راهنمای تضمینی برای کشتن انگیزه کارکنان در ۵ گام ساده (یک ضد-راهنما برای مدیرانی که به فرسودگی تیمشان اهمیت نمی دهند)
راهنمای تضمینی برای کشتن انگیزه کارکنان در ۵ گام ساده
یک ضد-راهنما برای مدیرانی که به فرسودگی تیمشان اهمیت نمی دهند
مقدمه: انگیزه دشمن بهره وری است!
بسیاری از مدیران ناآگاه، وقت و انرژی خود را صرف «ایجاد انگیزه» در کارکنان می کنند. غافل از این که انگیزه، امری خطرناک است! کارمند باانگیزه، ایده می دهد، داوطلب می شود، سوال می پرسد، و بدتر از همه، انتظار «دیده شدن» دارد. این وضعیت برای سازمان هایی که ثبات در سکون را ترجیح می دهند، به هیچ وجه مطلوب نیست.
اگر شما هم از آن دسته مدیرانی هستید که به آرامش ناشی از بی تفاوتی تیم اعتقاد دارید، این راهنما برای شما نوشته شده است. با ۵ گام ساده زیر، می توانید هر گونه جرقه انگیزه را – به طور تضمینی – در نطفه خفه کنید.
🌺گام اول: بازخورد را در سینه حبس کنید
اصل طلایی: کارمند خوب، کارمندی است که وظیفه اش را انجام دهد. تشویق اضافی، او را پرتوقع می کند.
· اگر کارمندتان عملکرد فوق العاده ای داشت، آن را امری طبیعی و بدیهی بشمارید. یک سر تکان دادن ساده یا یک «همین قدر خوب ادامه بده»ی مبهم کافی است – یا اصلا هیچی.
· بازخورد مثبت را به جلسات ارزیابی سالانه موکول کنید. بگذارید ۱۱ ماه در خلا اطلاعاتی بماند و بعد، در یک جلسه ۲۰ دقیقه ای، تمام خوبی ها و بدی ها را یکجا بشنود.
· اصل مهم: هرگز، به هیچ وجه، بلافاصله بعد از یک کار عالی نگویید «دست مریزاد». این کار مثل مواد مخدر عمل می کند؛ کارمند معتاد می شود و باز هم کار خوب می کند.
نتیجه تضمینی: کارمند به تدریج به این باور می رسد که «فرقی نمی کند چقدر تلاش کنم.» و این دقیقا همان لحظه ای است که انگیزه برای همیشه خاموش می شود.
🌺گام دوم: جلسه، جلسه، و باز هم جلسه
اصل طلایی: جلسه، قلب تپنده سازمان است. فرقی نمی کند درباره چه چیزی.
· برای هر موضوعی – حتی انتخاب برند چای برای کافه دفتر – یک جلسه یک ساعته ترتیب دهید.
· جلسات را بدون دستور جلسه مشخص، بدون زمان پایان قطعی، و بدون جمع بندی برگزار کنید. بگذارید شرکت کنندگان در پایان جلسه از خود بپرسند: «الان یک ساعت از عمرم برای چی هدر رفت؟»
· از همه مهم تر: همه را به جلساتی دعوت کنید که هیچ ربطی به کارشان ندارد. «فقط برای این که در جریان باشی.» این پیام را به زیبایی منتقل می کند که «وقت تو بی ارزش ترین منبع سازمان است.»
نتیجه تضمینی: ترکیب جلسات بی نتیجه و پیام های «طبق جلسه مورخ...» باعث می شود کارمند زمان واقعی برای انجام کارهای اصلی خود نداشته باشد و روزها بین جلسات و پیام ها گم شود – و در این گم شدگی، انگیزه نیز گم می شود.
🌺گام سوم: اطلاعات را گنجینه خود بدانید
اصل طلایی: اطلاعات یعنی قدرت. و قدرت نباید تقسیم شود.
· تصمیمات مهم را در اتاق های دربسته بگیرید و بعد، نتیجه را مثل یک بخشنامه رسمی و غیرقابل نقد به کارکنان ابلاغ کنید.
· هرگز نگویید «چرا» این تصمیم گرفته شد. «چرا» برای ضعیف هاست. کارکنان فقط باید «چه» و «چگونه» را بدانند.
