پرسشگری؛ زیربنای تربیت عقلانی در نظام آموزشی

14 مرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 24 بازدید


یکی از رایج ترین صحنه های کلاس درس، زمانی است که معلم پس از توضیح یک مفهوم از دانش آموزان می پرسد: «همه متوجه شدند؟» در بسیاری از کلاس ها، سکوت حاکم می شود. این سکوت معمولا به معنای یادگیری نیست؛ بلکه اغلب ناشی از ترس از اشتباه، نگرانی از قضاوت دیگران یا عادت به پذیرش بی چون وچرای مطالب است. در مقابل، گاهی دانش آموزی دست خود را بالا می برد و می پرسد: «چرا این روش را استفاده می کنیم؟ آیا راه دیگری هم وجود دارد؟» از منظر علوم تربیتی، همین پرسش ساده می تواند ارزشمندتر از حفظ کردن ده ها پاسخ آماده باشد.

امروزه پژوهش های حوزه آموزش نشان می دهند که موفقیت تحصیلی و اجتماعی افراد، بیش از آنکه به انباشت اطلاعات وابسته باشد، به توانایی تحلیل، استدلال و ارزیابی اطلاعات بستگی دارد. به همین دلیل، «تفکر انتقادی» به عنوان یکی از مهم ترین شایستگی های قرن بیست ویکم شناخته می شود. فردی که قدرت پرسیدن و تحلیل کردن را دارد، در آینده نیز در برابر اطلاعات نادرست، تبلیغات، شایعات و تصمیم های هیجانی مقاوم تر عمل خواهد کرد.

از این منظر، رسالت مدرسه تنها انتقال محتوای کتاب های درسی نیست. اگر دانش آموزی پس از دوازده سال تحصیل، تنها به دنبال یافتن پاسخ های از پیش تعیین شده باشد و هرگز نیاموزد درباره آنچه می شنود سوال کند، بخش مهمی از ماموریت آموزش محقق نشده است. آموزش باید ذهن را برای اندیشیدن آماده کند، نه صرفا حافظه را برای ذخیره اطلاعات.

این مسئله حتی در ساده ترین فعالیت های کلاسی نیز قابل مشاهده است. برای مثال، زمانی که معلم مسئله ای ریاضی را روی تخته حل می کند، معمولا دانش آموزان همان روش را تقلید می کنند. اما اگر یکی از آنان بپرسد: «آیا می توان این مسئله را به روش دیگری هم حل کرد؟»، کلاس از یک فضای حفظ محور به محیطی برای اندیشیدن تبدیل می شود. ارزش این پرسش در یافتن یک پاسخ جدید نیست؛ بلکه در فعال شدن فرایند تفکر است.

به همین دلیل، فرهنگ پرسشگری باید به یکی از ارکان اصلی آموزش تبدیل شود. البته پرسشگری با بی نظمی یا مخالفت بی دلیل تفاوت دارد. پرسش زمانی ارزش تربیتی پیدا می کند که در فضایی مبتنی بر احترام، استدلال و گفت وگوی علمی مطرح شود. چنین فضایی، اعتمادبه نفس شناختی دانش آموزان را افزایش می دهد و آنان را به مشارکت فعال در فرایند یادگیری ترغیب می کند.

در نهایت، ارزش واقعی آموزش را نباید تنها با نمره، مدرک یا حتی موفقیت اقتصادی سنجید. آموزش زمانی به رسالت خود نزدیک می شود که انسان هایی خردورز، مسئول و پرسشگر تربیت کند؛ انسان هایی که به جای پذیرش منفعلانه واقعیت ها، توانایی تحلیل، نقد و اصلاح آنها را داشته باشند. آینده هر جامعه، پیش از آنکه در منابع اقتصادی آن رقم بخورد، در کلاس های درسی شکل می گیرد که در آنها پرسیدن نه یک خطا، بلکه یک فضیلت تلقی می گردد.