از گلوله تا الگوریتم؛ تحول ابزارهای جنگ روایت ها

3 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 26 بازدید

در طول تاریخ، جنگ ها تنها در میدان نبرد رخ نداده اند. در کنار نبردهای نظامی، همواره نبرد دیگری نیز جریان داشته است: نبرد بر سر روایت ها. هر طرف تلاش می کند روایت خود از واقعیت را در ذهن مخاطبان تثبیت کند؛ روایتی که بتواند مشروعیت ایجاد کند، افکار عمومی را بسیج کند و طرف مقابل را تضعیف نماید. اگر در گذشته ابزارهای این نبرد محدود و کند بودند، در عصر رسانه های دیجیتال شکل و سرعت آن به طور چشمگیری تغییر کرده است. به همین دلیل می توان از تحولی سخن گفت که در آن ابزارهای جنگ روایت ها از «گلوله» به «الگوریتم» رسیده اند.

در دوره های سنتی، قدرت روایت عمدتا در اختیار حکومت ها و نهادهای رسمی بود. ابزارهایی مانند خطابه ها، نامه ها، اعلامیه ها و بعدها روزنامه ها نقش مهمی در شکل دهی به روایت جنگ ها داشتند. در بسیاری از جنگ ها، دولت ها از طریق این رسانه ها تلاش می کردند تصویر مطلوبی از خود ارائه دهند، روحیه جامعه را تقویت کنند و دشمن را به عنوان تهدیدی جدی معرفی نمایند. در این دوره، سرعت انتقال اطلاعات محدود بود و کنترل روایت ها برای قدرت های سیاسی آسان تر به نظر می رسید.

با ظهور رادیو و تلویزیون در قرن بیستم، جنگ روایت ها وارد مرحله تازه ای شد. رسانه های صوتی و تصویری توانستند تصاویر و صداهای جنگ را مستقیما به خانه های مردم منتقل کنند. برای مثال، در برخی جنگ های معاصر، تصاویر تلویزیونی از میدان نبرد نقش مهمی در شکل گیری افکار عمومی داشتند. در این مرحله، روایت جنگ دیگر تنها در بیانیه های رسمی خلاصه نمی شد؛ تصویر و احساس نیز به بخشی از روایت تبدیل شدند.

اما تحول اصلی با گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی رخ داد. در این فضا، تولید و انتشار روایت دیگر محدود به دولت ها یا رسانه های بزرگ نیست. کاربران عادی نیز می توانند تصویر، ویدئو، تحلیل یا برداشت خود از یک رویداد را منتشر کنند. به این ترتیب، میدان جنگ روایت ها از رسانه های سنتی به فضای شبکه ای و چندصدا منتقل شده است. سرعت انتشار اطلاعات در این فضا بسیار بالا است و یک خبر یا تصویر می تواند در مدت کوتاهی به میلیون ها مخاطب برسد.

در چنین شرایطی، الگوریتم ها به یکی از مهم ترین ابزارهای شکل دهی به روایت ها تبدیل شده اند. الگوریتم های پلتفرم های دیجیتال تعیین می کنند که چه محتواهایی بیشتر دیده شوند، کدام روایت ها در معرض توجه قرار بگیرند و چه موضوعاتی به روندهای پرمخاطب تبدیل شوند. در واقع، این الگوریتم ها به طور غیرمستقیم در شکل دهی به افکار عمومی نقش دارند. اگر محتوایی بیشتر دیده شود یا بیشتر بازنشر گردد، احتمال تاثیرگذاری آن نیز افزایش می یابد.

از سوی دیگر، فناوری های جدید امکان تولید روایت های پیچیده تر را فراهم کرده اند. ویدئوهای کوتاه، تصاویر ویرایش شده، میم ها و حتی فناوری های پیشرفته تولید تصویر می توانند برای تقویت یا تحریف روایت ها به کار گرفته شوند. به همین دلیل، مخاطبان امروز با حجم عظیمی از اطلاعات و روایت های متعارض روبه رو هستند که تشخیص صحت آن ها گاهی دشوار است.

در این شرایط، جنگ روایت ها بیش از هر زمان دیگری به نبردی بر سر توجه و معنا تبدیل شده است. هر بازیگر سیاسی، رسانه ای یا اجتماعی تلاش می کند روایت خود را برجسته تر کند و در ذهن مخاطبان تثبیت نماید. بنابراین، در جهان امروز قدرت تنها در ابزارهای نظامی خلاصه نمی شود؛ بلکه توانایی شکل دادن به روایت ها و هدایت جریان اطلاعات نیز به یکی از مهم ترین ابعاد قدرت تبدیل شده است.

تحول از گلوله تا الگوریتم نشان می دهد که میدان جنگ روایت ها همچنان در حال تغییر است. در این میدان جدید، پیروزی نه فقط به قدرت نظامی، بلکه به توانایی مدیریت روایت ها، فهم سازوکار رسانه ها و ارتقای سواد رسانه ای مخاطبان نیز وابسته است.