تاب آوری یا resiliency رسانه چیست ؟
تاب آوری یا resiliency رسانه چیست ؟
تاب آوری رسانه یا resiliency مفهومی است که به توان رسانه برای ادامه کار، حفظ اعتماد، بازسازی خود، و سازگاری با فشارها و بحران ها مربوط می شود. رسانه در جهان امروز با تکانه های پی درپی روبه رو است؛ از بحران های سیاسی و اجتماعی تا شوک های اقتصادی، از حملات سایبری تا جنگ روایت ها، از کاهش اعتماد عمومی تا تغییرات سریع فناوری. در چنین وضعی، بقای رسانه فقط به داشتن ابزار انتشار وابسته نیست. آنچه اهمیت دارد ظرفیت دوام، قدرت انطباق، توان بازیابی، و قابلیت حفظ نقش عمومی رسانه در شرایط دشوار است. از همین رو، تاب آوری رسانه یا resiliency به یکی از مفاهیم مرکزی در مطالعات رسانه، ارتباطات، جامعه، فرهنگ و حکمرانی تبدیل شده است.

تاب آوری رسانه یا resiliency را می توان توان یک نهاد رسانه ای، یک شبکه ارتباطی، یا یک محیط رسانه ای دانست که در برابر اختلال، فشار، تهدید و بحران فرو نپاشد، کارکرد اصلی خود را از دست ندهد، و پس از آسیب بتواند با کیفیتی قابل قبول به فعالیت ادامه دهد. این مفهوم فقط به مقاومت فنی محدود نیست. رسانه ممکن است از نظر فنی فعال بماند، اما از نظر اعتبار اجتماعی، استقلال حرفه ای، سلامت مالی، یا ظرفیت تولید معنا دچار فرسایش شود. در نتیجه، بررسی تاب آوری رسانه یا resiliency باید چندبعدی باشد و ساختار، محتوا، فناوری، اقتصاد، اخلاق حرفه ای، مخاطب، فرهنگ و سیاست را در کنار هم ببیند.
نخستین بعد در بحث تاب آوری رسانه یا resiliency بعد نهادی و سازمانی است. هر رسانه برای دوام خود به ساختار مدیریتی روشن، تقسیم کار مناسب، نیروی انسانی آموزش دیده، برنامه ریزی برای بحران، و امکان تصمیم گیری سریع نیاز دارد. رسانه ای که همه امور آن بر پایه تصمیم های مقطعی و واکنشی پیش می رود، در برابر فشارهای بیرونی شکننده تر است. در مقابل، رسانه ای که سناریوهای بحران را از پیش می شناسد، برای اختلال های فنی یا امنیتی برنامه جایگزین دارد، و مسیرهای مختلف انتشار را طراحی کرده است، ظرفیت بیشتری برای حفظ پایداری خود خواهد داشت. از این منظر، تاب آوری رسانه یا resiliency با کیفیت مدیریت و بلوغ سازمانی پیوندی مستقیم دارد.
بعد دوم، بعد اقتصادی است. رسانه بدون منابع مالی پایدار نمی تواند استقلال، کیفیت و استمرار خود را حفظ کند. وابستگی شدید به یک منبع درآمد، به یک حامی مالی، یا به یک الگوی درآمدی ناپایدار، رسانه را در برابر بحران آسیب پذیر می کند. هر رکود اقتصادی، هر افت تبلیغات، یا هر تغییر در بازار می تواند چنین رسانه ای را به سمت کاهش کیفیت، تعدیل نیرو، یا تغییر خط مشی سوق دهد. تاب آوری رسانه یا resiliency در این سطح به تنوع منابع مالی، مدیریت هزینه، سرمایه گذاری هوشمند، و طراحی مدل های درآمدی سازگار با شرایط جدید وابسته است. رسانه ای که از نظر اقتصادی تاب آور باشد، در لحظات فشار ناچار نمی شود ارزش های حرفه ای خود را قربانی بقای کوتاه مدت کند.
