Jamaleddin Kazemi golvardi
2 یادداشت منتشر شدهکاربردهای عملی در روان درمانی اگزیستانسیال (۲)
در ادامه بخش قبل:
یکی از وظایف اصلی درمانگر اگزیستانسیال، کمک به مراجع در جستجو و خلق معنا در زندگی است. این فرآیند اغلب با کاوش در منابع مختلف معنا، مانند روابط بین فردی، کار و خلاقیت، خدمت به دیگران، معنویت، و نگرش نسبت به رنج، همراه است. درمانگر از طریق گفتگوی سقراطی و طرح پرسش های تامل برانگیز، مراجع را به چالش می کشد تا معناهای شخصی خود را کشف یا بازسازی کند. تکنیک های لوگوتراپی، مانند "بازتاب زدایی" (dereflection)، که به مراجع کمک می کند تا از تمرکز بیش از حد بر مشکلات خود فاصله گرفته و به سوی اهداف و معانی فراتر از خود حرکت کند، و "قصد متناقض" (paradoxical intention)، که برای مقابله با اضطراب های خاص به کار می رود، می توانند در این زمینه مفید باشند.
درمانگر به مراجع کمک می کند تا "خلاء وجودی" (existential vacuum) خود را، که ناشی از احساس پوچی و بی معنایی است، شناسایی کرده و راه هایی برای پر کردن آن از طریق تعهد به ارزش ها و اهداف معنادار بیابد. این به معنای تجویز معنا نیست، بلکه تسهیل فرآیندی است که در آن مراجع، خود به معنای منحصر به فرد زندگی اش دست می یابد.
درمانگر اگزیستانسیال به مراجع کمک می کند تا امیدی بالغانه و واقع بینانه را در خود پرورش دهد؛ امیدی که مبتنی بر پذیرش واقعیت های دشوار زندگی، از جمله مرگ و محدودیت هاست، نه انکار آن ها. این "خوش بینی تراژیک" (tragic optimism) به قول فرانکل، به معنای یافتن معنا و امید حتی در میان رنج و فقدان است. با تمرکز بر آزادی و مسئولیت در چارچوب محدودیت ها، مراجع تشویق می شود تا بر آنچه تحت کنترل اوست تمرکز کرده و برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی خود اقدام کند.
برای تقویت تاب آوری، درمانگر می تواند به مراجع کمک کند تا موفقیت های گذشته خود در مقابله با سختی ها را به یاد آورد، چالش های فعلی را به عنوان فرصت هایی برای رشد و یادگیری بازنگری کند، و شبکه حمایتی خود را از طریق برقراری روابط اصیل تقویت نماید. مفهوم "شجاعت بودن" (the courage to be) از تیلیش و "سرسختی" (hardiness) از مدی، می تواند به عنوان چارچوبی برای درک و تقویت این توانمندی ها به کار رود.