سازوکارهای اجتماعی حافظه: تبیین جامعه شناختی حافظه جمعی و بازآفرینی گذشته

9 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 29 بازدید



مقدمه

جامعه شناسی حافظه، به عنوان حوزه ای میان رشته ای، بر پیوند وثیق میان ساختارهای اجتماعی و فرآیندهای ذهنی تمرکز دارد. این گرایش، همانند جامعه شناسی معرفت، در پی کشف این حقیقت است که چگونه حافظه، یادآوری، فراموشی و انباشت آگاهی، نه در خلا فردی، بلکه در بسترهای ساختاری و بین الاذهانی شکل می گیرند. در حالی که روان شناسی به کارکردهای حافظه در سطح فردی می پردازد، جامعه شناسی حافظه آن را به مثابه فرآیندی بلندمدت و تعاملی می بیند که در میان نسل ها و گروه ها تداوم می یابد. پرسش کانونی این است که چگونه جوامع، گذشته را نه آن گونه که «بوده»، بلکه آن گونه که «نیاز دارند»، در حافظه خود بازسازی می کنند (میزتال، ۱۳۹۹).

مبانی نظری حافظه جمعی

مفهوم «حافظه جمعی» نخستین بار توسط موریس هالبواکس، تحت تاثیر آموزه های امیل دورکیم در باب «آگاهی جمعی»، صورت بندی شد. هالبواکس معتقد بود که هیچ یادآوری بدون واسطه های اجتماعی ممکن نیست. هر فرد، عضوی از گروه های اجتماعی مختلف (خانواده، صنف، مذهب) است و این عضویت، کادرهای ذهنی او را برای یادآوری شکل می دهد (لوئیس، ۱۴۰۲). حافظه جمعی را نباید مخزنی ایستا از وقایع دانست، بلکه «بازآفرینی» پویای گذشته در پرتو نیازها و دغدغه های «اکنون» است. در این دیدگاه، گذشته همیشه با میانجی گری باورها، ارزش ها و منافع گروهی بازسازی می شود.

فرایند برساخت و مکانیزم های شناختی-اجتماعی

شکل گیری حافظه جمعی فرایندی است که در آن خاطرات خام و جزئیات پراکنده، از طریق مکانیزم های «فشرده سازی» و «یکپارچه سازی»، به روایتی منسجم تبدیل می شوند. ذهن اجتماعی، برای جلوگیری از بار اضافی داده ها، اطلاعات غیرکاربردی را حذف کرده و با انتزاع گرایی، هسته معنایی رویدادها را نگه می دارد (بارت، ۱۴۰۰). این فرایند روایی سازی، به تبیین علی وقایع کمک می کند و به اعضای گروه امکان می دهد تا گذشته را به عنوان یک «داستان منسجم» درک کنند. در این مسیر، مکانیزم های زیر نقش حیاتی دارند:

۱. ابهام زدایی:در تعاملات کلامی و تبادل خاطرات میان اعضا، ابهامات رویدادها رفع شده و شکاف های حافظه فردی توسط دیگران پر می شود.

۲. عامه پسندی:خاطراتی که با منافع گروه و ارزش های عامه همسو نباشند، به تدریج به حاشیه رانده شده و به «فراموشی جمعی» سپرده می شوند.

۳. سیاست حافظه: در جوامعی که با ساختار قدرت مواجه اند، حافظه جمعی از طریق دستگاه های تبلیغاتی و نهادهای آموزشی، از «بالا به پایین» مهندسی می شود. روایت هژمون (غالب) صاحبان قدرت، تلاش می کند روایتی متناسب با منافع خود را نهادینه کند، اگرچه ممکن است روایت های «زیرزمینی» در تقابل با آن شکل بگیرند (هابزبام و رنجر، ۱۹۸۳).

حافظه جمعی در کشاکش قدرت و معنا

تفاوت میان حافظه جمعی و حافظه تاریخی در همین نقطه برجسته می شود. در حالی که حافظه جمعی عمدتا ریشه در زیست جهان و تعاملات روزمره گروه ها دارد و پویاست، حافظه تاریخی گاهی به ابزاری برای سیاست گذاری فرهنگی و بازتولید ایدئولوژی تبدیل می شود. پویایی حافظه جمعی، حاصل تضارب آراست. هنگامی که روایتی از گذشته میان اعضای گروه به اشتراک گذاشته می شود، فرایند اصلاح، ویرایش و بازآفرینی در بستر گفتگو رخ می دهد. فراموشی جمعی نیز خود یک سازوکار آگاهانه است. جوامع برای حفظ سلامت روانی و همبستگی گروهی، خاطرات آسیب زا یا عناصری که تضادهای درونی را تشدید می کنند، به ناخودآگاه جمعی می سپارند؛ مگر آنکه یادآوری آن خاطرات منفی، کارکردی در بسیج گروهی یا تقویت هویت (مثلا در مفهوم «مظلومیت تاریخی») داشته باشد.

نتیجه گیری

حافظه جمعی، برآیند یادآوری، فراموشی و معناسازی مستمر است. هر گروه اجتماعی، از طریق بازآفرینی گذشته، پلی میان «تجربه زیسته» و «هویت آینده» می سازد. از این رو، تحلیل حافظه جمعی، راهی است برای شناخت هسته مرکزی ارزش ها و دغدغه هایی که یک جامعه را در زمان حال به هم پیوند می دهد.

منابع

  • بارت، ل. ف. (۱۴۰۰). ۷/۵ درس درباره مغز. ترجمه ر. م. تهران: انتشارات علمی.
  • جان علی زاده چوب دستی، ع. (۱۳۹۶). جامعه شناسی حافظه جمعی و بازنمایی گذشته. مجله مطالعات اجتماعی ایران، (۳)، ۳۹-۶۵.
  • دوبلی، ر. (۱۴۰۱). هنر خوب زندگی کردن. تهران: نشر چشمه.
  • فکوهی، ن. (۱۳۹۴). حافظه تاریخی و ناسیونالیسم. تهران: انسان شناسی و فرهنگ.
  • فکوهی، ن. (۱۴۰۱). مبانی انسان شناسی. تهران: نشر نی.
  • کنوبلاخ، ه. (۱۴۰۰). جامعه شناسی معرفت. تهران: انتشارات کویر.
  • لوئیس، پ. (۱۴۰۲). موریس هالبواکس و حافظه جمعی. تهران: انتشارات سمت.
  • میزتال، ب. (۱۳۹۹). درآمدی بر جامعه شناسی حافظه. تهران: نشر آگه.
  • Hobsbawm, E., & Ranger, T. (1983). The Invention of Tradition. Cambridge University Press.
  • Halbwachs, M. (1992). On Collective Memory. University of Chicago Press.
  • Loftus, E. F., & Palmer, J. C. (1974). Reconstruction of automobile destruction. Journal of Verbal Learning and Verbal Behavior, 13(5), 585-589.
  • Olick, J. K., & Levy, D. (1997). Collective memory and cultural constraint. American Sociological Review, 62(6), 921-936.
  • Schuman, H., & Scott, J. (1989). Generations and collective memories. American Sociological Review, 54(3), 359-381.
  • Schwartz, B. (2000). Abraham Lincoln and the Forge of National Memory. University of Chicago Press