بعد سوم، بعد فناورانه و زیرساختی است. رسانه امروز در محیطی دیجیتال فعالیت می کند و همین امر آن را در معرض اختلال های فنی، حملات سایبری، قطع دسترسی، دستکاری داده، و وابستگی شدید به پلتفرم ها قرار می دهد. تاب آوری رسانه یا resiliency در این زمینه به امنیت سایبری، پشتیبان گیری منظم، سرورهای امن، زیرساخت های توزیع جایگزین، و توان انتقال سریع عملیات از یک بستر به بستر دیگر بستگی دارد. رسانه ای که فقط به یک کانال متکی است، در برابر مسدود شدن، اختلال شبکه، یا تغییر سیاست پلتفرم بسیار مرتبط است. رسانه تاب آور از پیش برای چنین وضعیت هایی آمادگی دارد و مسیرهای متنوعی برای تداوم ارتباط با مخاطب ایجاد می کند.
بعد چهارم، بعد حرفه ای و اخلاقی است. رسانه اگر در زمان بحران به انتشار شتاب زده، اطلاعات تاییدنشده، تیترهای هیجانی، و سوگیری آشکار روی آورد، ممکن است در کوتاه مدت توجه جلب کند، اما در بلندمدت سرمایه اعتماد خود را از دست می دهد. اعتماد عمومی یکی از مهم ترین پایه های تاب آوری رسانه یا resiliency است. رسانه ای که اصول راستی آزمایی، دقت، انصاف، مسئولیت پذیری، و شفافیت را حفظ می کند، در شرایط بحرانی از مشروعیت بیشتری برخوردار می شود. مخاطب در لحظه های آشوب به رسانه ای رجوع می کند که آن را قابل اعتماد بداند. پس تاب آوری رسانه فقط با تکنولوژی یا سرمایه ساخته نمی شود؛ این تاب آوری با اخلاق حرفه ای نیز شکل می گیرد.
بعد پنجم، بعد انسانی است. روزنامه نگاران، دبیران، سردبیران، تحلیل گران، تصویربرداران، و همه نیروهای رسانه ای در خط مقدم فشار قرار دارند. فرسودگی شغلی، اضطراب، ناامنی شغلی، تهدیدهای روانی و اجتماعی، و فشار ناشی از سرعت بالای خبر می تواند توان حرفه ای آنان را تضعیف کند. رسانه ای که به آموزش مستمر، حمایت روانی، امنیت کاری، و ارتقای مهارت های چندگانه توجه دارد، ظرفیت بیشتری برای دوام خواهد داشت. تاب آوری رسانه یا resiliency در سطح انسانی به معنای توان نیروی رسانه برای ادامه کار در وضعیت های پیچیده و پرتنش است. هر اندازه سرمایه انسانی سالم تر، ماهرتر و باانگیزه تر باشد، امکان عبور رسانه از بحران بیشتر خواهد بود.
بعد ششم، بعد محتوایی و روایی است. بحران ها فقط ساختار رسانه را نمی آزمایند، بلکه توان آن را در تولید معنا نیز محک می زنند. رسانه باید بتواند در وضعیتی که اطلاعات فراوان، متناقض و آلوده در گردش است، روایت دقیق، متوازن و قابل فهم تولید کند. تاب آوری رسانه یا resiliency در اینجا به ظرفیت تشخیص اولویت ها، انتخاب زبان مناسب، پرهیز از آشوب معنایی، و ایجاد نظم در فهم عمومی وابسته است. رسانه ای که فقط بازنشرکننده شایعه، هیجان یا قطبی سازی باشد، به تضعیف جامعه کمک می کند. در مقابل، رسانه ای که قدرت تبیین، زمینه سازی، و فهم پذیر کردن مسائل را حفظ می کند، به افزایش ثبات اجتماعی یاری می رساند.
