حمیدرضا سیدناصری
ناشر، نویسنده و پژوهشگر مطالعات کودکی با تمرکز بر ادبیات کودک، ترویج کتابخوانی و آینده یادگیری
5 یادداشت منتشر شدهآیا هوش مصنوعی نویسنده کتاب کودک خواهد شد؟
چند سال پیش اگر کسی می گفت روزی ماشین ها داستان خواهند نوشت، شخصیت خلق خواهند کرد، شعر خواهند سرود و حتی تصویرهای یک کتاب کودک را در چند دقیقه خواهند ساخت، شاید این سخن بیش از آنکه جدی گرفته شود، به داستانی علمی تخیلی شباهت داشت. اما امروز این آینده، دیگر آینده نیست؛ واقعیتی است که در برابر چشمان ما شکل گرفته است. هر روز ابزارهای تازه ای معرفی می شوند که می توانند با چند دستور ساده، قصه ای برای کودک بنویسند، تصویرگری کنند، کتابی کامل صفحه آرایی کنند و حتی آن را به زبان های مختلف ترجمه کنند.
در چنین شرایطی، این پرسش طبیعی است که آیا هوش مصنوعی نویسنده کتاب کودک خواهد شد؟ آیا باید خود را برای دورانی آماده کنیم که نویسندگان جای خود را به الگوریتم ها بدهند و ناشران به جای همکاری با انسان ها، با ماشین ها کتاب تولید کنند؟
به گمان من، این پرسش را نمی توان تنها از منظر فناوری پاسخ داد. مسئله اصلی، توانایی یا ناتوانی هوش مصنوعی در نوشتن نیست؛ مسئله، ماهیت «ادبیات کودک» است. تا زمانی که ندانیم کتاب کودک چیست و چه نقشی در زندگی انسان دارد، نمی توانیم درباره جایگاه هوش مصنوعی در این عرصه داوری درستی داشته باشیم.
اشتباه بزرگ روزگار ما این است که کتاب را با متن یکی می داند. اگر کتاب فقط مجموعه ای از جمله ها باشد، بی تردید هوش مصنوعی می تواند آن را تولید کند؛ شاید سریع تر، ارزان تر و حتی از نظر ساختار زبانی بی نقص تر از بسیاری از انسان ها. اما کتاب کودک هرگز صرفا مجموعه ای از واژه ها نبوده است.
کتاب کودک، پیش از آنکه محصول زبان باشد، محصول شناخت انسان است.
نویسنده کودک، تنها کسی نیست که جمله های زیبا می نویسد؛ او کسی است که جهان را از ارتفاع نگاه یک کودک می بیند، از ترس های او آگاه است، شادی های او را می شناسد، سکوت هایش را می فهمد و می داند چگونه میان تخیل و واقعیت پلی بسازد. او از خاطره، تجربه، عشق، شکست، امید و زندگی خود می نویسد؛ چیزهایی که هیچ الگوریتمی آن ها را زندگی نکرده است.
ممکن است هوش مصنوعی بتواند داستانی درباره دوستی بنویسد، اما آیا دوستی را تجربه کرده است؟ ممکن است درباره دلتنگی سخن بگوید، اما آیا تا امروز دلتنگ کسی شده است؟ می تواند از شجاعت بنویسد، اما آیا هرگز میان ترس و تصمیم، لحظه ای سرنوشت ساز را پشت سر گذاشته است؟
ادبیات، تنها بازآفرینی زبان نیست؛ بازآفرینی تجربه انسانی است.
البته این سخن به معنای نادیده گرفتن توانایی های شگفت انگیز هوش مصنوعی نیست. برعکس، این فناوری می تواند بسیاری از مراحل تولید کتاب را متحول کند. نویسنده می تواند از آن برای پژوهش، ایده پردازی، یافتن منابع، اصلاح متن یا حتی آزمایش روایت های مختلف استفاده کند. مترجم می تواند ترجمه اولیه را با کمک آن انجام دهد و تصویرگر از آن برای توسعه ایده های بصری بهره ببرد. ناشر نیز می تواند در تحلیل بازار، شناخت مخاطبان و برنامه ریزی تولید از این ابزار استفاده کند.
به همین دلیل، آینده صنعت نشر را نباید تقابل انسان و ماشین دانست. تقابل واقعی، میان خلاقیت و تکرار است.
