معرفی کتاب «اصول و روش های تحلیل در سیاست»

8 تیر 1405 - خواندن 9 دقیقه - 109 بازدید

مقدمه

کتاب «اصول و روش های تحلیل در سیاست» نوشته دکتر علی مرادی بهمئی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، در ویراست دوم و سال 1403 منتشر شده است. این اثر ۴۰۰ صفحه ای با هدف آموزش نظام مند و علمی تحلیل رویدادهای سیاسی نگاشته شده و می کوشد تا پاسخی جامع به این پرسش بنیادین دهد که چگونه می توان با تکیه بر جایگاه، اهداف و رویکردهای تحلیل گر، از میان روش های گوناگون، متناسب ترین شیوه را برای تحلیل یک پدیده سیاسی برگزید؟ نویسنده بر این باور است که بدون روش شناسی، تحلیل سیاسی به روایتی پراکنده و خاطره نویسانه بدل می شود؛ اما روش شناسی است که متن را علمی می کند، به آن ساختار می بخشد و پژوهشگر را از تناقض گویی بازمی دارد. کتاب در سه بخش اصلی و یازده فصل تنظیم شده و طیف گسترده ای از رویکردهای تحلیلی را از مفاهیم پایه تا روش های پیشرفته آینده پژوهی پوشش می دهد.

بخش اول: واکاوی مفهومی و مباحث نظری

فصل اول (مفاهیم کلیدی) به تعریف ارکان اساسی تحلیل سیاسی می پردازد. روش به عنوان «شیوه و اصول» تحلیل، به معنای گره گشایی و تجزیه، پدیده به سه دسته تاریخی، جاری و ذهنی تقسیم می شود. سیاست در دو گفتمان اسلامی (اداره امور بر اساس سعادت دنیا و آخرت) و غربی (کسب و حفظ قدرت) بازتعریف شده و تحلیل سیاسی به عنوان فرآیندی سیستمی با ورودی، پردازش، خروجی و بازخورد معرفی می گردد. همچنین مفاهیمی چون تفسیر (آشکارسازی ابهامات)، توجیه (تحلیل همراه با دفاع از یک پدیده) و موضع گیری (قضاوت و تعیین خط مشی) به تفصیل از هم متمایز می شوند. نویسنده مرز باریک میان تحلیل و توجیه را هشدار می دهد و تاکید می کند که توجیه «تحلیل نما» اغلب از واقعیت گریزان است.

فصل دوم (مفاهیم نظری مرتبط) به ابزارهای ذهنی و منطقی تحلیل می پردازد. توصیف به عنوان گزارش «چیستی» پدیده، تبیین به عنوان پاسخ به «چرایی» و علت یابی، و استدلال در سه گونه قیاسی، استقرایی و تمثیلی تشریح می شوند. نویسنده با تفصیل، مغالطه و سفسطه را از هم جدا می کند و پیش بینی را فرآیندی علمی و مبتنی بر روش های کمی و کیفی می داند. آینده پژوهی به عنوان «علم و هنر کشف آینده و شکل بخشی به دنیای مطلوب فردا» معرفی می گردد و سناریو، مدل سیاسی، پارادایم و نیز تحلیل های هنجاری، تجربی و مفهومی هر یک تعریف مشخصی می یابند. این فصل زیربنای نظری کتاب را تشکیل می دهد.

بخش دوم: اصول تحلیل سیاسی

فصل اول (اهداف و استراتژی های تحلیل سیاسی) هفت هدف اصلی تحلیل را برمی شمارد: توضیحی، توصیفی، تبیینی، تفسیری، قرائتی، پیش بینی و آینده پژوهی. سپس چهار استراتژی تحلیلی (استقرایی، قیاسی، پس کاوی و استفهامی) را با جدول مقایسه توضیح می دهد. رویکردهای کمی، کیفی و ترکیبی نیز بررسی شده و تعارض معرفت شناختی میان آن ها بازگو می شود. مفهوم بازاندیشی (رفلکسیویته) به عنوان «تفسیر تفسیرهای خود» و تحلیل ثانویه در برابر فراتحلیل از دیگر مباحث مهم این فصل است. همچنین کاربرد منطق فازی در تبیین پدیده های سیاسی با تاکید بر مجموعه های فازی و درجات عضویت به عنوان راهکاری برای خروج از دوگانگی صفر و یک معرفی می شود.