بعد هفتم، بعد اجتماعی و ارتباطی است. رسانه در خلا کار نمی کند. پیوند آن با مخاطبان، گروه های اجتماعی، نهادهای مدنی، و شبکه های عمومی بخشی از سرمایه تاب آوری آن است. اگر مخاطب فقط مصرف کننده منفعل نباشد و احساس کند رسانه صدای او را می شنود، زمینه اعتماد و همراهی بیشتر می شود. تاب آوری رسانه یا resiliency در این سطح به کیفیت رابطه با جامعه، فهم تنوع اجتماعی، شنیدن صداهای مختلف، و حفظ ارتباط دوسویه وابسته است. رسانه ای که از جامعه فاصله بگیرد، در زمان بحران پایگاه اجتماعی خود را از دست می دهد. در نتیجه، توان پایداری آن کاهش می یابد.
بعد هشتم، بعد فرهنگی است. هر رسانه درون یک بافت فرهنگی خاص عمل می کند و از ارزش ها، حافظه جمعی، زبان، نمادها و حساسیت های فرهنگی تاثیر می پذیرد. تاب آوری رسانه یا resiliency زمانی عمیق تر می شود که رسانه بتواند با هویت فرهنگی جامعه خود پیوندی زنده و خلاق برقرار کند. رسانه ای که از زبان و جهان معنایی مردم دور شود، در جذب اعتماد و اثرگذاری دچار ضعف خواهد شد. پیوند با فرهنگ عمومی، فهم میراث نمادین جامعه، و بازنمایی متوازن ارزش ها و تجربه های زیسته مردم می تواند به استحکام جایگاه رسانه کمک کند. در این معنا، تاب آوری رسانه فقط یک توان فنی یا اداری نیست، بلکه ظرفیتی فرهنگی نیز هست.
بعد نهم، بعد سیاسی و حقوقی است. رسانه در فضای مقررات، قوانین، ساختار قدرت، و نسبت های نهادی با دولت و دیگر بازیگران عمل می کند. هر اندازه محیط حقوقی روشن تر، پیش بینی پذیرتر و منصفانه تر باشد، امکان شکل گیری تاب آوری رسانه یا resiliency بیشتر می شود. ابهام قانونی، فشارهای ناگهانی، محدودیت های بی ثبات، و نبود حمایت حقوقی از فعالیت حرفه ای، سطح نااطمینانی را بالا می برد و توان برنامه ریزی بلندمدت را کاهش می دهد. رسانه تاب آور به محیط حقوقی پایدار نیاز دارد، چون دوام رسانه بدون حداقلی از امنیت حقوقی دشوار است.
بعد دهم، بعد شناختی و اطلاعاتی است. رسانه در دوره ای فعالیت می کند که وفور اطلاعات با کمبود معنا همراه شده است. داده های بسیار، سرعت بالا، و تولید انبوه محتوا می تواند مخاطب را خسته، گیج و بی اعتماد کند. تاب آوری رسانه یا resiliency در این بعد به توان پالایش اطلاعات، تشخیص اهمیت، مقابله با اخبار جعلی، و ساختن الگوهای فهم جمعی مربوط می شود. رسانه باید بتواند در میان انبوه پیام ها، مسیر روشنی برای شناخت عمومی ایجاد کند. اگر رسانه خود به بخشی از آشوب اطلاعاتی تبدیل شود، از کارکرد عمومی خود دور می شود و تاب آوری آن نیز فرومی کاهد.
تاب آوری رسانه یا resiliency در زمان بحران های طبیعی، اجتماعی و امنیتی اهمیت بیشتری پیدا می کند. در هنگام زلزله، سیل، همه گیری، ناآرامی اجتماعی، جنگ، یا فروپاشی های اقتصادی، رسانه فقط ابزار خبررسانی نیست. رسانه می تواند عامل آرام سازی، آموزش عمومی، کاهش شایعه، تقویت همبستگی، و تسهیل هماهنگی اجتماعی باشد. اگر رسانه در این لحظه ها دچار اختلال گسترده، بی اعتمادی، آشفتگی محتوایی یا ناتوانی مدیریتی شود، جامعه نیز آسیب بیشتری می بیند. از همین زاویه، تاب آوری رسانه یا resiliency بخشی از تاب آوری اجتماعی و حتی بخشی از تاب آوری ملی است.
