کتابخانه آینده کودکان چگونه خواهد بود؟

8 مرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 4 بازدید



 


از انبار کتاب تا زیست بوم یادگیری، تخیل و گفت وگو

اگر از بیشتر مردم بپرسیم کتابخانه چیست، احتمالا تصویری تقریبا مشابه در ذهنشان شکل می گیرد؛ ساختمانی آرام، قفسه هایی بلند، ردیف هایی از کتاب، میزهایی برای مطالعه و سکوتی که گویی قانون نانوشته آن فضاست.

این تصویر، سال ها واقعیت کتابخانه ها بوده است؛ اما پرسش اینجاست که آیا کتابخانه آینده کودکان نیز چنین خواهد بود؟

به گمان من، پاسخ منفی است.

نه به این دلیل که کتاب از کتابخانه حذف خواهد شد، بلکه زیرا معنای «کتابخانه» در حال دگرگون شدن است. همان گونه که مدرسه دیگر فقط محل انتقال اطلاعات نیست و خانه تنها محل سکونت نیست، کتابخانه نیز دیگر صرفا مکانی برای نگهداری کتاب نخواهد بود.

در آینده، کتابخانه کودک بیش از آنکه «خانه کتاب» باشد، «خانه یادگیری» خواهد بود؛ فضایی که در آن کتاب، نقطه آغاز تجربه ای بزرگ تر است.

این تحول را نمی توان صرفا نتیجه پیشرفت فناوری دانست. ریشه آن در تغییر نگاه ما به کودک، یادگیری و فرهنگ نهفته است.

سال ها کتابخانه ها بر یک فرض استوار بودند؛ اینکه مهم ترین وظیفه آن ها، حفظ و در اختیار قرار دادن منابع است. در دورانی که دسترسی به دانش دشوار بود، این ماموریت کاملا منطقی به نظر می رسید. اما امروز، در کمتر از چند ثانیه، میلیون ها صفحه اطلاعات از طریق تلفن همراه در دسترس قرار می گیرد.

اگر کتابخانه فقط محل دسترسی به اطلاعات باشد، طبیعی است که بخشی از کارکرد خود را از دست بدهد.

اما آیا انسان برای اطلاعات به کتابخانه می رود؟

پاسخ این پرسش، آینده کتابخانه را روشن می کند.

کودک به کتابخانه نمی آید، چون اطلاعاتی در اینترنت پیدا نمی شود؛ او به کتابخانه می آید تا تجربه ای را زندگی کند که هیچ موتور جست وجویی قادر به خلق آن نیست.

تجربه کشف.

تجربه گفت وگو.

تجربه هم خوانی.

تجربه لمس کتاب.

تجربه حضور در کنار کودکانی که مانند او رویا می بافند.

بنابراین، ارزش کتابخانه آینده نه در تعداد جلدهای کتاب، بلکه در کیفیت تجربه هایی خواهد بود که برای کودکان خلق می کند.

یکی از مهم ترین ویژگی های کتابخانه آینده، تبدیل شدن آن به «سومین مکان» زندگی کودک است.

خانه، نخستین محیط تربیت است.

مدرسه، دومین محیط.

اما هر جامعه ای برای رشد فرهنگی خود به فضایی نیاز دارد که نه خانه باشد و نه مدرسه؛ جایی که کودک بتواند آزادانه کشف کند، بیاموزد، پرسش بپرسد، اشتباه کند و بدون اضطراب ارزیابی، رشد کند.

در بسیاری از کشورهای پیشرو، کتابخانه های کودک دقیقا چنین نقشی یافته اند.

کودک به کتابخانه نمی رود تا تکلیف مدرسه را انجام دهد؛ بلکه می رود تا جهان را کشف کند.

او ممکن است امروز در کارگاه قصه گویی شرکت کند، فردا در یک نشست علمی، هفته آینده با یک نویسنده دیدار کند و ماه بعد در کنار دوستانش نمایشنامه ای بر اساس یک کتاب اجرا کند.

در چنین فضایی، کتاب از قفسه بیرون می آید و به بخشی از زندگی تبدیل می شود.

شاید بزرگ ترین تحول کتابخانه آینده، تغییر نقش کتابدار باشد.

در گذشته، کتابدار بیشتر نگهبان و سامان دهنده منابع بود؛ کسی که کتاب مناسب را پیدا می کرد و به مراجعه کننده تحویل می داد.

اما در آینده، کتابدار بیش از هر چیز راهنمای یادگیری خواهد بود.

او تنها کتاب معرفی نمی کند؛ مسیر مطالعه طراحی می کند.

علایق کودک را می شناسد، استعدادهای او را کشف می کند، میان کتاب های مختلف ارتباط برقرار می کند و خانواده را نیز در این فرآیند همراه می سازد.

به بیان دیگر، کتابدار آینده، مربی فرهنگ مطالعه خواهد بود.

این تغییر، شاید از هر فناوری دیگری مهم تر باشد.

زیرا هیچ سامانه هوشمندی نمی تواند جای انسانی را بگیرد که کودکی را می شناسد، با او گفت وگو می کند و برای رشد فکری او برنامه ریزی می کند.

