Nasrin Masoumi Badakhsh
10 یادداشت منتشر شدهبرگی از بوستان سعدی و صندلی قاجاری (بازنمود جلوس درباری در عکس های قاجاری)
برگی از بوستان سعدی و صندلی قاجاری (بازنمود جلوس درباری در عکسهای قاجاری)
بازنشر: این مقاله پیشتر در ماهنامه «عکس»، شماره 325 (آبان و آذر 1393) منتشر شده است.
مقاله ای از نسرین معصومی بدخش مدرس گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
با نگاهی به تاریخ درمی یابیم که قالبهای هنری همواره در خدمت حاکمان بوده و هم مسیر با مزاج آنان، در کارگاه های حکومتی رشد و پرورش یافته است. بسته به سلیقه پادشاه، هنری به بالندگی رو می نهاد و هنری محکوم به انزوا می شد و با تغییر حکام، هنر مورد توجه زمانه نیز به تبع آن، تغییر مییافت. ازطرفی، پادشاهان علاقه وصف ناپذیری به جاودانگی و ماندگاری در تاریخ داشتند و با هر وسیله ای که در اختیارشان بود، چه حجاری و چه نقاشی، به ثبت شوکت و جلال سلطنت خود بر صفحه های تاریخ می پرداختند.
توجه پادشاهان به هنر، سبب تولید نوع درباری آن گشت، به این معنا که دربار هنرمندان برجستهای را به خدمت میگرفت و موضوعات خاصی را سفارش میداد. هنرمندان درباری جهت اجرای سفارش ملزم به رعایت قواعد و اصولی خاص بودند از جمله بازنمود شان و هیبت پادشاه. بدین منظور با توجه به محدودیتهای هنری راهکارهایی درنظر گرفته میشد که به سبب تکرار به قوانینی در قالب هنری خاصی بدل میگشت. برای مثال در هنر نقشبرجستهکاری با بزرگتر حک کردن تصویر پادشاه، برتری وی نسبت به دیگر پیکرها، تفهیم میشد (معصومی، 1392: 10). هنر درباری به سبب رشد در محیط درباری، متاثر از ترتیبات و تشریفات بوده که با تحلیل موقعیت جلوس پیکرهها در نگارهی زیر تا حدودی گوشهای از این تاثرات آشکار میشود.
نقاشی ایرانی تا قرنها در خدمت هنر کتاب آرایی بوده است. تصویر روبرو نمونهای از این دست آثار است که بر اساس متن خاصی تصویر گردیده. نگاره مربوط به قصیدهای از باب چهارم بوستان سعدی با موضوعیت تواضع است. در نگاه کلی تصویر از مجلسی با حضور مقامی برتر حکایت دارد و تک بتی از قصیده مذکور در بالا گوشهی سمت راست آمده است. جریان قصیده از این قرار است که روزی پادشاهی با اخلاق بطور ناشناس به میان مردم میرود و گفتگوی بدی را از دو فقیر راجعبه خود میشنود، بعد از برگشت به قصر آن دو فقیر و بزرگان را فرا میخواند و به خوبی از آنان پذیرایی میکند و ...
هنرمند نگارگر با آگاهی از متن قصیده به اجرای تصویر پرداخته است. وی در طرح این صحنه با چهار درجه و مقام روبروست و باید برتری مقامها بر دیگری را به بیننده القاء کند. همانطور که ذکر شد، ترتیبات درباری بر هنر درباری تاثیرات بسزایی داشته و در طرح این داستان نیز هنرمند به بازنمایی ترتیبات و تشریفات مربوط به جلوس درباری پرداخته است. در تشریفات درباری، نشستن در برابر بزرگان دارای آداب و قوانین خاصی بوده که عدم رعایت آن گاهی به از دست دادن جان افراد میانجامید. در روزنامه خاطرات بصیرالملک شیبانی درخصوص آداب و رسوم شرفیابی مقام مهمی چون امین السلطان، چنین می خوانیم: «دبیرالملک روی زمین نشست. چند کاغذ بود مهر کند. پسر وزیر ایستاده بود. بعد از مدتی به او گفت: بنشین. نشست. بعد از ساعتی به من فرمود: بنشین. رفتم روی زمین بنشینم، گفت: فلانی را بلند کنید. روی نیم تخت بنشین، نشستم» (افشار، 1374: 450). از این گفته چنین استنباط می شود که تنها با اجازه شخصیت برتر افراد میتوانستند در حضور ایشان بنشینند و از طرفی نشستن در کنار شخص برتر از افتخارات