تند و آتشین (هفت درس برای کسب و کار و زندگی)

23 تیر 1405 - خواندن 7 دقیقه - 21 بازدید

تند و آتشین (هفت درس برای کسب و کار و زندگی)

فیلم «تند و آتشین» داستان ریچارد مونتانز، سرایدار سابق فریتو-لی که حالا مدیر اجرایی شده است را روایت می کند که ادعا می کند مغز متفکر محصول چند میلیارد دلاری «فلامین هات چیتوز» بوده است.

واقعا چیزی فراتر از یک فیلم، بیشتر شبیه درس های زندگی و کسب و کار برای زیستن و رشد کردن بود. همانطور که فیلم را تماشا می کردم، هفت درس در من به عنوان یک صاحب کسب و کار طنین انداز شد: نوآوری، عزم راسخ، انعطاف پذیری، پشتکار، یادگیری، پذیرش شکست و حمایت.

درس 1: نوآوری

نوآوری در کسب و کار به توسعه ایده ها، محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید اشاره دارد که کسب و کار موجود را بهبود می بخشد یا فرصت های جدیدی را ایجاد می کند. نوآوری جزء حیاتی رشد و موفقیت است و به کسب و کارها اجازه می دهد تا رقابتی باقی بمانند، کارایی را بهبود بخشند، هزینه ها را کاهش دهند و تجربیات مشتری را افزایش دهند.

در این فیلم که به طور قابل توجهی با رویدادهای واقعی متفاوت است، اما همچنان روایتی الهام بخش را ایجاد می کند، این نوآوری ریچارد مونتانز بود که به او اجازه داد شغل کارگران کارخانه Frito-Layرا نجات دهد و در نهایت محصول را به یک پدیده نمادین و جهانی فرهنگ پاپ تبدیل کند.

نوآوری می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله:

- نوآوری محصول:توسعه محصولات یا خدمات جدید یا بهبود یافته.

- نوآوری فرآیند:بهینه سازی فرآیندهای عملیاتی برای بهبود کارایی و بهره وری.

- نوآوری مدل کسب و کار: توسعه روش های جدید انجام کسب و کار، مانند ارائه اشتراک یا تاکید بر پایداری.

- نوآوری بازاریابی: ایجاد روش های جدید برای تبلیغ محصولات یا خدمات، مانند استفاده از اینفلوئنسرهای رسانه های اجتماعی.

نوآوری نیاز به خلاقیت، همکاری و تمایل به ریسک پذیری دارد. کسب و کارهای موفق فرهنگ نوآوری را پرورش می دهند، آزمایش را تشویق می کنند و پذیرای ایده های جدید از تمام سطوح سازمان هستند. به یاد داشته باشید، شخصیت مونتانز به عنوان یک سرایدار در شرکت شروع شد. رهبری یک عنوان یا موقعیت نیست، بلکه تاثیر، نفوذ و الهام بخشی است.

درس ۲: عزم

من اراده را به انجام آنچه برای انجام کارها لازم است، تعریف می کنم. مونتانز مصمم بود که خانواده اش را تامین کند. حتی به عنوان فردی بدون دیپلم دبیرستان، اجازه نداد که کمبودهایش او را از تلاش بیشتر بازدارد.

عزم شما را در دوران سخت به پیش می راند. شما با وجود چالش ها، موانع و مشکلات، به پیش می روید. مونتانز می توانست در طول سفرش بارها به راحتی تسلیم شود. در فیلم، درخواست ساده برای موقعیت سرایداری مانعی ایجاد می کرد، زیرا به دیپلم دبیرستان نیاز داشت که او هیچ کدام را نداشت. عزم او به او اجازه داد تا راهی برای مصاحبه پیدا کند و در نهایت شغل را به دست آورد.

درس ۳: تاب آوری

شما باید با اختلالات سازگار شوید. من تاب آوری را «بازگشت به عقب» می نامم، توانایی بازیابی سریع از شکست ها. مونتانز در عمل تاب آور بودن استاد شد. در فیلم، او قصد نداشت به مدت ۱۰ سال سرایدار شود، اما این اتفاق افتاد؛ اقتصاد و سیاست های شرکتی در عدم توانایی او در ترفیع گرفتن نقش داشتند.