· وقتی کارمندی درباره آینده سازمان یا پروژه سوال می پرسد، با یک لبخند مرموز و جمله «نگران نباش، همه چیز تحت کنترله» پاسخ دهید. این جمله، مثل یک پتوی خیس روی آتش کنجکاوی عمل می کند.
نتیجه تضمینی: کارمندی که نمی داند سازمان به کجا می رود، نمی تواند در مسیر سهیم باشد. او تبدیل به یک مجری منفعل می شود – دقیقا همان چیزی که یک سازمان بی انگیزه نیاز دارد.
🌺گام چهارم: قهرمانان را فرسوده کنید
اصل طلایی: اگر کسی خوب کار می کند، از او بیشتر کار بکشید. این یعنی «بهینه سازی منابع».
· در هر تیم، یک یا دو نفر پیدا می شوند که همیشه داوطلب می شوند، تحویل به موقع می دهند، و در بحران ها ناجی تیم می شوند. این افراد را شناسایی کنید و به تدریج، بار همه را روی دوش آن ها بگذارید.
· به قهرمانان تیم، مسئولیت های بیشتر و بیشتری بدهید – بدون کاهش وظایف قبلی، و البته بدون پاداش یا تقدیر ویژه. آن ها که شکایت نمی کنند، پس حتما راضی اند!
· وقتی کسی می گوید «حجم کارم بالاست»، پاسخ استاندارد این باشد: «ما به تو اعتماد داریم، می دانیم از پسش برمی آیی.» این جمله از «نه» گفتن جلوگیری می کند.
نتیجه تضمینی: قهرمان سازمان، پس از مدتی به یک فرد فرسوده، تلخ و بی انگیزه تبدیل می شود. یا می شکند و می ماند (که عالی است) یا سازمان را با دل خوری ترک می کند – و شما تازه آن زمان می فهمید چقدر کار روی دوشش بوده.
🌺گام پنجم: فرآیندهای پیچیده و چندلایه بسازید
اصل طلایی: هر چه تاییدیه های بیشتری لازم باشد، احتمال انجام کار کمتر می شود. و این یعنی کنترل بیشتر.
· برای ساده ترین درخواست ها (مثلا خرید یک خودکار، ثبت یک روز مرخصی، یا نصب یک نرم افزار) حداقل سه لایه تایید طراحی کنید.
· فرم هایی با فیلدهای غیرضروری، مبهم، و تکراری بسازید. وقتی کارمند برای پر کردن فرم مجبور شود سه بار به واحدهای مختلف زنگ بزند، به احتمال زیاد از اصل کار منصرف می شود.
· فرآیندها را در طول زمان پیچیده تر کنید و هرگز آن ها را بازبینی یا ساده سازی نکنید. جمله «ما همیشه همین کارو می کردیم» سند محکمی است برای توجیه هرگونه دست وپاگیری.
نتیجه تضمینی: کارمند به این نتیجه می رسد که انجام هر کار جدید، آن قدر انرژی بر و زمان گیر است که بهتر است اصلا انجامش ندهد. خلاقیت، ابتکار، و هرگونه تمایل به بهبود، در هزارتوی فرآیندها دفن می شود.
🍀جمع بندی: قبرستان انگیزه، همین جاست
تبریک می گویم! اگر این ۵ گام را با دقت و پشتکار اجرا کنید، سازمان شما تبدیل به یک قبرستان انگیزه خواهد شد؛ جایی که کارکنان آرام و بی صدا کارشان را انجام می دهند، بدون آن که ایده ای بدهند، انتقادی کنند، یا داوطلب چیزی شوند. بهشت مدیران کنترل گر!
اما اگر – خدای نکرده – روزی وسوسه شدید و خواستید برعکس این راهنما عمل کنید... عواقبش با خودتان. ممکن است سازمانتان پر شود از آدم های پرانرژی، خلاق و متعهدی که مدام می خواهند وضعیت را بهتر کنند. آن وقت دیگر تقصیر من نیست.
🍀🍀این یادداشت با لبخندی تلخ نوشته شد. اگر هر یک از این گام ها برایتان آشنا به نظر می رسد، شاید وقت آن رسیده که جهت نما را برعکس کنید.