عاشورا و تداوم روایت یک تمدن زنده

4 تیر 1405 - خواندن 8 دقیقه - 26 بازدید

عاشورا و تداوم روایت یک تمدن زنده

علی اکبر بنی اسدی / دکترای تخصصی گردشگری

در روزگاری که بسیاری از میراث های تاریخی تنها در موزه ها و کتاب ها زندگی می کنند، هنوز میراثی وجود دارد که نه تنها در حافظه تاریخ، بلکه در متن زندگی میلیون ها انسان جریان دارد. هر سال با فرارسیدن ماه محرم، صحنه ای شگفت انگیز در گستره ای وسیع از جهان اسلام شکل می گیرد؛ از کوچه های شهرهای ایران تا خیابان های کربلا و نجف، از حسینیه های پاکستان و هند تا اجتماعات شیعیان لبنان، ترکیه، بحرین، آذربایجان، افغانستان و حتی اروپا و آمریکای شمالی. میلیون ها انسان با زبان ها، قومیت ها و فرهنگ های متفاوت، حول یک روایت تاریخی گرد هم می آیند؛ روایتی که بیش از چهارده قرن از وقوع آن می گذرد اما همچنان زنده، اثرگذار و الهام بخش باقی مانده است. این پدیده را نمی توان صرفا یک مناسک مذهبی یا یک یادبود تاریخی دانست. عاشورا امروز به یک میراث تمدنی زنده تبدیل شده است؛ میراثی که همچنان در حال تولید فرهنگ، هویت، معنا و سرمایه اجتماعی است.

در سال های اخیر، پژوهشگران حوزه تمدن، میراث فرهنگی و گردشگری بیش از گذشته به این واقعیت توجه کرده اند که برخی میراث ها تنها متعلق به گذشته نیستند، بلکه در زمان حال نیز زندگی می کنند و بر رفتار و روابط اجتماعی مردم اثر می گذارند. عاشورا یکی از برجسته ترین نمونه های چنین میراثی است. اگر تمدن را مجموعه ای از ارزش ها، نهادها، روایت ها، هنرها، آیین ها و شیوه های زیست بدانیم، میراث حسینی واجد بسیاری از مولفه های یک جریان تمدن ساز است.جریانی که بیش از چهارده قرن است در حال بازتولید معنا و هویت است.

بسیاری از رخدادهای بزرگ تاریخ در زمان خود تاثیرگذار بودند اما به مرور به خاطره ای تاریخی تبدیل شدند. راز ماندگاری عاشورا در این است که هرگز در گذشته متوقف نشد. عاشورا از یک واقعه به یک روایت، از یک روایت به یک فرهنگ و از یک فرهنگ به یک جریان تمدنی تبدیل شد. همین ویژگی آن را از بسیاری از رویدادهای تاریخی متمایز می کند.

اساس این ظرفیت تمدنی را باید در سیره عملی امام حسین(ع) جست وجو کرد. آنچه در کربلا رخ داد، یک مقاومت سیاسی نبود؛ تجلی یک منظومه ارزشی بود. در رفتار و گفتار امام حسین(ع)، کرامت انسان بر قدرت، آگاهی بر اجبار، مسئولیت اجتماعی بر بی تفاوتی و حقیقت بر مصلحت اندیشی های کوتاه مدت ترجیح داده شد. همین منظومه ارزشی سبب شد که عاشورا به یک منبع پایدار الهام برای جوامع مختلف تبدیل شود.

نخستین نقش تمدنی عاشورا را باید در «تولید نظام ارزشی» جست وجو کرد. تمدن ها پیش از آنکه شهر بسازند، ارزش می سازند. عدالت خواهی، آزادگی، مقاومت در برابر ظلم، احترام به کرامت انسانی، ایثار، وفاداری و مسئولیت اجتماعی، مهم ترین پیام های عاشورا هستند. این ارزش ها در طول قرن ها در ذهن و رفتار میلیون ها انسان نفوذ کرده و به بخشی از فرهنگ عمومی جوامع اسلامی تبدیل شده اند.

دومین نقش تمدنی عاشورا در «تولید نهادهای اجتماعی» قابل مشاهده است. در سراسر جهان اسلام، هزاران هیئت، حسینیه، تکیه، مرکز خیریه، موقوفه و گروه خدمت رسان مردمی حول فرهنگ حسینی شکل گرفته اند. این نهادها صرفا محل برگزاری مراسم نیستند؛ در بسیاری از مواقع نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی، همبستگی عمومی، حمایت از نیازمندان و مشارکت داوطلبانه ایفا می کنند. در حقیقت، عاشورا یکی از بزرگ ترین شبکه های اجتماعی خودجوش و مردمی جهان اسلام را پدید آورده است.