دن نگرونی سه مولفه تاب آوری را شناسایی می کند:

1- اعتماد به نفس

2- تعهد

3- خلاقیت

اگرچه اعتماد به نفس مونتانز در نقاط مختلف فیلم، زمانی که بیشترین نیاز به آن وجود داشت، متزلزل شد، اما او اعتماد به نفس لازم برای حرکت به سمت هدفش را به دست آورد. هنگامی که ایده تند و آتشین شکل گرفت، شخصیت او متعهد به تحقق آن بود. او از دوستان، خانواده و جامعه خود خواست تا رویای خود را برای معرفی یک محصول جدید Frito-Lay تحقق بخشند. این خلاقیت بود که این ایده را تا انتها پیش برد. نسخه های زیادی از این محصول آزمایش شد، اما داستان از این قرار است که او به نمایش خلاقیت ادامه داد تا زمانی که محصول به سطحی رسید که احساس می کرد می تواند عرضه شود.

درس ۴: پشتکار

سخنان وینستون چرچیل قطعا در اینجا صادق است: «هرگز تسلیم نشو، هرگز تسلیم نشو، هرگز، هرگز، هرگز، هرگز.» در فیلم، مونتانز حتی پس از عرضه محصول و عدم استقبال بازار، به راه خود ادامه داد. او به یافتن راه حل ادامه داد. او تماسی دریافت کرد مبنی بر اینکه شرکت در حال جمع آوری محصول است. او توانست ایده پسرش را به کار گیرد تا به مردم اطلاع دهد که محصول وجود دارد. وقتی مشتریان از وجود آن مطلع شدند و فرصت تجربه محصول را پیدا کردند، دیگر نمی توانستند محصولات را در قفسه نگه دارند. پشتکار او نتیجه داده بود. او تماسی دریافت کرد مبنی بر اینکه به محصول بیشتری نیاز است. او پرسید: «آیا به ۵۰۰۰ عدد نیاز دارید؟» پاسخ: «نه، ۵ میلیون!»

درس ۵: یادگیری

در طول فیلم، عطش مونتانز برای یادگیری مشهود بود. علاقه او به ماشین آلات بود. پس از به دست آوردن موقعیتی به عنوان سرایدار، شخصیت او بلافاصله می خواست همه چیز را در مورد ماشین آلات کارخانه فریتو-لی یاد بگیرد - آنقدر که از بهترین مهندس کارخانه درخواست کمک کرد و شاگرد او شد. مونتانز قبل از شیفتش رسید و بعد از پایان شیفتش ماند تا دانش بیشتری کسب کند.

اگر می خواهید پیشرفت کنید، مهارت های جدید یاد بگیرید. از هر فرصتی برای پرورش توسعه مداوم استفاده کنید. یادگیری می تواند در هر موقعیتی، در هر محیطی و از هر کسی اتفاق بیفتد.

درس ۶: پذیرش شکست

شکست فرصتی برای رشد است، فرصتی برای بهبود. شکست تا زمانی که از اشتباهات خود درس بگیرید، منجر به موفقیت می شود. در فیلم، به محض انتشار Flamin' Hot Cheetos، مونتانز با مانعی روبرو شد. محصول فروش نمی رفت و شرکت آماده بود تا توزیع آن را متوقف کند.

قبلا این را شنیده اید: برخی از موفق ترین کارآفرینان، ورزشکاران و مخترعان جهان بارها و بارها شکست خورده اند. شما باید درس بگیرید، رویکرد خود را تنظیم کنید و با دانش جدید خود به جلو حرکت کنید.

درس ۷: حمایت

هر کسی در زندگی خود به یک «جودی» نیاز دارد. قهرمان واقعی این فیلم برای من، جودی، همسر مونتانز بود. بدون حمایت او، او نمی توانست به تمام دستاوردهایش برسد. شخصیت او ایده و مفهوم محصول را داشت، اما این جودی مونتانز بود که دائما اعتماد به نفس او را افزایش می داد و حتی در دوران سخت او را تشویق می کرد. او نمی گذاشت که او تسلیم شود.

چه همسر باشد و چه شریک تجاری، حمایت در کسب و کار و زندگی مورد نیاز است. ممکن است ایده ای داشته باشید، اما وقتی آن ایده از هم می پاشد، به کسی نیاز دارید که شما را دوباره متمرکز کند.