فناوری نیز بدون تردید بخشی از آینده کتابخانه خواهد بود؛ اما نه به عنوان جایگزین کتاب.

اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم آینده کتابخانه، سالن هایی پر از صفحه نمایش است که کتاب ها را کنار زده اند.

فناوری زمانی ارزشمند است که تجربه مطالعه را عمیق تر کند، نه اینکه آن را به حاشیه براند.

کتابخانه آینده ممکن است به کودکان امکان دهد نسخه چاپی و دیجیتال یک کتاب را در کنار هم تجربه کنند، از ابزارهای هوش مصنوعی برای جست وجوی موضوعات استفاده کنند، در کارگاه های داستان نویسی با فناوری های نو آشنا شوند یا از طریق ارتباطات برخط با نویسندگان و تصویرگران کشورهای دیگر گفت وگو کنند.

اما در همه این تجربه ها، فناوری باید در خدمت فرهنگ باشد، نه فرهنگ در خدمت فناوری.

هرگاه این نسبت برعکس شود، کتابخانه هویت خود را از دست خواهد داد.

یکی از چالش های مهم جهان آینده، نابرابری فرهنگی خواهد بود.

در عصر دیجیتال، بسیاری گمان می کنند دسترسی به اینترنت، به معنای دسترسی برابر به فرصت های یادگیری است؛ در حالی که واقعیت چنین نیست.

کودکی که در خانه ای سرشار از کتاب، گفت وگو و حمایت فرهنگی رشد می کند، حتی با امکانات محدود نیز فرصت های بیشتری دارد. در مقابل، کودکی که از چنین محیطی محروم است، با وجود دسترسی به فناوری، ممکن است از رشد فرهنگی بازبماند.

در این میان، کتابخانه عمومی می تواند مهم ترین نهاد عدالت فرهنگی باشد.

کتابخانه آینده باید جایی باشد که هر کودک، فارغ از وضعیت اقتصادی خانواده، بتواند به کتاب، هنر، آموزش، تجربه های خلاق و ارتباط با الگوهای فرهنگی دسترسی پیدا کند.

اگر آموزش رسمی وظیفه کاهش نابرابری آموزشی را بر عهده دارد، کتابخانه باید نابرابری فرهنگی را کاهش دهد.

از سوی دیگر، کتابخانه آینده دیگر تنها مخاطبش کودک نخواهد بود.

تربیت کودک، بدون تربیت والدین ممکن نیست.

بسیاری از پدران و مادران امروز، با پرسش هایی روبه رو هستند که نسل های پیشین تجربه نکرده اند؛ از انتخاب کتاب مناسب گرفته تا مدیریت استفاده از فناوری، تقویت عادت مطالعه و پرورش مهارت های اجتماعی فرزندان.

کتابخانه می تواند به مرکزی برای یادگیری خانواده تبدیل شود.

نشست های والدین، کارگاه های کتاب خوانی خانوادگی، جلسات گفت وگو درباره تربیت و معرفی آثار ارزشمند، همه بخشی از ماموریت کتابخانه آینده خواهد بود.

در چنین نگاهی، کتابخانه نه فقط کودک، بلکه خانواده را نیز مخاطب خود می داند.

من معتقدم در دهه های آینده، موفق ترین کتابخانه های کودک، آن هایی نخواهند بود که بیشترین تعداد کتاب را در قفسه های خود جای داده اند؛ بلکه آن هایی خواهند بود که بیشترین تعداد خاطره، گفت وگو و تجربه فرهنگی را در ذهن کودکان خلق کرده اند.

کودکی که با اشتیاق وارد کتابخانه می شود، تنها برای امانت گرفتن یک کتاب نمی آید.

او می آید تا احساس کند عضوی از جامعه ای است که خواندن، اندیشیدن و خیال پردازی را ارزش می داند.

چنین تجربه ای، گاه تاثیری بسیار عمیق تر از خواندن ده ها کتاب دارد.

شاید لازم باشد تعریف خود را از کتابخانه تغییر دهیم.

کتابخانه، انبار کتاب نیست.

کتابخانه، کارخانه تولید انسان هم نیست.

کتابخانه، باغی فرهنگی است که در آن بذر کنجکاوی، تخیل، گفت وگو، همدلی و خرد کاشته می شود.

در این باغ، کتاب مهم ترین ابزار است، اما تنها ابزار نیست.

آنچه آینده کتابخانه را می سازد، معماری ساختمان، تجهیزات دیجیتال یا تعداد جلدهای کتاب نیست؛ بلکه کیفیت رابطه ای است که میان کودک و جهان دانایی برقرار می شود.

اگر این رابطه شکل بگیرد، کتابخانه همچنان یکی از مهم ترین نهادهای فرهنگی جامعه باقی خواهد ماند؛ حتی اگر شکل ظاهری آن به کلی دگرگون شود.

زیرا آینده کتابخانه، آینده قفسه ها نیست؛ آینده انسان هایی است که در میان آن قفسه ها، رویای ساختن جهانی بهتر را می آموزند.


 

حمیدرضا سیدناصری

پژوهشگر مطالعات کودکی با تمرکز بر ادبیات کودک، ترویج کتاب خوانی و آینده یادگیری


محمدمهدی سیدناصری

پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال