saeideh Bandegi Monfared
70 یادداشت منتشر شدهنظریه «اینترنت مرده»؛ وقتی ماشین ها برای ماشین ها می نویسند
در سال های اخیر، فرضیه ای بحث برانگیز در فضای دیجیتال شکل گرفته است که با نام «نظریه اینترنت مرده» (Dead Internet Theory) شناخته می شود. این نظریه بر این باور است که اینترنتی که ما امروز تجربه می کنیم، دیگر آن فضای پویا و انسانی گذشته نیست. طرفداران این فرضیه معتقدند که بخش بزرگی از محتوا، ترافیک و تعاملات در شبکه های اجتماعی، نه توسط انسان ها، بلکه توسط بات ها و الگوریتم های هوش مصنوعی تولید می شود. در واقع، ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن «ماشین ها برای ماشین ها محتوا می سازند» و حضور واقعی انسان در این شبکه عظیم به حاشیه رانده شده است.
از منظر علوم ارتباطات، این پدیده به معنای تغییر ماهیت «ارتباط» است. ارتباط در معنای سنتی خود، فرآیندی است که میان دو یا چند کنشگر انسانی برای انتقال معنا صورت می گیرد. اما در مدل اینترنت مرده، این زنجیره قطع شده است. هوش مصنوعی مولد اکنون قادر است متن هایی تولید کند که از دیدگاه زبانی کاملا درست به نظر می رسند، عکس هایی بسازد که واقعی جلوه می کنند و حتی در بخش نظرات، به بحث و گفتگو بپردازد. زمانی که یک بات محتوایی تولید می کند و بات های دیگر با لایک کردن، بازنشر کردن یا گذاشتن نظرات خودکار به آن واکنش نشان می دهند، نوعی «ارتباط شبیه سازی شده» شکل می گیرد که در آن هیچ «معنای انسانی» مبادله نمی شود.
یکی از پیامدهای خطرناک این وضعیت، نابودی «عرصه عمومی» دیجیتال است. شبکه های اجتماعی قرار بود فضایی برای گفتگوی انسان ها، تبادل آرا و شکل گیری افکار عمومی باشند. اما وقتی الگوریتم ها برای جذب کلیک و افزایش زمان حضور کاربر، محتوای تولید شده توسط بات ها را برجسته می کنند، صدای انسان های واقعی در میان انبوه داده های ماشینی گم می شود. این پدیده منجر به شکل گیری «اتاق های پژواک ماشینی» می شود؛ جایی که کاربر انسانی تصور می کند در حال تعامل با دیگران است، در حالی که در حقیقت در محاصره روایت های الگوریتمی قرار گرفته که هدفشان نه آگاهی بخشی، بلکه مدیریت توجه اوست.
پرسش اساسی اینجاست: در دنیایی که بات ها برای بات ها محتوا می سازند، جایگاه «ارتباط انسانی» کجاست؟ به نظر می رسد ما در حال حرکت به سمتی هستیم که ارتباط انسانی به یک کالا یا تجربه ای «لوکس» و کمیاب تبدیل شود. وقتی اعتماد به محتوای دیجیتال سلب شود و مخاطب نداند که آیا با یک انسان سخن می گوید یا با یک مدل زبانی بزرگ، تمایل به بازگشت به ارتباطات حضوری، شفاهی و فیزیکی افزایش می یابد.
نظریه اینترنت مرده هشداری است برای بازنگری در ساختار پلتفرم های دیجیتال. اگرچه ممکن است ادعای «مرگ کامل» اینترنت غلوآمیز باشد، اما نمی توان انکار کرد که بخش بزرگی از زیست بوم دیجیتال ما اکنون توسط هوش مصنوعی اشغال شده است. برای حفظ اصالت ارتباطات، جوامع انسانی نیازمند ابزارهای جدیدی برای تشخیص «ردپای انسان» از «تولیدات ماشین» هستند. در غیر این صورت، اینترنت از یک ابزار رهایی بخش برای پیوند انسان ها، به یک کارخانه متروک دیجیتال تبدیل خواهد شد که در آن ماشین ها بی وقفه برای هم قصه می گویند، بدون آنکه گوشی برای شنیدن یا قلبی برای فهمیدن در میان باشد.