رسانه های سنتی و رسانه های دیجیتال هر دو با مسائل خاص خود روبه رو هستند. رسانه سنتی ممکن است از نظر ساختار حرفه ای و قواعد تحریریه قوی تر باشد، اما در سرعت و انطباق دچار کندی شود. رسانه دیجیتال ممکن است انعطاف و چابکی بیشتری داشته باشد، اما در برابر شتاب زدگی، ناپایداری مالی، و فرسایش اعتماد آسیب پذیر باشد. تاب آوری رسانه یا resiliency در هر دو حوزه به این بستگی دارد که چگونه میان سرعت و دقت، گسترش و کیفیت، نوآوری و مسئولیت حرفه ای توازن برقرار شود. رسانه ای موفق تر است که این تعادل را از دست ندهد.
یکی از تهدیدهای مهم در برابر تاب آوری رسانه یا resiliency، وابستگی شدید به منطق پلتفرمی است. وقتی رسانه همه دسترسی خود را بر شبکه های اجتماعی یا سامانه های بیرونی بنا می کند، کنترل بخشی از سرنوشت خود را به ساختارهایی واگذار می کند که منافع، قواعد و الگوریتم های مستقل دارند. تغییر ناگهانی در سیاست انتشار، کاهش دسترسی ارگانیک، حذف حساب ها، یا اولویت دادن به محتوای هیجانی می تواند رسانه را دچار اختلال کند. رسانه تاب آور می کوشد مالکیت نسبی بر کانال های ارتباطی خود را حفظ کند، پایگاه مخاطبان وفادار بسازد، و همه توان خود را به یک بستر بیرونی گره نزند.
موضوع مهم دیگر، نسبت تاب آوری رسانه یا resiliency با آموزش رسانه ای جامعه است. هرچه سواد رسانه ای مخاطبان بالاتر باشد، امکان اثرگذاری اخبار جعلی، پروپاگاندا، دستکاری عاطفی و شایعه کمتر می شود. این امر به سود رسانه های حرفه ای است. در جامعه ای که مخاطب قدرت تشخیص منبع معتبر را داشته باشد، رسانه مسئولانه شانس بیشتری برای دوام و تاثیر خواهد داشت. از این رو، تاب آوری رسانه فقط درون سازمان رسانه تولید نمی شود. این تاب آوری تا حدی به کیفیت فرهنگی و آموزشی جامعه نیز وابسته است.
در سطح راهبردی، برای تقویت تاب آوری رسانه یا resiliency می توان چند مسیر را در نظر گرفت. تنوع بخشی به منابع درآمد، تقویت امنیت دیجیتال، آموزش مداوم نیروی انسانی، تدوین برنامه مدیریت بحران، حفظ استانداردهای حرفه ای، گسترش ارتباط واقعی با مخاطب، و سرمایه گذاری بر اعتماد عمومی از مهم ترین این مسیرهاست. همچنین رسانه باید بتواند پیوسته خود را بازبینی کند، خطاهای خود را بپذیرد، و از بحران ها برای یادگیری سازمانی بهره ببرد. تاب آوری واقعی زمانی شکل می گیرد که رسانه فقط به بقا فکر نکند، بلکه هر بحران را به فرصتی برای اصلاح ساختار و ارتقای کیفیت تبدیل کند.
در جمع بندی می توان گفت تاب آوری رسانه یا resiliency مفهومی چندلایه و زنده است که پایداری رسانه را در سطوح فنی، اقتصادی، انسانی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی توضیح می دهد. رسانه تاب آور رسانه ای است که در برابر تکانه ها فرو نمی ریزد، در شرایط ناپایدار نقش عمومی خود را حفظ می کند، اعتماد را از دست نمی دهد، و ظرفیت بازسازی خود را داراست. در جهان پرتنش امروز، هر جامعه ای که به دنبال ثبات، آگاهی عمومی، انسجام اجتماعی و امنیت شناختی است، ناگزیر باید به تاب آوری رسانه یا resiliency توجهی جدی داشته باشد. این مفهوم فقط یک بحث تخصصی در مطالعات ارتباطات نیست، بلکه مسئله ای بنیادین برای حیات اجتماعی، فرهنگی و ملی است.