اجتماعی به شمار میرفته است. هنرمند نگارگر برای انتقال مقام برتر پادشاه نسبت به سایرین وی را در مرکز تصویر، جلوس بر تشکچهای بر روی فرشی کشیده است. هنرمند نگارگر مورد مهر قرار گرفتن دو فقیر از جانب پادشاه را با تصویر کردنشان در حالت نشسته مقابل بزرگان، قابل درک ساخته و از طرفی برتری بزرگان حکومتی را نسبت به دو فقیر با نشستن بر روی قالیچهای تفهیم کرده است. دیگر افراد دربار را همانند ترتیبات جاری در دربار در حالت ایستاده نقش کرده است. در نگاهی به عکسهای درباری دورهی قاجار حضور پررنگ صندلی در ترکیببندی فضا نظر بیننده را بهخود جلب میکند. در این عکسها بکاربردن صندلی به شکلهای گوناگون، خواه جلوس بر آن، یا به عنوان تکیهگاهی برای افراد و یا صرفا جهت پر کردن فضا، خودنمایی میکند. در اولین برداشت استفادهی مکرر صندلی در عکسهای درباری دورهی قاجار مخصوصا دورهی ناصری را میتوان برخواسته از حس تجددطلبی این دوره (معصومی، 1392: 65) و یا به به تقلید از عکسهای اروپائیان دانست. ولی از آنجایی که عکاسی در ابتدای حضور در ایران به علت هزینهی بالا در میان درباریان و اشراف رشد کرده، بیشک تحت تاثیر محیط پیرامون دربار بوده است. برطبق تشریفات درباری، پادشاههان و یا افراد برتر حاضر در جمع در موقعیت و جایی بالاتر از سایرین مینشستند، با دقت بر نگارههای ایرانی میتوان اینگونه استنباط کرد که استفاده از صندلی برای نشستن در عکسهای دورهی قاجار تداومی از تصویر تخت شاهی، تشکجه و یا قالیچه در سنت نگارگری ایرانی است (با گذشت زمان وسیلهی جلوس علیرغم کاربری یکسان تغییر شکل پیدا کرده است). جلوس بر صندلی در عکسهای درباری برتری فرد را بر سایرین نمایان میسازد، برای مثال در تصویر شماره 2، سه نفر از خاندان قاجار به همراه خدمتکارانشان مشاهده میشود. همانطور که گفته شد، افرادی که بر روی صندلی نشستهاند نسبت به افراد ایستاده (خادمان) از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردارند. از طرفی قرارگیری فرد نشسته در مرکز همانند محل قرارگیری شاه در تصویر شماره یک، خبر از برتری وی نسبت به دیگر افراد نشسته میدهد.
بطورکلی میتوان گفت عکسها بازگو کنندهی حقایق هستند. عکسها در بردارنده اطلاعات، زیباییشناسی و یا احساسات و عواطف هستند (بلاف، 1375: 7). از آنجایی که عکاسی در دربار ناصرالدین شاه رشد نمود، در نتیجه حاوی تاثیرات و اطلاعات بسیاری از تشریفات درباری است. در آغاز ورود عکاسی به ایران، عکاسان خودآگاه و یا ناخودآگاه حقایق دربار را به ثبت رساندهاند به این معنا که اگر در تصویری مشاهده میشود که فردی برروی صندلی نشسته و سایرین ایستادهاند، تنها ژست گرفتن مقابل دوربین نیست بلکه در واقعیت نیز وی نسبت به سایرین از مقام بالاتری برخوردار است. به بیانی میتوان تشریفات جاری در دربار را روح حاکم بر عکسهای دورهی ناصری دانست و عکسهای این دوره را بازنمودی از ترتیبات دربار قاجار خواند (معصومی، 1392: 67).
منابع تصویری و نوشتاری
1- افشار، ایرج. 1371، گنجینه عکسهای ایران. تهران: فرهنگ.
2- افشار، ایرج. دریاگشت، محمدرسول. 1374. روزنامه خاطرات بصیرالملک. تهران: دنیای کتاب.
3- بلاف، هالا. 1375. فرهنگ دوربین. ترجمه رعنا جوادی، تهران: سروش.
4- حسینیراد، عبدالمجید. 1384. شاهکارهای نگارگری ایران. تهران: موزه هنرهای معاصر تهران.
5- معصومی بدخش، نسرین. 1392. مبانی ترکیب بندی عکاسی دوران قاجار (مطالعه موردی: عکسهای یادگاری دوره ناصری). پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس.