AMIR KANANI
16 یادداشت منتشر شدهاز ناله تا طوفان؛ روایت رنج و تبار حقیقت
عنوان: از ناله تا طوفان؛ روایت رنج و تبار حقیقت
در سکوت پرهیاهوی روزگار، جایی که صداها بر سر هم آوار می شوند؛ اما هیچ گوش شنوا و هیچ دل پذیرا در میان نیست، آدمی میان دو سرنشین تاریخ ایستاده است: یکی ناله ای که در تنهایی، تنها هق هق سوزناک یک جان است، و دیگری طوفانی که در هم پیمانی، برافروخته ی اراده های جمعی است.
تاسوعا، نه تنها یک واقعه، که یک آیین تکرارنشدنی برای بازشناسی قدرت است. به ما می آموزد که قدرت، نه در شمارش سرها و تراکم اعداد، که در هم آهنگی ضرب آهنگ دل ها نهفته است. یاران حسین، با ایستادگی در برابر تلاطم کفر، درس بزرگی نوشتند: اینکه چگونه می توان از میان رنج های پراکنده، یک معنای واحد استخراج کرد و چگونه می توان از تنهایی یک درد، به همبستگی یک جهان رسید.
امروز، جهان ما خانه ی شعارهای تهی و کلمات بی روح شده است. صدایی چنان بلند که گویی آسمان را می شکافد، اما حقیقتی چنان بی جان که توان لمس زمین را ندارد. ما در عصر کثرت کلام و فقر حقیقت زندگی می کنیم؛ جایی که حرف ها پر است، اما راستی در میان هیاهوی تکرار، گم شده است.
اما حقیقت را نباید در تکرار کورکورانه ی شعارها جست وجو کرد؛ چرا که شعار، لایه ی نازک و مصنوعی قدرت است که بر روی زخم ها کشیده می شود. حقیقت اصیل، از دل دردهایی برمی آید که مشترک اند؛ از آن رنج هایی که میان آدم ها پل می سازند و دیوارهای بلند سکوت را در هم می شکنند. درد مشترک، تنها پیوند گسست ناپذیر روح هاست؛ پیوندی که نه با سیاست مصلحت، که با اصالت وجود رقم می خورد.
بیایید از تکرار شعارهای بی پناه دست برداریم و به دنبال صدایی بگردیم که از اعماق یک درد انسانی برمی آید. تنها در این است که می توان تاریخ را دوباره نوشت؛ نه با جوهر کاغذی، بلکه با خون اراده هایی که آموخته اند چگونه ناله ی تنهایی را به طوفان همبستگی بدل کنند.