نقش هیجان در زوج درمانی

31 تیر 1405 - خواندن 10 دقیقه - 43 بازدید

نقش هیجان در زوج درمانی


لیلا محسنی 

نظام روانشناسی 4478


هیجان در زوج درمانی یکی از مهم ترین عناصر فهم رابطه، تعارض، صمیمیت و ترمیم پیوند عاطفی میان همسران است. بسیاری از مشکلات زناشویی در ظاهر به موضوعاتی مانند مسائل مالی، تربیت فرزند، روابط خانوادگی، خیانت، کاهش میل جنسی یا اختلاف در سبک زندگی مربوط می شود، اما در لایه های عمیق تر، اغلب هیجان های بیان نشده، سرکوب شده یا بدفهمیده شده قرار دارند. زوج درمانی زمانی اثربخش تر می شود که درمانگر بتواند به جای تمرکز صرف بر رفتارهای آشکار، به دنیای هیجانی هر یک از زوجین نزدیک شود و به آن ها کمک کند احساسات خود را بشناسند، بیان کنند و پاسخ های هیجانی سالم تری در رابطه بسازند.


در روابط زوجی، هیجان ها فقط واکنش های گذرا نیستند، بلکه پیام هایی عمیق درباره نیازها، ترس ها، زخم ها و خواسته های افراد هستند. خشم ممکن است در ظاهر به شکل انتقاد، سرزنش یا پرخاشگری بروز کند، اما در عمق خود می تواند نشانه احساس طردشدگی، تنهایی یا بی اهمیت بودن باشد. سکوت و کناره گیری نیز همیشه به معنای بی تفاوتی نیست، بلکه گاهی راهی برای محافظت از خود در برابر اضطراب، شرم یا ترس از درگیری است. بنابراین، نقش هیجان در زوج درمانی این است که مسیر دسترسی به نیازهای بنیادین رابطه را باز کند و به زوجین نشان دهد پشت رفتارهای آزاردهنده، احساسات و نیازهای برآورده نشده ای وجود دارد.





یکی از رویکردهای مهم در این زمینه، زوج درمانی هیجان مدار است که بر پایه نظریه دلبستگی شکل گرفته است. در این رویکرد، فرض اصلی این است که انسان ها به پیوند عاطفی امن نیاز دارند و بسیاری از تعارض های زناشویی زمانی شدت می گیرند که این احساس امنیت تهدید شود. وقتی یکی از زوجین احساس کند دیده نمی شود، دوست داشتنی نیست یا ممکن است رها شود، سیستم هیجانی او فعال می شود. این فعال شدن می تواند به شکل اعتراض، چسبندگی، کنترل گری، قهر، فاصله گیری یا حمله کلامی دیده شود. درمانگر در زوج درمانی هیجان مدار تلاش می کند الگوهای منفی تعامل را شناسایی کند و به زوجین کمک کند به جای واکنش های دفاعی، احساسات آسیب پذیرتر خود را بیان کنند.


برای مثال، زوجی را در نظر بگیریم که در جلسات درمانی مرتب درباره دیر آمدن یکی از طرفین به خانه دعوا می کنند. در سطح ظاهری، مسئله بر سر زمان، مسئولیت پذیری یا احترام است. اما وقتی درمانگر به هیجان های زیرین توجه می کند، ممکن است مشخص شود فردی که اعتراض می کند، در واقع احساس تنهایی و بی ارزشی دارد و دیر آمدن همسرش را نشانه ای از دوست داشته نشدن تفسیر می کند. از سوی دیگر، فردی که دیر به خانه می آید ممکن است از فضای پرتنش خانه بترسد و برای فرار از انتقاد، ناخودآگاه فاصله بگیرد. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر برنامه ریزی زمانی کافی نیست. زوج درمانی باید به زوجین کمک کند چرخه هیجانی رابطه خود را ببینند و آن را تغییر دهند.


هیجان ها در زوج درمانی نقش تشخیصی نیز دارند. درمانگر از طریق مشاهده نحوه ابراز خشم، غم، اضطراب، شرم، حسادت یا بی تفاوتی می تواند بفهمد زوجین چگونه با نزدیکی و فاصله عاطفی برخورد می کنند. بعضی افراد هنگام احساس تهدید، دنبال گفت وگو و نزدیکی بیشتر می روند، در حالی که برخی دیگر عقب نشینی می کنند و سکوت را ترجیح می دهند. این تفاوت ها اگر درک نشوند، به چرخه ای تکراری تبدیل می شوند؛ یکی بیشتر پیگیری می کند و دیگری بیشتر فاصله می گیرد. هرچه نفر اول بیشتر اعتراض کند، نفر دوم بیشتر عقب می نشیند و هرچه نفر دوم بیشتر سکوت کند، نفر اول احساس طردشدگی بیشتری تجربه می کند. این چرخه منفی، یکی از رایج ترین الگوهایی است که در زوج درمانی بررسی می شود.


