Hatef Shakeri
کارشناس ارشد مهندسی مواد-متالورژی-جوشکاری.دانش آموخته برتر.عضو بنیاد ملی نخبگان.
2 یادداشت منتشر شدهسئوال در مورد چگونگی مواجهات فردی و اجتماعی با پیشرفت علم و مخاطرات شغلی، تاثیرات فردی و اجتماعی و در سطح کلان در جوامع و ممالک
این یک ، پژوهشی میدانی می باشد، در دنیای امروز با این همه حجم از هم گسیخته مسائل اینترنتی و مسائل روزمرگی و کاری، هر فردی در جامعه به عنوان یک گیرنده عمل می کند و هم به عنوان یک فرستنده، هر انسان مورد آماج امواج در طول شبانه روز است، امواج رادیویی و اینترنتی و مخابراتی و حتی امواج ناشناخته، که هم با توجه به بسامد و طول موج آن، شنیداری است و هم با سیستم شنیداری ما انسان این اصوات غیر قابل شنیدن است و همچنین به طور متوالی در طول شبانه روز ما در حال دریافت اخبار هستیم هم شنیداری و هم اینترنتی و شبکه های اجتماعی مختلف، مورد اول اخبار هم می تواند در محل کار ما باشد و تخصصی باشد و هم در خانواده و اجتماع و غیره و همچنین در مورد دوم اخبار اینترنتی هم هم می تواند شخصی باشد و هم مربوط به شغل ما، در کل تمامی این اخبار و امواج با دسته بندی های مختلف در، ذره ذره وجود ما تاثیر گذار می باشد و از همه مهم تر بروی مغز انسان و سیستم عصبی هر انسان تاثیر گذار است، به طور خلاصه در طول شبانه روز و به طور تکرار شدنی و به اصطلاح به شکل متناوب، هر انسان به صورت یک تارگت و یا هدف، به طور متناوب و سیکلی، در حال بمباران امواج است با دسته بندی های مختلف، که این امواج متناوب و سیکلی به صورت سینوسی و کسینوسی می باشد، که یک امر اجتناب ناپذیر است، با پیشرفت علم، دامنه این امواج گسترده تر می گردد، حال این سئوال مطرح می شود این امواج برای انسان و سیستم عصبی انسان آیا خطر آفرین است و بر روی خلق هر انسان و رفتار او تاثیر گذار است و آیا می توان گفت: الگوی جمعی این امواج می تواند بر روی یک جامعه تاثیر بگذارد و یک جامعه را دستخوش تغییرات بکند؟ آیا این تغییرات در جهت مثبت است و یا منفی؟ حال یک نظریه اعمال می شود، هر جامعه ای که بتواند تولید امواج بیشتر داشته باشد نسبت به امواج های جامعه و مملک دیگر قدرتمندتر بوده و تاثیر گذارتر و همچنین، که این یک طرف قضیه است و تا حدود ۳۰ درصد این موارد را جواب گو هست و فرضیه دیگر برای جلوگیری از امواج که در کل یک جامعه تهدید کند و به نابودی حتی بکشاند، یک راه می تواند باشد، جلوگیری از تنش و یا حتی جنگ، و به طور کلی تحمیل نکردن اظطراب به بدنه و پیکر یک جامعه و تعامل و گفتگوی سازنده که به طور تقریبی می توان گفت: حدود ۵۰ درصد می تواند مآثر باشد، حال حدود ۲۰ درصد باقیمانده را می توان به مخاطرات شغلی نسبت داد، که بر گرفته از نوع شغل و اهداف هر شغل و پیکره و چهارچوب یک شغل می باشد و حتی از نظر درآمدی هم، می تواند تاثیر گذار باشد، می توان ادعا کرد مخاطرات شغلی یک جنبه اش خود فر است و جنبه مهم دیگر آن تاثیر به اطراف در لایه های دیگر هر فرد می باشد و در کل یک بدنه و پیکر به اسم جامعه و حتی در سطوح بالتر، حال این سئوال مطرح می شود چگونه امواج را پالایش کنیم که در هر زمینه خاص چه کلان و چه موردی برای ما و حتی یک جامعه خطر آفرین نباشد؟ آیا راهی وجود دارد به عنوان یک جواب؟ می توان گفت خیر، چون دنیا هر روز در حال پیشرفت است و ما نمی توانیم از علم روز دور باشیم، چون از موارد دیگر که در این نوشتار به آن اشاره شده دچار مشکلات می شویم، باید بپذیریم همانطور که اثر انگشت، مثلا ثبابه هر انسان نسبت به انسان های دیگر متفاوت است و در دنیا اثر انگشت مشابه وجود ندارد، حالات و خلق هر انسان متفاوت است، نسبت به محیطی که زندگی می کند و حتی تجربیات و سنش و حتی شغلش و سوادش و حتی در یک لحظه خاص و آنی با توجه به محیط پیرامونش چه رفتاری از آن فرد سر می زند، پس نمی توانیم یک نسخه واحد برای کل جامعه و به طبع آن ملت ها صادر کنیم، حال چه باید کرد؟ اصل مهم که همه موارد را در خود جای می دهد، را می توان با نام مخاطرات شغلی نامید، که بر روی همه چیز تاثیر گذار است، مثلا از بالا اگر نگاه کنیم، تاثیر و رفتار و دستورات یک مسئول مهم مملکتی بر یک فرد مسئول نزدیکش و همین طور، سلسله وار به کارمندهای زیر دستش و بنا به جایگاه او حتی می تواند به یک جامعه و حتی کشورش و در حد کلان، به کشورهای اطراف و ممالک دیگر تاثیر مثبت و منفی داشته باشد، جواب کلی ، تعامل سازنده است، و به عنوان مثال، جواب برای مثال آخر، می توان پاسخی را برای بهبود عملکرد مطرح کرد، پیشرفت علمی رو به جلو در سطح جهانی (کشورهای سطح یک از نظر پیشرفت علمی معیار در نظر گرفته شوند) برای ایجاد توازن و انعطاف در روابط بین الملل و از سوی مسئولان یک مملکت با ممالک دیگر و رقابت سازنده با جوامع دیگر برای رشد و شکوفایی، باید بدانیم این امر در یک صورت محقق می شود، از خرد به کلان و بلعکس، به پیکره یک ملت و جامعه نگاه شود، یعنی تک تک مردم یک جامعه از سطوح پایین به بالا، سازنده قالب و پیکره و بنده یک کشور هستند، اما در یک جامعه و حتی در نگاه کلان قدرت مردم عادی و افراد شاخص علمی و مذهبی حتی اگر از نظر مادی ثروتمند نباشند، دارای تاثیر گذاری بیشتر هستند، و گروه ها و طیف های بالا دست یک جامعه و حتی کشور های قدرتمند؛ مانند: سیاستمداران، تجار، ثروتمندان ، مسئولان و مدیران در سطح کلان یک جامعه و اطمینان افراد عادی یک جامعه و افراد شاخص علمی و فرهنگی و مذهبی جلب کرده و امور آنها را سهل کنند و این مهم را باید در نظر گرفت، که افراد عادی یک جامعه و همچنین چهره های علمی و فرهنگی و مذهبی در یک جامعه و حتی ممالک دیگر باید بپذیرند، امور آنها در دست افراد صاحب سرمایه است و پیشرفت، در همه زمینه ها یک امر دو طرفه است، و تحقق این امر، زمانی تحقق می یابد که؛ اولا با هم تعامل و انعطاف داشته، و در هر صورت، از هر سو به آن نگاه کنیم، این یک امر دو طرفه می باشد، و می توان آن را به کشورهای دیگر هم تعمیم داد، یعنی برای مثال: روابط جهانی و بین المللی، در جهت پیشرفت و مثبت و انعطاف در دنیا زمانی محقق می شود که؛ پذیرای این مهم باشیم؛ کشورهای کوچک، نسبت به کشور های بزرگ و ممالک قدرتمند حقی دارند و حتی بلعکس و از هم تاثیر می گیرند(منظور از کوچک و بزرگ، صرفا وسعت نیست، بلکه از نظر پیشرفت مسایل علمی، فرهنگی، اقتصادی و دیپلماسی و برقراری نظم و عدالت، می باشد), جدا از پیشرفت علمی متوازن جامعه و جوامع _ ممالک و تعامل سازنده و دو طرفه که در بالا توضیح داده شد، اما نقش و تاثیر افراد عادی و چهره های علمی، فرهنگی و مذهبی هر جامعه و جوامع بر اطراف و محیط خود بیشتر است و اگر حقوق بر حق آنها ایجاد نشود و ضایع شود، صاحبان قدرت و ثروت؛ درست است که قدرتمند تر و ثروت مند تر می شوند، اما قدرت و ثروتی همراه با هرج و مرج در سطح خرد و کلان، و ثروتی همراه با انباشت ثروت، اما، بدون امنیت اقتصادی، که برای آنها در نهایت بدون سود خواهد بود و بدون برگشت سرمایه، و در گذر زمان، رکود اقتصادی از خرد به کلان و بلعکس، چه در یک جامعه و مملکت و چه در کشورهای دیگر و ممالک دیگر.
تابستان ۱۴۰۵
هاتف شاکری