چگونه خرده فرهنگ ها در یک سازمان می توانند بر فرهنگ کل سازمان تاثیر بگذارند؟

6 مرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 28 بازدید

 وقتی از فرهنگ سازمانی صحبت می کنیم، در واقع از اتمسفر و جو نامرئی، ارزش ها و رفتارهای روزمره ای حرف می زنیم که جریان حرکت یک سازمان را مشخص می کنند.

 در بیشتر سازمانها تصور می شود فرهنگ سازمانی باید در همه بخش ها کاملا یکسان و یکدست باشد. اما واقعیت کار چیز دیگری را نشان می دهد: 

""هر سازمان علاوه بر یک فرهنگ عمومی، صاحب چندین خرده فرهنگ در دل ساختار و مدیریت های مختلف خود است""


1- مدیران میانی؛ معماران خرده فرهنگ ها

شکل گیری خرده فرهنگ ها تصادفی نیست. نقش کلیدی را در اینجا مدیران میانی و روسای ادارات ایفا می کنند. آن ها مانند یک فیلتر عمل می کنند؛ از نحوه برخورد با اشتباهات کارکنان، نحوه تشویق، ایجاد فای اعلام نظر و مشارکت در تصمیمات و حتی امور مرتبط با مرخصی و ماموریت ها ، فرهنگ آن واحد یا اداره را می سازد.

به عنوان مثال، حتی اگر فرهنگ کل یک سازمان، سنتی و محافظه کار باشد، یک مدیر خلاق و همراه می تواند در بخش خود یک خرده فرهنگ پویا، صمیمی و سرشار از امنیت روانی ایجاد کند که کاملا با فضای کل سیستم متفاوت باشد.


۲. چگونه فرهنگ یک بخش بر کل سازمان تاثیر می گذارد؟

خرده فرهنگ ها منفعل نیستند؛ آن ها می توانند به مرور زمان روی فرهنگ کل سازمان تاثیر بگذارند و آن را تغییر دهند. این اثرگذاری معمولا از سه مسیر رخ می دهد:

  • الگوبرداری بقیه واحدها: وقتی یک بخش با فرهنگی متفاوت به موفقیت و بهره وری بالایی می رسد، توجه بقیه جلب شده و سعی می کنند از رفتارهای آن ها تقلید کنند.
  • انتقال افراد: وقتی کارمندان یا مدیران یک واحد موفق ارتقا پیدا می کنند یا به بخش های دیگر منتقل می شوند، ارزش ها و رفتارهای خوب خود را با خود به سایر ادارت و واحدهای جدید می برند.
  • رسمی شدن روش های موفق: گاهی روش کار خلاقانه ای که در یک مدیریت پاسخ داده است، توسط مدیرعامل تائیدشده و به عنوان بخشنامه و یا الگوی اجرا در سایر واحد ها برای کل سازمان تصویب می شود.


3- آغاز تغییر و بهبود فرهنگ سازمان از ادارت بعنوان الگویی موثر

بسیاری از برنامه های تغییر فرهنگ سازمانی که از بالا به پایین و یا با دستورالعمل ها و بخشنامه های موقتی و یکباره شروع می شوند، شکست می خورند و مقطعی هستند؛ چون تجربه نشان داده انسانها در برابر تغییرات بزرگ مقاومت می کنند.

راهکار واقع بینانه تر، شروع تغییر از سطح همین خرده فرهنگ ها و واحدهای کوچک است. تغییر در یک تیم کوچک، ملموس تر است و مقاومت کمتری ایجاد می کند. وقتی ما چند کانون فرهنگی کارآمد در سازمان ایجاد کنیم، این تجربه های موفق مانند یک موج مثبت به مرور به سایر بخش ها سرایت می کنند.

البته برای اینکه این تغییرات محلی ماندگار شوند، مدیریت ارشد باید از این حرکت ها حمایت کند و به مرور زیرساخت های کلان سازمان را با این فرهنگ های جدید و موفق همسو سازد.

نصیری - 06 مرداد 1405