نقش هیجان در زوج درمانی فقط به کشف احساسات محدود نمی شود، بلکه به تنظیم هیجان نیز مربوط است. بسیاری از زوجین می دانند که عصبانی، ناراحت یا مضطرب هستند، اما نمی دانند با این احساسات چه کنند. ناتوانی در تنظیم هیجان باعث می شود اختلاف های کوچک به بحث های بزرگ تبدیل شوند. فرد ممکن است به جای بیان روشن احساس خود، فریاد بزند، تحقیر کند، تهدید به جدایی کند یا کاملا رابطه را قطع کند. درمانگر به زوجین کمک می کند بین احساس و واکنش تفاوت بگذارند. داشتن خشم طبیعی است، اما حمله کردن، توهین یا تخریب رابطه پیامد ناتوانی در مدیریت خشم است. احساس ترس از رهاشدگی قابل فهم است، اما کنترل گری شدید یا بازجویی مداوم می تواند رابطه را فرسوده کند.


در زوج درمانی، هیجان های اولیه و ثانویه از یکدیگر تفکیک می شوند. هیجان اولیه، احساس اصلی و عمیق تری است که فرد تجربه می کند؛ مانند غم، ترس، تنهایی یا نیاز به محبت. هیجان ثانویه واکنشی است که روی آن احساس اصلی را می پوشاند؛ مانند خشم، سردی یا طعنه. بسیاری از زوجین به دلیل ترس از آسیب پذیری، هیجان های اولیه خود را پنهان می کنند و فقط هیجان های ثانویه را نشان می دهند. مردی که از بی توجهی همسرش غمگین است، ممکن است به جای گفتن «دلم برایت تنگ شده»، بگوید «تو هیچ وقت به درد زندگی نمی خوری». زنی که از فاصله عاطفی همسرش می ترسد، ممکن است به جای گفتن «می ترسم برایت مهم نباشم»، با انتقاد و سرزنش واکنش نشان دهد. زوج درمانی کمک می کند این ترجمه هیجانی اتفاق بیفتد.


یکی از اهداف اصلی زوج درمانی این است که فضای امنی برای بیان هیجان ها ایجاد شود. بسیاری از افراد در خانواده های خود یاد گرفته اند احساساتشان را پنهان کنند، چون ابراز هیجان با تمسخر، تنبیه، بی توجهی یا تحقیر پاسخ داده شده است. وقتی چنین فردی وارد رابطه زناشویی می شود، ممکن است نتواند نیازهای عاطفی خود را مستقیم بیان کند. در جلسه درمان، درمانگر با ایجاد امنیت روانی، زوجین را تشویق می کند احساسات خود را بدون حمله و دفاع مطرح کنند. این فضا به آن ها امکان می دهد به جای اینکه دشمن یکدیگر باشند، با هم در برابر چرخه منفی رابطه قرار بگیرند.


هیجان در زوج درمانی همچنین به بازسازی صمیمیت کمک می کند. صمیمیت فقط نزدیکی فیزیکی یا گذراندن زمان مشترک نیست، بلکه توانایی دیده شدن و پذیرفته شدن در سطح عاطفی است. وقتی فرد بتواند ترس، شرم، غم یا نیاز خود را با همسرش در میان بگذارد و پاسخ همدلانه دریافت کند، پیوند عاطفی تقویت می شود. چنین تجربه هایی رابطه را از حالت دفاعی و رقابتی خارج می کند و به سمت همکاری، اعتماد و آرامش می برد. بسیاری از زوجین پس از سال ها زندگی مشترک، از نظر هیجانی از یکدیگر دور شده اند، زیرا گفت وگوهایشان به امور روزمره، انتقادها یا مسئولیت ها محدود شده است. زوج درمانی با تمرکز بر هیجان، این امکان را فراهم می کند که زوجین دوباره به تجربه های درونی یکدیگر دسترسی پیدا کنند.