هوش مصنوعی بر پایه الگوهای گذشته آموزش می بیند. آنچه تولید می کند، حاصل تحلیل میلیون ها متن و تصویر پیشین است. به همین دلیل، در بازتولید الگوهای موجود بسیار توانمند است؛ اما ادبیات بزرگ، همواره از جایی آغاز شده است که کسی جرئت کرده از الگوهای رایج فاصله بگیرد.
داستان های ماندگار کودک، محصول محاسبه نبوده اند؛ محصول شهود، جسارت و نگاه متفاوت نویسنده بوده اند. نویسنده ای که توانسته جهان را از زاویه ای ببیند که دیگران ندیده اند. این همان نقطه ای است که هنوز فاصله ای عمیق میان هوش مصنوعی و ذهن خلاق انسان وجود دارد.
از سوی دیگر، باید به مسئولیت اخلاقی نویسنده نیز اندیشید. نویسنده کتاب کودک، صرفا سرگرمی تولید نمی کند. او در شکل گیری زبان، تخیل، نظام ارزشی و حتی نگاه کودک به جهان نقش دارد. هر شخصیت داستانی، هر گفت وگو و هر پایان بندی، می تواند اثری ماندگار بر ذهن کودک بگذارد.
آیا می توان چنین مسئولیتی را به الگوریتمی سپرد که نه مسئولیت اخلاقی را درک می کند، نه پیامدهای اجتماعی روایت خود را می فهمد و نه می تواند درباره ارزش های انسانی داوری کند؟
هوش مصنوعی می تواند بر اساس داده ها پاسخ تولید کند، اما مسئولیت نمی پذیرد. این تفاوت، کوچک نیست؛ بلکه مرز میان ابزار و خالق است.
در سال های آینده، احتمالا شاهد افزایش چشمگیر کتاب هایی خواهیم بود که با کمک هوش مصنوعی تولید شده اند. برخی از آن ها شاید از نظر فنی نیز قابل قبول باشند. اما همین فراوانی، ارزش آثار اصیل را بیشتر خواهد کرد. وقتی تولید متن آسان شود، آنچه کمیاب می شود، اندیشه، اصالت و صدای انسانی است.
شاید بزرگ ترین ماموریت نویسندگان کودک در عصر هوش مصنوعی، نوشتن متن هایی باشد که هیچ ماشینی نتواند آن ها را خلق کند؛ متن هایی که از زیستن، مشاهده، همدلی، رنج، عشق و امید سرچشمه می گیرند.
از این منظر، آینده نویسندگی کودک پایان نمی یابد؛ بلکه دشوارتر و در عین حال ارزشمندتر می شود. نویسنده آینده، دیگر تنها با نویسندگان دیگر رقابت نمی کند؛ او باید نشان دهد که چرا حضور یک انسان در آفرینش ادبی، همچنان ضروری است.
در نهایت، شاید لازم باشد پرسش آغاز این یادداشت را اندکی تغییر دهیم.
مسئله این نیست که آیا هوش مصنوعی نویسنده کتاب کودک خواهد شد یا نه؛ زیرا بی تردید بخشی از کتاب های آینده با کمک این فناوری نوشته خواهند شد. پرسش مهم تر این است که آیا ما اجازه خواهیم داد «نوشتن» جای «آفرینش» را بگیرد؟
من چنین گمانی ندارم.
هوش مصنوعی می تواند ابزار نویسنده باشد، اما جانشین او نخواهد شد. زیرا کودک، پیش از آنکه به واژه نیاز داشته باشد، به انسانی نیاز دارد که جهان را با عشق، مسئولیت و تخیل برای او روایت کند.
ادبیات کودک، بیش از آنکه هنر نوشتن باشد، هنر فهمیدن انسان است؛ و تا زمانی که انسان راز پیچیده ترین تجربه های خود را با داستان بازگو می کند، نویسنده نیز در کنار کودک خواهد ماند؛ نه در برابر هوش مصنوعی، بلکه با بهره گیری خردمندانه از آن.
حمیدرضا سیدناصری
پژوهشگر مطالعات کودکی با تمرکز بر ادبیات کودک، ترویج کتاب خوانی و آینده یادگیری
محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال