نگاهی تاریخی به اقدامات کلیسا بر علیه حقوق افراد در قرون وسطا

7 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 15 بازدید

قرون وسطا یکی از مهم ترین دوره های تاریخ اروپا به شمار می آید که در آن کلیسای کاتولیک علاوه بر نقش مذهبی، از نفوذ گسترده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بود. این پژوهش با رویکردی تاریخی به بررسی اقدامات کلیسا علیه مخالفان فکری و مذهبی و همچنین نقش نهاد تفتیش عقاید در محدودسازی آزادی های فردی می پردازد. 


گفتار اول
کلیسا عامل پیدایش دستگاه تفتیش عقاید

تفتیش عقاید پاپی دستگاه حقوقی تازه ای بود که زیر نظر نظارت مستقیم پاپ قرار داشت.او مفتشانی را منصوب کرد که وظیفه داشتند بدعتگذاران را بیابند،به جرایمشان رسیدگی و آن ها را مجازات کنند.اینان صاحب منصبان مقتدری یودند که به دستگاه پاپی وفاداری کامل داشتند.اکثر این مفتشان راهبان صدقه گیری بودند که فقر،تجرد و اطاعت اختیار می کردند.و زندگی خود را صرف خدمت به کلیسا می نموند.این درویشان (صدقه بگیران) در همه جا آواره بودند و غذای خود را گدایی می کردند.آن ها به موعظه و آموزش دیگران می پرداختند و اعمال نیکوکارانه انجام می دادند.راهبان دو فرقه مذهبی – فرانسیسکن ها و به ویژه دومینیکن ها – در شکل گیری دستگاه تفتیش عقاید پاپی نقش بارزی ایفا کردند.دستگاه تفتیش عقاید،که بر اثر بیانه های پاپ تقویت شده بود،در اوایل قرن چهاردهم به یک تشکیلات کلیسایی بین المللی و بسیار پر قدرت تبدیل شد.اقتدار آن در قلع و قمع دعتگذاری و همین طور سایر جرایم علیه کلیسا در فرانسه،ایتالیا و بخش هایی از اسپانیا همچنین لهستان،آلمان،پرتغال و بوهم پذیرفته شده بود.در برخی نقاط به ماموران تفتیش عقاید با عنوان (اعلیحضرت دینی) خطاب می شد،که نشانه آن بود که به آن ها با ترسی آمیخته با احترام نگریسته شود .تفتیش عقاید تاثیر گسترده ای بر سر تا سر اروپا داشت.کشور به لحاظ فکری سترون و از نظر اقتصادی عقب مانده شد،چون تفتیش عقاید اسپانیایی با حکومت آن جا در جلوگیری از تاثیرات فرهنگی و اقتصادی سایر نقاط اروپا همکاری داشت.


 گفتار دوم
اقدامات کلیسا و سرانجام آن

در دادگاه های تفتیش عقاید اسپانیایی،محاکماتی به صورت غیر علنی و بدون حضور وکیل انجام می شد،و اتهام خاصی یا هویت متهم کننده هیچ گاه به متهم گفته نمی شد.ماموران تفتیش عقاید مظنونان را جمع آوری می کردند و به زندان می انداختند،که در آن جا غالبا با شرایط غیر انسانی و شکنجه بدنی روبرو می شدند.شرایط در حبس پیش از محاکمه به قابلیت انطباق،تامیل،مامور تفتیش،توانایی خانواده زندانی در تامین غذا،شراب،روانداز،و دیگر نیازهای اساسی،وشفاعت جرم بستگی داشت.غالبا ثروت فرد در این که چطور با او رفتار شود نقش داشت.همه حکومت ها در اروپای غربی در قرون وسطی از شکنجه به عنوان بخشی از فرایند قضایی در مورد شهروندان استفاده کردند.دادگاه های تفتیش عقاید همان روش را دنبال کردند.برای مثال بدن زندانی را روی چهار میخ به وسیله غلتک ها از دو سو می کشیدند که اغلب باعث پارگی مفصل ها یا مرگ می شد.بسیاری از مردم از دوره مهلت سی یا چهل روزه ای که مامور تفتیش عقاید تعیین می کرد استفاده می کردند تا به گناهان خود اعتراف کنند یا دیگران را لو دهند.ماموران تفتیش عقاید نسبت به همسر و فرزندان بدعتگذاران کوچک ترین رحم و شفقتی نشان نمی دادند.دوره های نیایش،شلاق زدن در ملا عام،سفرهای زیارتی،مصادره اموال و اعدام از طریق سوزاندن مجازات گناهکاران بود.دراسپانیا از ترس سرایت آیین پروتستان آن ها را واداشت که در سال 1570 تحصیل اسپانیایی ها را در دانشگاه های خارجی ممنوع سازند.با نظارت بر محتوی هر رشته درسی که ممکن بود مرجعیت انجیل را زیر سوال ببرد،از جمله پزشکی،علوم طبیعی،فلسفه و علوم انسانی ذهن و فکر اسپانیایی ها را تحت کنترل شدید قرار می دادند.ماموران دستگاه تفتیش عقاید برای سفیران کشورهای خارجی که در مادرید اقامت داشتند،پی در پی مزاحمت ایجاد می کردند،آن ها را از انجام مراسم مذهبی باز می داشتند،و اغلب،پی در پی مطالبه ممنوعه،بسته های پستیشان را وارسی می کردند.در مسائل حقوقی نیز،به ویژه وصیت نامه ها که مستلزم انتقال مالکیت زمین بود،از طریق کلیسا حل و فصل می شد.اکثر فرصت های آموزشی از طریق کلیسا ارائه می شد،چون بنابر قاعده روحانیان عملا تنها کسانی بودند که می توانستند بخوانند و بنویسند.تاریخ نگاران بر این باور بودند که اروپای عهد رنسانس میراث مستقیم یونان و روم باستان بود و به ده قرن بین سقوط روم و عصر خود آن ها هیچ دینی نداشت.در عصر رنسانس اصلاحگرانی همچون مارتین لوتر،اولریش تسوینگی و جان کالوین به نقد کلیسا پرداختند.لوتر معتقد بود که مردم با مطالعه و فهمیدن انجیل به ایمان الهی دست می یابند.برداشت لوتر از انجیل باعث شد که او به شعائر مذهبی محدودتری اعتقاد پیدا کند.این اتفاق باعث بیداری ملت ها و حمایت پادشاهان از مارتین لوتر شد.البته ناگفته نماند تحولات دیگری مانند اختراع دستگاه چاپ (یوهان گوتنبرگ) و اکتشافات جغرافیایی (کریستف کلمب) به هموار کردن مسیر اصلاحات کمک کردند. 


منابع و ماخد

1 - بکراش دبورا،تفتیش عقاید،ترجمه مهدی حقیقت خواه،تهران،نشر ققنوس،1383
2 - فلاورز سارا،عصر اصلاحات،ترجمه رضا یاسایی،تهران،نشر ققنوس،1397