پارادوکس بازدارندگی پس از تفاهم،چشم انداز روابط ایران و آمریکا

25 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 29 بازدید

📄پارادوکس بازدارندگی پس از تفاهم؛ چشم انداز روابط ایران و آمریکا

✍محمد کمال دادرس، عضو اندیشکده دانشیاران علوم انسانی

🔳روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را نمی توان صرفا در قالب دوگانه جنگ یا صلح تحلیل کرد. تجربه چند دهه گذشته نشان می دهد که حتی در دوره هایی که تنش ها کاهش یافته یا تفاهم های محدودی میان دو طرف شکل گرفته، رقابت  پایان نیافته، بلکه شکل و ابزارهای آن تغییر کرده است. از این رو، تفاهم را باید نه پایان جنگ، بلکه مرحله ای از مدیریت رقابت میان این دو کشور دانست. بر همین مبنا، این یادداشت مفهوم بازدارندگی سیال را به عنوان چارچوبی برای تحلیل این وضعیت پیشنهاد می کند. منظور از بازدارندگی سیال آن است که بازدارندگی در نظام بین الملل معاصر دیگر صرفا بر قدرت نظامی استوار نیست، بلکه مجموعه ای از ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی، سایبری و نفوذ منطقه ای را در بر می گیرد که اهمیت و کارکرد هر یک بسته به شرایط محیطی، رفتار بازیگران و تحولات بین المللی تغییر می کند. در چنین الگویی، بازدارندگی یک وضعیت ثابت نیست، بلکه فرآیندی چندبعدی است که در آن بازیگران با جابه جایی میان ابزارهای مختلف، تلاش می کنند هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش داده و هم زمان از ورود به جنگی فراگیر جلوگیری کنند.

🔳در روابط ایران و آمریکا نیز اختلافات بنیادینی همچون تحریم های اقتصادی، برنامه هسته ای ایران، ترتیبات امنیتی خاورمیانه، امنیت انرژی، نقش بازیگران منطقه ای و نحوه توزیع قدرت در منطقه همچنان پابرجاست. از این رو، حتی در صورت دستیابی به توافق یا تفاهم سیاسی، این اختلافات ساختاری از میان نخواهند رفت و بستر رقابت را حفظ خواهند کرد. در مقابل، هزینه های سنگین اقتصادی، امنیتی و سیاسی برای هر دو کشور، همراه با پیامدهای گسترده آن برای ثبات منطقه و اقتصاد جهانی، انگیزه ای قوی برای اجتناب از جنگ فراگیر ایجاد می کند.

🔳بر اساس نظریه بازدارندگی سیال، هرچه هزینه های جنگ مستقیم افزایش یابد، رقابت به حوزه هایی منتقل می شود که امکان اعمال فشار بدون ورود به درگیری گسترده را فراهم می کند. ازاین رو، ابزارهایی مانند تحریم های اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک، عملیات سایبری، رقابت های اطلاعاتی، جنگ شناختی، حمایت از شرکای منطقه ای و مذاکرات مقطعی، به مهم ترین عرصه های اعمال بازدارندگی تبدیل می شوند. در این وضعیت، هدف بازیگران افزایش قدرت چانه زنی و حفظ موازنه قدرت است.

🔳بر این اساس، محتمل ترین سناریوی روابط ایران و آمریکا در دوره پس از هرگونه تفاهم، نه جنگ فراگیر و نه صلح پایدار، بلکه استمرار رقابتی مدیریت شده خواهد بود؛ الگویی که در آن مذاکره، فشار، همکاری محدود و رقابت راهبردی به طور هم زمان جریان دارد. در چنین شرایطی، روابط دو کشور میان فشار، تفاهم، بازآرایی ابزارهای بازدارندگی و رقابت، در نوسان خواهد بود و شدت و دامنه هر یک از این مولفه ها متناسب با تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی تغییر خواهد کرد.

🔳در نتیجه، تحلیل آینده روابط ایران و آمریکا مستلزم عبور از نگاه دوگانه جنگ و صلح است. چارچوب بازدارندگی سیال نشان می دهد که تا زمانی که اختلافات ساختاری پابرجا باشد و هزینه های جنگ مستقیم برای طرفین در سطحی بازدارنده باقی بماند، محتمل ترین مسیر، تداوم رقابت راهبردی در قالب ابزارهای متنوع و غیرمستقیم خواهد بود. تفاهم نه نقطه پایان رقابت، بلکه آغاز مرحله ای تازه از بازتعریف و جابه جایی ابزارهای بازدارندگی است. اندیشکده دانشیاران علوم انسانی. ۲۴ تیر ۱۴۰۵.

تلگرام
https://t.me/tecodh_ir

واتس اپ
https://whatsapp.com/channel/0029VaxMJ7JKWEKyTUjumg0e

سروش
https://splus.ir/tecodh

وب سایت
http://www.tecodh.ir