درمانگر در کار با هیجان ها باید دقت کند که ابراز هیجان به معنای رهاسازی بی قیدوشرط آن نیست. گاهی افراد تصور می کنند اگر عصبانی هستند، حق دارند هر چیزی بگویند یا هر رفتاری انجام دهند. در حالی که زوج درمانی سالم میان ابراز هیجان و تخلیه مخرب تفاوت قائل می شود. هدف این نیست که زوجین فقط احساسات خود را بیرون بریزند، بلکه هدف این است که هیجان ها را به زبانی قابل شنیدن، مسئولانه و رابطه ساز بیان کنند. جمله ای مانند «وقتی جوابم را نمی دهی، احساس می کنم تنها مانده ام و می ترسم برایت مهم نباشم» بسیار متفاوت از جمله «تو خودخواهی و هیچ وقت به من اهمیت نمی دهی» است. هر دو ممکن است از یک درد مشترک بیایند، اما اثرشان بر رابطه کاملا متفاوت است.


نقش هیجان در حل تعارض های زناشویی نیز بسیار پررنگ است. تعارض زمانی پیچیده می شود که زوجین فقط بر موضع خود پافشاری کنند و احساسات پشت آن موضع را نبینند. برای نمونه، اختلاف درباره سفر رفتن، خرید خانه یا نحوه تربیت فرزند ممکن است در ظاهر یک مسئله منطقی باشد، اما در عمق خود با نیاز به امنیت، استقلال، احترام یا تعلق ارتباط داشته باشد. وقتی درمانگر به زوجین کمک می کند هیجان و نیاز پشت خواسته هایشان را بیان کنند، گفت وگو از سطح جنگ قدرت به سطح فهم متقابل منتقل می شود. در این حالت، زوجین به جای تلاش برای پیروزی، به دنبال راه حلی می گردند که نیازهای عاطفی هر دو نفر را در نظر بگیرد.


در زوج درمانی، همدلی یکی از نتایج مهم کار با هیجان است. همدلی زمانی شکل می گیرد که فرد بتواند تجربه هیجانی همسرش را از درون درک کند، نه اینکه فقط با آن موافق یا مخالف باشد. وقتی یکی از زوجین می فهمد پشت سکوت همسرش ترس از شکست یا احساس ناکافی بودن قرار دارد، احتمال دارد واکنشی نرم تر نشان دهد. وقتی فرد مقابل نیز متوجه می شود پشت انتقادهای همسرش نیاز به توجه و اطمینان نهفته است، ممکن است به جای دفاع، به او نزدیک تر شود. این تغییرات کوچک اما عمیق، پایه های رابطه را ترمیم می کنند.


البته کار با هیجان در زوج درمانی همیشه ساده نیست. بعضی هیجان ها به تجربه های آسیب زای گذشته، خیانت، طرد، سوگ، خشونت یا ناامنی های دوران کودکی گره خورده اند. در چنین مواردی، درمانگر باید با احتیاط و مهارت عمل کند تا باز کردن هیجان ها باعث آسیب بیشتر نشود. اگر رابطه شامل خشونت فعال، تهدید جدی یا سوءاستفاده باشد، اولویت درمان امنیت است، نه صرفا افزایش بیان هیجانی. زوج درمانی زمانی موثر و اخلاقی است که هر دو طرف امکان حضور امن، شنیده شدن و انتخاب آزادانه داشته باشند.


در نهایت و خاتمه کلام میتوان گفت ، هیجان قلب تپنده زوج درمانی است. رابطه زناشویی فقط قراردادی اجتماعی یا مجموعه ای از وظایف مشترک نیست، بلکه پیوندی عاطفی است که با امنیت، توجه، پاسخ دهی و درک متقابل زنده می ماند. هرگاه زوجین یاد بگیرند احساسات خود را بشناسند، به زبان سالم بیان کنند و به هیجان های یکدیگر پاسخ همدلانه بدهند، رابطه از میدان جنگ به فضای ارتباط تبدیل می شود. نقش هیجان در زوج درمانی این است که به زوجین نشان دهد مشکل اصلی همیشه در اختلاف ها نیست، بلکه در شیوه تجربه، تفسیر و پاسخ به احساسات نهفته است. بنابراین، زوج درمانی هیجان محور می تواند راهی موثر برای کاهش تعارض، افزایش صمیمیت، بازسازی اعتماد و ایجاد پیوندی امن تر میان همسران باشد.