عاشوراوسواد رسانه ای دینی

29 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 9 بازدید

عاشورا و سواد رسانه ای دینی


عاشورا یکی از ماندگارترین روایت های دینی و تاریخی در فرهنگ اسلامی، به ویژه در جهان تشیع است. این واقعه تنها یک رخداد تاریخی نیست، بلکه منبعی زنده برای معنا، هویت، اخلاق، عدالت خواهی و مقاومت در برابر ظلم به شمار می آید. اما در عصر رسانه های نوین، شیوه مواجهه با محتوای عاشورایی دگرگون شده است. امروز پیام عاشورا فقط از مسیر منبر، کتاب، روضه و مجالس سنتی منتقل نمی شود، بلکه در قالب کلیپ های کوتاه، پست های اینستاگرامی، پیام های شبکه های اجتماعی، پادکست ها، تصاویر گرافیکی و ویدئوهای تقطیع شده بازتولید می شود. در چنین فضایی، «سواد رسانه ای دینی» ضرورتی جدی برای فهم درست و مسئولانه عاشورا است.


سواد رسانه ای دینی به معنای توانایی مخاطب در فهم، ارزیابی و نقد پیام های دینی در بستر رسانه است. مخاطب دارای این سواد، هر محتوای مذهبی را صرفا به دلیل ظاهر دینی آن نمی پذیرد، بلکه می پرسد: منبع این روایت چیست؟ آیا این سخن سند معتبر دارد؟ آیا محتوا از زمینه تاریخی خود جدا نشده است؟ چه کسی آن را تولید کرده و با چه هدفی منتشر می کند؟ این پرسش ها در مورد محتوای عاشورایی اهمیت مضاعف دارد، زیرا عاشورا هم ظرفیت عظیم هدایت گری و اخلاقی دارد و هم ممکن است در اثر تحریف، ساده سازی یا بهره برداری احساسی، از معنای اصیل خود فاصله بگیرد.


یکی از چالش های جدی در بازنمایی رسانه ای عاشورا، گسترش روایت های بدون سند یا ضعیف است. در فضای مجازی، گاه جملات، داستان ها یا نقل قول هایی به امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) یا دیگر شخصیت های عاشورا نسبت داده می شود، بی آنکه منبع تاریخی روشنی داشته باشد. تکرار گسترده این محتواها می تواند به تدریج مرز میان روایت معتبر و روایت ساختگی را کمرنگ کند. در اینجا سواد رسانه ای دینی به مخاطب کمک می کند میان عاطفه دینی و دقت تاریخی تعادل برقرار کند.


چالش دیگر، کلیپ های تقطیع شده و روایت های ناقص است. بسیاری از محتواهای رسانه ای در چند ثانیه یا چند دقیقه تلاش می کنند مفاهیمی عمیق و تاریخی را منتقل کنند. این فشرده سازی اگر با دقت همراه نباشد، ممکن است پیام عاشورا را به یک احساس لحظه ای، جمله ای تحریک کننده یا تصویری احساسی تقلیل دهد. عاشورا تنها روایت سوگ نیست؛ روایت آگاهی، انتخاب، مسئولیت، عدالت، کرامت انسانی و ایستادگی اخلاقی نیز هست. حذف این ابعاد و تاکید صرف بر اشک و اندوه، می تواند فهم مخاطب را محدود کند.


همچنین در عصر شبکه های اجتماعی، منطق دیده شدن بر بسیاری از محتواها حاکم است. الگوریتم ها معمولا پیام هایی را بیشتر نمایش می دهند که واکنش عاطفی شدیدتری ایجاد کنند. از این رو، برخی تولیدکنندگان محتوا ممکن است برای جذب مخاطب، بر جنبه های هیجانی، غلوآمیز یا مناقشه برانگیز عاشورا تمرکز کنند. این وضعیت می تواند زمینه ساز تحریف معنایی شود؛ یعنی محتوایی که ظاهرا عاشورایی است، اما مخاطب را از پیام اخلاقی و معرفتی عاشورا دور می کند.


سواد رسانه ای دینی به معنای بی اعتمادی مطلق به رسانه های دینی نیست، بلکه به معنای مواجهه آگاهانه و مسئولانه با آن هاست. مخاطب باید منابع معتبر را بشناسد، میان تاریخ، مقتل، مرثیه و برداشت شخصی تفاوت بگذارد، از بازنشر شتاب زده مطالب بی منبع پرهیز کند و نسبت به محتوای تقطیع شده حساس باشد. همچنین تولیدکنندگان محتوای عاشورایی وظیفه دارند میان اثرگذاری عاطفی و امانت داری تاریخی تعادل برقرار کنند.


در جمع بندی می توان گفت عاشورا در عصر رسانه بیش از هر زمان دیگری در معرض بازتولید، تفسیر و انتشار قرار دارد. این فرصت می تواند پیام عاشورا را جهانی تر و اثرگذارتر کند، اما بدون سواد رسانه ای دینی، خطر تحریف، سطحی سازی و مصرف احساسی آن نیز افزایش می یابد. پاسداشت عاشورا تنها به تکرار نام و نماد آن نیست؛ بلکه به فهم درست، روایت مسئولانه و انتقال آگاهانه پیام آن وابسته است.