سومین نقش تمدنی عاشورا در حوزه فرهنگ و هنر نمایان می شود. کمتر پدیده ای را می توان یافت که چنین حجم گسترده ای از تولیدات فرهنگی را در طول تاریخ ایجاد کرده باشد. شعر عاشورایی، تعزیه، نقالی، پرده خوانی، خوشنویسی، معماری مذهبی، موسیقی آیینی، سینما، ادبیات داستانی و هنرهای تجسمی، همگی بخشی از منظومه فرهنگی برخاسته از عاشورا هستند. این میراث فرهنگی حامل ارزش ها و جهان بینی خاصی است که نسل به نسل منتقل شده است.

چهارمین نقش تمدنی عاشورا، «تولید هویت جمعی» است. در جهانی که بحران هویت به یکی از چالش های مهم جوامع تبدیل شده، فرهنگ حسینی توانسته است نوعی احساس تعلق و پیوند اجتماعی ایجاد کند. میلیون ها نفر با وجود تفاوت های قومی، زبانی و ملی، در سایه این میراث احساس همدلی و اشتراک می کنند. این هویت مشترک یکی از مهم ترین سرمایه های تمدنی جهان اسلام محسوب می شود.


اما شاید برجسته ترین جلوه تمدنی عاشورا را بتوان در آیین های محرم و اربعین مشاهده کرد. در ایران، آیین هایی همچون نخل گردانی یزد، تعزیه، علم گردانی، طشت گذاری آذربایجان، مراسم سنتی کاشان، عزاداری صحرا در سمنان، خوزستان و ده ها شهر دیگر، نمونه هایی از میراث فرهنگی زنده هستند که در بستر فرهنگ حسینی شکل گرفته اند. در عراق، راهپیمایی اربعین به بزرگ ترین اجتماع سالانه بشری تبدیل شده است؛ رویدادی که میلیون ها نفر را از کشورهای مختلف گرد هم می آورد و نمونه ای کم نظیر از مشارکت داوطلبانه، مهمان نوازی و همبستگی انسانی را به نمایش می گذارد.

در پاکستان و هند، مرثیه خوانی و دسته های عزاداری، در لبنان و بحرین آیین های جمعی محرم و در جمهوری آذربایجان و افغانستان اشکال گوناگون سوگواری، همگی نشان می دهند که عاشورا چگونه توانسته در فرهنگ های مختلف ریشه بدواند و در عین حفظ پیام اصلی خود، با ویژگی های محلی نیز پیوند برقرار کند. این گستره جغرافیایی و فرهنگی، یکی از مهم ترین نشانه های یک پدیده تمدنی است.

امروزه جهان گردشگری نیز بیش از گذشته به این میراث توجه نشان می دهد. آنچه در حال ظهور است، صرفا گردشگری مذهبی نیست؛ نوعی «گردشگری تمدنی» است که در آن گردشگران برای شناخت ارزش ها، آیین ها، روایت ها و شیوه های زندگی یک جامعه سفر می کنند. عاشورا از این منظر یک دانشگاه بزرگ فرهنگی است؛ دانشگاهی که درس های آن را می توان در آیین ها، هنرها، سنت های مردمی، معماری، مهمان نوازی و فرهنگ مشارکت اجتماعی مشاهده کرد.

با این همه، هنوز بخش مهمی از ظرفیت تمدنی عاشورا ناشناخته مانده است. ما بیشتر به جنبه های مناسکی توجه کرده ایم و کمتر به ابعاد تمدن ساز آن پرداخته ایم. در حالی که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوهایی از اخلاق، همبستگی، مسئولیت پذیری و کرامت انسانی نیاز دارد، عاشورا می تواند به عنوان یکی از مهم ترین میراث های تمدنی زنده جهان اسلام در عرصه گفت وگوی فرهنگی و تمدنی مطرح شود.

شاید پرسش اصلی این نباشد که عاشورا در سال ۶۱ هجری چه رخدادی بود؛ بلکه این باشد که چگونه توانسته پس از چهارده قرن همچنان فرهنگ بیافریند، هویت بسازد، هنر تولید کند، نهاد اجتماعی شکل دهد و میلیون ها انسان را به حرکت وادارد. این همان نقطه ای است که عاشورا از یک واقعه تاریخی فراتر می رود و به یک جریان تمدن ساز تبدیل می شود.

کربلا تنها یادگار گذشته نیست؛ میراثی است که هنوز در حال ساختن آینده است.