند و چه چیزی را رها کند.
هر بار که متوجه می شویم در یک چرخه فکری بی پایان گرفتار شده ایم و آگاهانه توجه خود را به یک فعالیت واقعی، یک کار مفید یا یک اقدام عملی منتقل می کنیم، در واقع بخشی از قدرت هدایت زندگی خود را پس می گیریم. گاهی شستن چند ظرف، چند دقیقه پیاده روی، مطالعه چند صفحه کتاب یا انجام یک کار نیمه تمام، بیشتر از ساعت ها فکر کردن به ما کمک می کند.
با این حال نظم شخصی به معنای فرار از احساسات نیست. بعضی دردها نیاز دارند شنیده شوند، بعضی غم ها نیاز دارند سوگواری شوند و بعضی تجربه ها باید فهمیده شوند. اما تفاوت بزرگی میان «پردازش یک تجربه» و «گرفتار شدن در آن» وجود دارد.
بلوغ روانی زمانی شکل می گیرد که یاد بگیریم هر فکری که وارد ذهنمان می شود، لازم نیست صاحب ذهن ما شود. ما نمی توانیم همیشه جلوی آمدن افکار را بگیریم، اما می توانیم انتخاب کنیم که کدام افکار را تغذیه کنیم و به کدام ها اجازه دهیم عبور کنند.
شاید نظم شخصی در نهایت چیزی جز این نباشد: هنر بازگرداندن توجه از آنچه انرژی ما را می بلعد، به آنچه زندگی ما را می سازد.
https://t.me/ravan_rozaneh