فصل دوم (خصوصیات و ویژگی های تحلیل و تحلیل گر) به صفات یک تحلیل گر حرفه ای اختصاص دارد. شفافیت، مواجهه با عدم قطعیت، رعایت معیارهای پنج گانه، به کارگیری فناوری، نسبی بودن شناخت سیاسی (و نه نسبی گرایی اخلاقی)، برخورداری از فهم تاریخی، سطوح شش گانه یادگیری (از دانش تا ارزشیابی) و خصوصیاتی چون عدم تعجیل، تفکر انتقادی، انصاف و داشتن تفکر سیستمی از جمله این ویژگی هاست. نویسنده با استناد به آرنولد ملتسنر، تحلیل گران را به سه دسته متخصص، سیاستمدار و کارگزار حرفه ای تقسیم می کند و تاثیر آن ها بر روند تصمیم گیری را واکاوی می نماید.

فصل سوم (جایگاه خبر و اطلاعات) نخست عناصر پنج گانه خبر (کی، چه، کی، کجا، چرا، چگونه) را از منظر روزنامه نگاری و سپس از دیدگاه قرآن (صدق، امانت، عدالت، فصاحت، طبقه بندی و پرهیز از تجسس) بررسی می کند. مراحل شش گانه بررسی خبر (تجزیه، اولویت بندی، تفسیر، تحلیل، تحقیق و پردازش) و سه منبع کسب اطلاعات (عمومی، تخصصی و اختصاصی) تشریح می شود. انواع ارتباط در تحلیل سیاسی (نقلی، عقلی، میان پدیده ای، فرضیه محور، آشکار، پنهان، عقیدتی و پایدار/ناپایدار) و عوامل موثر در برقراری ارتباط (وحدت موضوعی، اشتراک تاریخی، زمان و مکان مشترک) از مطالب کلیدی این فصل است. مطالعه موردی ناکامی سازمان سیا در پیش بینی انقلاب اسلامی ایران، عبرت های مهمی درباره پیامدهای فقدان اطلاعات میدانی ارائه می دهد.

فصل چهارم (پیش بینی آینده و سناریوپردازی) با تبیین رابطه نظریه و پیش بینی آغاز می شود و اصول علمی پیش بینی (احتمالی بودن، صراحت، شفافیت و جامعیت) را برمی شمارد. چهار مولفه اصلی آینده (رویدادها، روندها، اقدامات، تصویرها) و سه دسته روش های پیش بینی (کمی، کیفی، نظری) معرفی می گردد. سپس جایگاه پیش بینی در اندیشه دینی با استناد به آیات قرآن نشان داده می شود. در ادامه، تئوری تشخیص سیگنال به عنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد پیش بینی با دو نوع خطای غفلت و هشدار کاذب توضیح داده می شود. تفاوت پیش بینی و آینده پژوهی در نگرش خطی در برابر نگرش چرخشی به تاریخ بازتعریف می گردد. در نهایت، سناریوپردازی با الگوی پنج مرحله ای «تایدا» (تعقیب، تحلیل، تصور، تصمیم، اقدام) به عنوان یکی از جامع ترین روش های آینده نگری معرفی می شود.

بخش سوم: روش های تحلیل سیاسی

فصل اول (روش های عمومی در تحلیل سیاسی) یازده روش پایه را در بر می گیرد: تحلیل بر اساس خواسته ها (تهذیبی، سیاسی، اقناعی، اخباری، منفعت طلبانه، پنهانی و احساساتی)، تحلیل بر اساس سنخ شناسی، روش قیاسی (کل به جزء)، روش استقرایی (جزء به کل)، روش ایستا و پویا، روش توصیفی-علی، روش تحلیل سیستمی (با تاکید بر مدل دیوید ایستون)، روش مقایسه ای (با راهبردهای سه گانه و مزایای چهارگانه)، روش تاریخی، روش انتخاب عقلایی (با نظریه بازی ها و فردگرایی روش شناختی) و روش تفسیر مضاعف. هر یک از این روش ها با مثال های سیاسی عینی (چون فروپاشی شوروی و تحلیل های امام خمینی) تشریح شده اند.

فصل دوم (روش های تخصصی) به ده رویکرد تحلیلی عمیق تر می پردازد: جامعه شناسی تاریخی (با چهار گونه قیاسی، استقرایی، تفسیری و روایی و کارکردهای سه گانه)، نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) با مراحل شش گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، نظریه بازی ها (با مفاهیم استراتژی غالب، تعادل نش و انواع بازی ها)، روش انتقادی (با تاکید بر مکتب فرانکفورت و تمایز عقلانیت صوری و جوهری)، تحلیل سوآت با ماتریس چهارخانه و ترکیب با تحلیل سلسله مراتبی فازی، روش تاریخی-تطبیقی (با سه راهبرد اسکاچپول)، مدل ارتباطی هارولد لاسول (پرسش های پنج گانه و مدل ترکیبی ده جزئی)، جریان شناسی سیاسی به مثابه روش، ساختارگرایی (با مسئله ساختار-کارگزار) و در پایان روش های تحلیل در علوم اسلامی (وحیانی، نقلی، عقلی، شهودی و ترکیبی).

فصل سوم (روش های محتوایی) یازده روش تفسیری و معناشناسانه را معرفی می کند: هرمنوتیک (با چهار شاخه مولف محور، متن محور، دیالکتیکی و روانکاوانه)، روش قصدی-زمینه گرای کوئنتین اسکینر (با نقد سه اسطوره دکترین، تقدم نمایی و انسجام)، پدیدارشناسی (با سه نحله استعلایی، وجودی و تاویلی و مراحل اپوخه، ایدئوسیون و همدلی)، روش هنجاری (با شاخه های محافظه کاری، جماعت گرایی، مذهب گرایی، واقع گرایی، آرمان گرایی و انتقادی)، تحلیل مضمون (با مراحل سه گانه کدگذاری توصیفی، تفسیری و یکپارچه سازی)، تحلیل گفتمان (با مبانی نظری لکلو و موف و مفاهیم دال مرکزی، مفصل بندی و هژمونی)، تحلیل محتوا (با شیوه های کمی و کیفی و مراحل توصیف، تفسیر و روایت)، روش پوزیتیویستی، روش پارادایم (با تاکید بر آرای توماس کوهن)، روش تفهمی و روش سازه انگاری. تنوع و غنای این فصل نمایانگر دامنه وسیع رویکردهای تفسیری در تحلیل سیاسی است.

فصل چهارم (روش های آینده پژوهی) ده روش کاربردی را برای نگاه به آینده ارائه می دهد: روش دلفی (با مراحل تشکیل تیم، پرسشنامه های متوالی و دستیابی به اجماع خبرگان)، شبیه سازی (در سه گونه انسانی، رایانه ای و ترکیبی با تاکید بر بازی نقش ها)، سناریونویسی (با الگوی لوزی تصمیم گیری و تبیین سناریوهای ممکن، محتمل و مرجح)، نظریه بازی ها (با تاکید بر کاربرد پیش بینی کننده آن)، روش استنتاج (با تفکیک استدلال قیاسی و استقرایی)، روش ذهن انگیزی (طوفان فکری با قواعد پنج گانه)، روش تاثیرات متقابل (تحلیل اثر متقابل رویدادها بر یکدیگر)، روش چرخه آینده (نقشه سازی ذهنی از پیامدهای متوالی یک رویداد)، روش پانل خبرگان و روش تحلیل روند. این فصل کتاب را به ابزاری عملیاتی برای پژوهشگرانی که خواهان پیش بینی و شکل دهی به آینده هستند تبدیل می کند.

نتیجه گیری

کتاب «اصول و روش های تحلیل در سیاست» در یازده مرحله جمع بندی می شود: از تعیین موضوع و طرح پرسش های شش گانه (چه، کی، کجا، چه کسانی، چگونه، چرا) گرفته تا جمع آوری اخبار و اطلاعات، تعیین هدف و استراتژی، انتخاب روش مناسب، ارائه فرضیه، پردازش و تجزیه وتحلیل داده ها، پیش بینی آینده، آینده پژوهی و سناریوپردازی، و نهایتا راستی آزمایی تحلیل. نویسنده تاکید می کند که هیچ روشی فی نفسه برتر از دیگری نیست؛ بلکه تناسب روش با ماهیت پدیده و هدف پژوهشگر است که کارآمدی تحلیل را تعیین می کند. این کتاب با پوشش طیف گسترده ای از رویکردهای اثباتی، تفسیری، انتقادی، هنجاری و آینده نگرانه، منبعی جامع برای دانشجویان، تحلیل گران سیاسی و پژوهشگران علوم سیاسی و روابط بین الملل محسوب می شود. همچنین توجه ویژه به مبانی اسلامی (آیات قرآن، نهج البلاغه و بیانات رهبری) در کنار روش های غربی، آن را به اثری بومی و در عین حال جهانی تبدیل کرده است.